تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۴  ، 
کد خبر : ۸۱۲۱۴

بلاروس زیر ذره بین آمریکا


نوشته: ماکس مورنى
ترجمه: پوراندخت مجلسى
دولت آمریکا مخالفان لوکاشنکو را در بلاروس سازماندهى مى کند

در 19مارس ،2006 «الکساندر لوکاشنکو» براى بار دوم و تقریباً با 83درصد آراى مردم به ریاست جمهورى بلاروس انتخاب شد. نتیجه انتخابات، همه نظرسنجى هاى پیش از انتخابات را مورد تأیید قرار داد که پیش بینى مى کردند او با رأیى بسیار بالاتر از رقیب خود، انتخاب خواهد شد. این امر مانع از آن نشد که کشورهاى سلطه گر غربى و رسانه هاى وفادار به آنها، ادعا کنند که در انتخابات تقلبى شده است. آنها تقاضاى ابطال انتخابات را کردند و خواهان برگزارى انتخابات جدیدى با اصول «دموکراتیک» شدند.«جرج بوش» رئیس جمهورى آمریکا، لوکاشنکو را «آخرین دیکتاتور اروپا» نامید و وزیر خارجه اش «کاندولیزا رایس» هم بلاروس را لقب «پایگاه استبداد» داد. در ضمن بلاروس تقریباً به بالاى فهرست کشورهایى که نوبت دگرگونى ساختار سیاسى شان رسیده است، تغییر مکان داد.
در روزهاى پس از انتخابات گروههاى مخالف لوکاشنکو، که بودجه شان را خارجى ها تأمین مى کنند، تظاهراتى در مینسک، پایتخت بلاروس برپا کردند و خواهان برکنارى لوکاشنکو شدند. این اعتراض ها به این منظور ترتیب داده شده بودند که بى ثباتى و تزلزل ایجاد کنند و مشروعیت انتخابات را زیر سؤال ببرند.
در 24مارس، بوش پشتیبانى خود را از تظاهرکنندگان معترض اعلام کرد و اظهار داشت که دولت ایالات متحده به حمایت خود از مردم بلاروس و همه کسانى که کمک مى کنند این کشور جاى شایسته خود را در جامعه «دموکراتیک» بیابد، ادامه خواهد داد. رسانه هاى ایالات متحده و متحدان اروپایى اش، پوشش سخاوتمندانه اى به اعتراض هاى از پیش طراحى شده گروههاى مخالف دادند. تظاهرکنندگان، که بیشتر، از مردم طبقات ممتاز بودند، هر کار ممکن را انجام دادند تا براى رسانه ها تصویرى از «سرکوب» وحشیانه پلیس بلاروس را براى به هم زدن تظاهرات، فراهم کنند. ولى این تلاش ها غالباً با شکست مواجه شد. پلیس بلاروس از این دام گریخت و روزنامه هاى سرمایه دارى را از چنین تصویر هایى که مى توانست براى تحریک افکار عمومى ضدلوکاشنکو به کار رود، محروم کرد.
گروههاى مخالف دولت در بلاروس10میلیون نفرى به رغم ماهها طرح ریزى و دریافت حمایت هاى مالى وسیعى از خارج، تنها توانستند ده هزار نفر را براى روز انتخابات بسیج کنند که در تظاهرات بعدى به تدریج کمتر شد و به تنها چندصد نفر رسید. خارج از حلقه تظاهرات، این اعتراضها از طرف مردم معمولى پشتیبانى نشد. ماهها پیش از انتخابات، براى همه بدیهى و روشن بود که لوکاشنکو برنده انتخابات است. نظرسنجى هایى که به وسیله سازمانهاى گوناگون انجام شد، از جمله آنهایى که به وسیله انستیتوى جهانى جمهوریخواهان و سایر منابع غربى تأمین مالى شد، نشان داده بودند که لوکاشنکو با فاصله زیاد، محبوب ترین نامزد انتخاباتى است.
