*اخیراً شاهد بودیم از سوى شما و تعدادى از همکارانتان در مجلس و برخى اقشار مذهبى جامعه نسبت به مسئله پوشش برخى جوانان اعتراضاتى به عمل آمد و درخواست هایى براى ساماندهى وضعیت پوشش مردم مطرح شد. بنابراین اولین سئوالم این است که شما به عنوان یک روحانى و نماینده مجلس چه راهکارى را براى این مسئله ارائه مى دهید؟
**وضعیتى که به وجود آمده، یک شبه به وجود نیامده است. این وضعیت حاصل کارکرد مدت قابل توجهى است و محصول فعالیت فرهنگى صرفاً داخل هم نیست بلکه تاثیرگذارى از داخل و خارج است. ناگزیر با مسائل فرهنگى باید فرهنگى برخورد کرد. معتقدم ما باید در قالب هاى آموزشى، پژوهشى، تربیتى و فرهنگ سازى اقدامات اساسى در صداوسیما، در فیلمنامه ها و فیلم ها، در برنامه هاى فرهنگى فرهنگسراها و امثال اینها و مجموعه فعالیت هاى فرهنگ سازى در آموزش و پرورش و در دانشگاه ها داشته باشیم که بتواند به صورت آرام و بلندمدت اعتقادات اسلامى ما در میان مخاطبان کاملاً پذیرفته شود و در ذهن و فکر آنها به صورت عقلانى جایگزین شود و البته مى بایستى از احساسات هم براى جا انداختن چنین اعتقاداتى بهره گرفت چرا که بخش مهمى از کنش ها و واکنش هاى انسان تحت تاثیر احساساتش است، در این صورت مى توانیم نتایج مثبتى بگیریم. البته در کوتاه مدت مى بایستى با برنامه هاى سازمان یافته براى تخریب فرهنگ اسلامى و ایرانى خودمان هم مبارزه بکنیم و این مبارزه باید جدى باشد نه اینکه بگیر و ببندهایى مقطعى بخواهد با معلول ها صورت بگیرد. خیر، بلکه مى بایستى کار بلندمدت فرهنگى باشد و در این کار فرهنگى بلندمدت هم باید با آن دستگاه ها، نهادها و شخصیت هاى حقیقى و حقوقى که به نوعى مى توانند بر فرهنگ نسل جوان ما _ خداى نکرده _ تاثیر مخرب بگذارند به جاى اینکه تاثیر مفید داشته باشند، برخورد کنیم. بنابراین برخورد با علل و عوامل در کوتاه مدت هم ممکن است. ولى برخورد با معلول که عبارت باشد از بروز یک رفتار فرهنگى حتماً در کوتاه مدت نتیجه بخش نخواهد بود.
*چرا در برخى اذهان به محض اینکه بحث برخورد با بدحجابى مى شود فوراً برخورد خشن به ذهن ها خطور مى کند؟ آیا چنین مسئله اى را قبول دارید؟
**بنده چنین مسئله اى را قبول ندارم. البته در اذهان چنین چیزى پدید مى آید. منتها این معلول کارکرد تبلیغات مطبوعات ماست. یعنى به جاى اینکه گفته شود چنین قصد و غرضى نیست و احیاناً کسى هم دلسوزانه راهکار بدهد، تصویر غلط و سیاهى از گفته هاى او و موضع او مى دهند به طورى که این القا براى مخاطب ایجاد مى شود که بله، مى خواهند با داغ و درفش برخورد کنند.
*خب راهکار زدودن چنین ذهنیتى چیست؟
**به نظرم همه کسانى که مى خواهند درباره مسائل فرهنگى اظهارنظر کنند باید به لوازم سخنان خود توجه بکنند. مطبوعات ما، صداوسیماى ما و سایر رسانه ها امانت را در انتقال این دیدگاه ها رعایت کنند. خداى ناکرده این طور نباشد که سخنان آنها تحریف بشود و فضایى را به وجود بیاورد که نباید به وجود بیاید. جامعه و مردم و مسئولان و مطبوعات ما شکى ندارند که یک نوع ناهنجارى هایى در بعضى از رفتارها پدید مى آید. نباید اگر هر گونه نظر اصلاحى نسبت به این ناهنجارى ها هست به گونه اى تفسیر شود که نتواند جلوى آن ناهنجارى گرفته شود. منتها نحوه برخورد باید کاملاً حساب شده باشد. معتقدم براى عامه مردم که البته عامه مردم مى گویم بخش عظیمى از مردم ما مومن اند، متدین اند، هنجارهاى اسلامى را کاملاً رعایت مى کنند و در رفتارهاى خود ظهور مى دهند اما یک گروه بسیار کم و اندکى احیاناً از این هنجارها تخلف مى کنند و تحت تاثیر تبلیغات بیگانه قرار مى گیرند یا تحت تاثیر برنامه هاى سازمان یافته کسانى قرار مى گیرند که مصالح این کشور را دنبال نمى کنند. نسبت به این دسته هم مى بایستى کار فرهنگى توضیح و توجیه صورت بگیرد. معتقدم اگر این کار به صورت کاملاً بلندمدت دنبال شود و برخورد با علل و عوامل هم به صورت قاطع باشد مى تواند تاثیرگذار باشد. البته تاکید مى کنم که مطبوعات ما باید دلسوزانه این مسئله را دنبال کنند نه خداى ناکرده اگر کسانى اظهارنظر مى کنند، اظهارنظرهاى آنها را به صورت منفى جلوه بدهند.