آمریکا براى بلاروس طرح «انقلاب» مى ریزد
هدف واشنگتن در بلاروس برگزارى انقلاب رنگینى بود که در سایر جمهورى هاى سابق شوروى نیز صورت گرفت. طى چندسال گذشته کاخ سفید از به نمایش درآوردن تظاهرات خیابانى بهره جسته بود تا دولتهاى اوکراین، گرجستان و قرقیزستان را بى ثبات کند. این «انقلاب»ها به ترتیب، «انقلاب نارنجى»، «انقلاب مخملى» و «انقلاب گل لاله» لقب گرفتند و در همه آنها نامزد طرفدار آمریکا به قدرت رسید. دولت آمریکا همان نقشه را براى بلاروس هم داشت.«دیوید جى کرامر» معاون مسائل اروپایى - آسیایى وزارت خارجه آمریکا در دیدار خود از بلاروس در ماه فوریه، از این نقشه پرده برداشته بود. او همه طرفها را به اجتناب از خشونت در انتخابات آینده دعوت کرد ولى اظهار داشت نامزدى که از امکانات دولتى برخوردار است، مسؤولیت بیشترى دارد زیرا نیروهاى امنیتى و سلاح و باتون وگاز اشک آور و غیره در اختیار دارد. در پاسخ اظهارات کرامر، «آندره پوپوف» سخنگوى وزارت خارجه بلاروس گفت: «فقط مى توان از اصرار این نماینده وزارت خارجه آمریکا بر احتمال عملیات اعتراضى خشونت آمیز در ضمن مبارزات انتخاباتى اظهار شگفتى کرد. براى کسانى که در بلاروس زندگى مى کنند کاملاً روشن است که این اظهارات پایه و اساسى ندارد. همه شاهد این هستند که مبارزات انتخاباتى با آرامش و در چارچوب قانون در جریان است.» پوپوف اصرار ورزید که ایالات متحده از اتهام درباره خشونت احتمالى در انتخابات بهره بردارى مى کند.
جرم بلاروس؛ مقاومت در برابر خصوصى سازى
البته تاریخچه اى در پس دشمنى ایالات متحده نسبت به بلاروس وجود دارد. بلاروس یکى از پایه گذاران جمهوریهاى متحد جمهورى سوسیالیستى شوروى بود و نخستین منطقه اى بود که مورد هجوم آلمان نازى قرار گرفت. در طول مدت اشغال تا سال،1944 اشغالگران آلمانى تخمیناً 3میلیون از مردم بلاروس را کشتند و بیشتر زیربناى اقتصادى این کشور را از بین بردند. تنها در سال،1971یعنى 26سال بعد از پایان جنگ، جمعیت بلاروس به سطح قبل از جنگ رسید.
بعدها بلاروس یکى از مراکز صنعتى اتحاد شوروى شد و داراى رفاهى نسبى بود. با فروپاشى اتحاد شوروى در سال،1991رفرم هاى سرمایه دارى به سراسر جمهوریهاى شوروى بسط یافت. صنایع و زمین هاى دولتى، خصوصى شدند و به سرمایه داران خارجى و داخلى به بهایى بسیار ارزان و تقریباً مفت فروخته شدند. خصوصى سازى و تعطیل کارخانه ها با این بهانه که امکان سوددهى کافى ندارند، توده هاى بزرگى از کارگران را بیکار کرد و در استانداردهاى زندگى افت عظیمى را به وجود آورد. همین بلا بر بلاروس هم نازل شد. از سال1991 تا ،1995 با پشتیبانى سازمانهاى بین المللى - طبق خلاصه پرونده بانک جهانى در سال2003 در مورد این کشور - بلاروس دوره مقدماتى اصلاحات را براى ورود به اقتصاد بازار اجرا کرد. در این دوره، کل تولید داخلى طبق برآوردى 40درصد کاهش یافت. در گزارش بانک جهانى آمده است که «ولى دولت بلاروس از اواخر1995به بعد، درصدد دور نگاه داشتن مردم خود از رنجهاى رفرم برآمد و به حمایت و حفظ مشاغل ودستمزدها پرداخت. مینسک کنترل بیشتر منابع تولیدى را در اختیار گرفت و سهم قابل توجهى از کل درآمد تولید داخلى (GDP) را به هزینه هاى اجتماعى و یارانه ها اختصاص داد و رفرم هاى مربوط به بازار بسیار محدود شد.»
از سال1994که لوکاشنکو به ریاست جمهورى انتخاب شد، بلاروس خصوصى سازى را متوقف کرد و براى حفظ برنامه ها و زیربناى اجتماعى اقدام به بهره بردارى از منابع کشور کرد. بانک جهانى، نتیجه را اینگونه شرح مى دهد: «این کشور بسیارى از جنبه هاى اقتصاد با برنامه را حفظ کرده است. این کار را با استفاده از کنترل قابل توجهى بر عوامل تولید و بر تصمیم گیریهاى بنگاههاى اقتصادى، وضع مالیات هاى سنگین، توزیع مجدد بودجه براى هزینه هایى که هدف آن حمایت از استخدام و از شرکت هاى قدیمى است، به انجام رسانده است. بخش کشاورزى، عمدتاً بدون تغییر (رفرم) باقى مانده است، مؤسسات کوچک و متوسط کمترین پیشرفت را کرده اند و سهم قابل توجهى از کل تولید داخلى به هزینه هاى اجتماعى اختصاص یافته است.»
در 1995 صندوق بین المللى پول و بانک جهانى دادن وام به بلاروس را متوقف کردند با استناد به اینکه این کشور از اجراى رفرم هاى بازار آزاد امتناع مى کند.
اقتصادى مستحکم
این سیاست که بلاروس را از لحاظ مالى منزوى کنند، نتیجه معکوس داد. دولت نه تنها مانع از ایجاد بحران مالى و اجتماعى شد، اقتصاد آن رونق هم یافت. از سال 1996 ، اقتصاد آن رونق هم یافت. از سال ،1996 اقتصاد به دوره اى باثبات و محکم وارد شده است که داراى گسترشى با میانگین رشد سالیانه 6/6درصد است. (بانک جهانى «بلاروس: موضوع گسترش رقابت و حفظ رشد اقتصادى» نوامبر 2005در حالى که سایر جمهورى هاى سابق شوروى، دچار افت اقتصادى شده بودند، رشد اقتصاد بلاروس ادامه داشت. در سال 2003 نرخ رشد اقتصادى این کشور7 درصد بود که در سال 2004 به رشد بهت آور 11 درصدى افزایش یافت.شاخص هاى اجتماعى و بهداشت نشان مى دهد که رشد اقتصادى بلاروس به بهبود تحسین برانگیز استانداردهاى زندگى منجر شده است. بلاروس کمترین سطح فقر را در منطقه داراست. 2درصد، در مقایسه مثلاً با 5/11 درصد لاتویا (لتونى) و 4/31 درصد اوکراین. (گزارش بانک اروپایى براى بازسازى و پیشرفت _2005بلاروس کمترین نرخ مرگ و میر کودکان را در منطقه دارد: 9/6 مرگ در هر 1000 کودک. این کشور6/1درصد بودجه خود را براى آموزش و پرورش و آموزش حرفه اى هزینه مى کند و 9/4 درصد کل درآمد تولید داخلى خود را براى بهداشت _ که در منطقه بیشترین نرخ را داراست. (سالنامه آمارى سازمان ملل _2005نه تنها پیشرفت اقتصاد ملى بلاروس مانعى براى نفوذ سرمایه کشورهاى بزرگ سرمایه دارى ایجاد مى کند بلکه نمونه و سرمشقى است براى مردم منطقه و دلیلى است بر مردود بودن تبلیغات سرمایه دارى که مدعى است تنها راه دارا بودن اقتصاد پررونق و شکوفا، تسلیم به خواسته هاى صندوق بین المللى پول و بانک جهانى، گشودن اقتصاد ملى به روى سرمایه بین المللى و تسلیم در برابر رقابت «آزاد» است.