*بعضى ها مى گویند در شرع اسلام امور واجب زیاد است ولى اجبارى نیست.
**توضیح مى دهم، مسئله حجاب از یک جهت مسئله اى شخصى و از سوى دیگر مسئله اى اجتماعى است. اگر کسى بخواهد مسئله حجاب را به عنوان واجب الهى در نظر بگیرد یک مسئله شخصى است. هر کسى باید واجب الهى را اجرا کند. معنایش این است اگر خانمى در خانه خودش با برادر شوهرش مى خواهد ملاقات کند، این واجب شخصى ایجاب مى کند که آنجا پوشش و حجاب را رعایت کند. اما مسئله اجتماعى حجاب وقتى است که خانمى مى خواهد به صحنه اجتماع بیاید پا از خانه بیرون مى گذارد، از چهاردیوارى خودش خارج مى شود. آن چهاردیوارى مسئله اى شخصى بود اما وقتى به اجتماع مى آید، تاثیرگذار است. حجاب او یا بى حجابى او فرهنگ ساز و مدل آفرین است و روى روحیه ها تاثیر مى گذارد. اگر خانمى تمام عیار آرایش کند و وارد جامعه شود، طبعاً تاثیر مخربى روى جوانانى مى گذارد که او را تماشا مى کنند و هوا و هوس را در آنها شعله ور مى کند. نمى شود بگوید من دوست دارم اینگونه بیایم. نه، این معنایش این است که من کارى ندارم آثار رفتارم تاثیراتى روى روان اجتماع بگذارد، آن روان را تخریب بکند، چرا؟ چون من دوست دارم یک چنین رفتارى داشته باشم بنابراین عرف و هنجار جامعه را همه باید در رفتار و روابط اجتماعى شان رعایت بکنند. اما در خانه و روابط شخصى شان خودشان مى دانند و اعتقاداتشان.
*اگر چنین افرادى متقابلاً استدلال کنند که اجبار بر آنها تاثیر مى گذارد و روان آنها را آزار مى دهد، آنگاه چه پاسخى باید بدهیم؟
**به نظر مى رسد مسائل اجتماعى به صورت عرف و هنجار یا قانون درآمده است. دیگر معنا ندارد کسى آن را مورد مناقشه قرار بدهد. ما هم در مورد حجاب قانون داریم بنابراین هرگونه بى حجابى و یا رعایت نکردن حداقل پوشش شرعى خلاف قانون است به علاوه عرف جامعه ما و هنجارهاى جامعه ما هم بى حجابى را نمى پذیرد. جالب است در بعضى از ایالات کشور آمریکا طبق اطلاعاتى که اساتید تحصیل کرده در آنجا به من داده اند اگر خانمى با حداقل لباس وارد شهر بشود خانم ها با او برخورد مى کنند، آقایان با او برخورد مى کنند. مى گویند به سمت خانه ات برگرد، بپوش و بعد بیرون بیا. معنایش این نیست که چادر بپوشد یا الزاماً روسرى به سر کند اما لباس عرفى و حداقل لباسى را که مورد قبول است، باید بپوشد. مثلاً نمى تواند بدن خودش را نیمه عریان کند و بعد وارد جامعه شود. این یعنى چه؟ یعنى اینکه هنجارهاى جامعه باید مورد قبول همه قرار بگیرد وگرنه با واکنش هاى اجتماعى روبه رو مى شود. مگر ما مى خواهیم در جامعه مان دائماً دردسر تولید کنیم؟ مسلماً چنین رفتارهایى که خلاف هنجارهاى عمومى جامعه است مایه دردسر و ایجاد نزاع و درگیرى است. به علاوه بسیارى از طلاق ها، قتل ها و بسیار از هم پاشیدن خانواده ها معلول چنین ظهور و بروزهایى است که خانمى بخواهد در صحنه جامعه عشوه گرى و جلوه گرى کند. این عشوه گرى و جلوه گرى در ذات خانم ها هست. ولى براى کاربردهاى کاملاً مشروع و عقلایى است. کاربرد عقلایى هم آن است که نسل بشر و هسته خانواده باقى بماند. نه اینکه چنین عشوه گرى ها و جلوه گرى هایى به صحنه جامعه بیاید و ظهور پیدا کند. چرا مردها این طور نیستند که لزوماً بخواهند عشوه گرى و جلوه گرى کنند؟ چون در ذات مردها نیست. اگر مردى بخواهد چنین عشوه گرى اى داشته باشد به او مى گوییم که اخلاق خانم ها را پیدا کرده است. دچار خصلت خانم ها شده است و کاملاً استثنایى خواهد بود. اما در رفتار خانم ها این مسئله کاملاً طبیعى و فطرى است و باید در چارچوب خانواده و نه خارج خانواده باشد. صحنه جامعه صحنه جدیت است نه صحنه هوا و هوس و هوسرانى. اگر جامعه بخواهد دستخوش هوسرانى ها بشود همه لطمه مى بینند و مصالح ملى جامعه لطمه مى بیند.
*به این ترتیب در ایران به عنوان یک کشور اسلامى که قوانین اسلامى از جمله حجاب بر آن حاکم است و نظام جمهورى اسلامى هم بر آن حاکم است، حجاب یک امر ابدى و تغییرناپذیر است.
**تا این نظام وجود دارد قطعاً چنین مسئله اى هم هست. منتها طبعاً تعریف ما از حجاب به معناى لباس خاص نیست آنچه شرط است پوشیدگى است. یعنى خانم ها باید اندام ها، موها، دست ها و صورت را تا جایى که شرع تعیین کرده است، بپوشانند. این یک اصل است و حتماً اگر این نظام که نظام جمهورى اسلامى است، برقرار باشد قوانین اسلامى و الهى باید حاکم باشد. البته عرض کردم رفتارهاى شخصى افراد به خودشان مربوط است.
*براى اقلیت هاى دینى و یا غیرمسلمانانى که چه در ایران ساکن اند یا خارج از ایران به کشورمان سفر مى کنند، چرا حجاب اجبارى است؟
**من این را خیلى توجیه نیستم.
*یعنى اینکه خیلى موافق نیستید؟
**نه، توجیه نیستم. براى من روشن نیست. مگر اینکه بگوییم فقط هنجار عمومى جامعه چنین الزامى را ایجاد کرده است. از نظر فقهى که اتفاقاً فتاواى فقهاى بزرگ قدیم ما هم هست، امروز هم هست، اقلیت هاى دینى مى توانند سر را برهنه کنند و در جامعه ظاهر شوند و به این وسیله شناخته شوند که اقلیت اند. به عبارتى دیگر یک نوع تنقیص به حساب مى آید. اگر قبول کنند چنین رفتار و هنجارى را داشته باشند به معناى این است که خانم مسلمان محترم است و احترام او بیش از یک خانم غیرمسلمان باید رعایت بشود. پس کسى نباید به او یعنى خانم مسلمان تعرض و یا نگاه بد کند، یا تحت فشار قرار بدهد. ولى چنین الزامى براى رعایت حرمت خانم هاى غیرمسلمان نیست. آنها مطابق عرف خودشان مى توانند عمل کنند. اما فعلاً و در شرایط فعلى جامعه ما شاید قانون از این بابت شامل حال آنها است که یک عرف و هنجار است و نمى شود تشخیص داد که چه کسى خانم مسلمان یا چه کسى خانم غیرمسلمان است تا احیاناً اگر خانم مسلمانى رعایت نمى کند به او تذکر داده شود و اگر غیرمسلمانى رعایت نمى کند، کسى به او کارى نداشته باشد.
*پس یک نوع عرف یا هنجار است که خودبه خود در جامعه ایجاد شده و از مبناى فقهى خاصى برخوردار نیست؟
**در مورد غیرمسلمانان بله، چنین چیزى مبناى فقهى ندارد.
*پس آیا این امکان وجود ندارد درباره این یک مورد رعایت حجاب اختیارى اعلام شود؟
**بیش از این اظهارنظر نمى کنم چرا که به نظر مى آید باز کردن این مسئله ممکن است آثار جانبى داشته باشد.