تلاش براى ترور شخصیت لوکاشنکو
تلاش هاى کشورهاى سلطه طلب سرمایه دارى علیه پیشرفت هاى ملى بلاروس بدون نسبت دادن معمول و مرسوم شرارت و دیوصفتى به رهبر آن، نمى تواند کامل باشد. «دیکتاتور»، «خودرأى»، «ستمگر» بعضى از معمولى ترین اصطلاحات براى توصیف لوکاشنکو بوده است. این شخص که انواع و اقسام صفت هاى شریرانه به او نسبت داده مى شود در سال 1990 به سمت مشاور عالى جمهورى بلاروس برگزیده شد. در دسامبر 1991 تنها عضو پارلمان بلاروس بود که علیه فروپاشى اتحاد شوروى رأى داد. در سال 1994وقتى بلاروس در بازار «آزاد» اقتصاد سرمایه دارى غوطه مى خورد، لوکاشنکو مبارزه اى را علیه فساد و براى حفظ مشاغل و منافع عمومى مردم به راه انداخت. او در آن سال با 80 درصد آراى مردم، در انتخابات پیروز شد.
پشتیبانى کاخ سفید از گروه هاى مخالف
در انتخابات مارس ،2006 شناخته شده ترین نامزد انتخاباتى گروه مخالف (اپوزیسیون)، «الکساندر میلنکوویچ» بود؛ ولى او در نظرسنجى هاى پیش از انتخابات رأى بسیار پایینى داشت و محبوبیت اش بارها عددى یک رقمى را نشان مى داد. با این که میلنکوویچ از پشتیبانى داخلى بى نصیب است ولى با پشتیبانى سرمایه داران غربى، نداشتن حمایت داخلى را جبران مى کند! در آوریل 2005 میلنکوویچ با «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا ملاقات کرد. رایس او را از پشتیبانى واشنگتن مطمئن ساخت و توصیه کرد گروه هاى مخالف دولت همه پشت سر او جمع شوند.
تنها در سال2006 دولت بوش12 میلیون دلار براى گروه هاى مخالف در بلاروس اختصاص داد (نیویورک تایمز 26 فوریه2006میلنکوویچ و سایرین سهم سخاوتمندانه اى از این هدیه ملى آمریکا براى دموکراسى و سازمان هاى مشابه اروپایى دریافت کردند. اتحادیه اروپا4/2 میلیون دلار براى بخش برنامه هاى ضددولتى در بلاروس هزینه کرده است. بین مشاوران ارشد آمریکایى، میلنکوویچ، از خدمات «ترى نلسون» که مبارزات انتخاباتى «جورج بوش» را هدایت مى کرد، بهره مى گیرد.
سلطه طلبى و دموکراسى
اگرچه پشتیبانى مالى و حمایت از گروه هاى سیاسى در سایر کشورها مخالف قوانین بین المللى است، این امر مانع کشورهاى سلطه طلب غربى نشده است تا هر کجا که لازم است اقدام به تأمین بودجه گروه هاى مخالف کرده و به بى ثباتى و آشوب به خاطر منافع طبقاتى خود دامن بزنند.واشنگتن و متحدان اروپایى اش اشاره هایى داشته اند مبنى بر اینکه علیه بلاروس مجازات هایى را اعمال خواهند کرد و این کار را با ممانعت از مسافرت لوکاشنکو و مقامات ارشد او و حتى بعضى از روزنامه نگاران به خارج از کشور، شروع کرده اند. سایر اقدام هاى قانونى و غیرقانونى نیز براى فشار بیشتر به مردم بلاروس و وادار کردن آنها به اطاعت و تسلیم، اجرا خواهد شد.اما مردم بلاروس این تهدیدها را تاب آورده اند و در مقابل فشار کشورهاى سلطه جو مقاومت کرده اند و از تسلیم به فرمان هاى سرمایه جهانى شده امتناع ورزیده اند. آنچه به دست آورده اند، دلیلى است براى خشم و تهدید کشورهاى سرمایه دارى.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات