تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۷  ، 
کد خبر : ۸۱۲۳۶

نگاهی دوگانه به مساله بدحجابی


کتایون علیزاده: جای بسی خوشحالی است که برای برچیدن معضلی در جامعه، ارگان‌های ذیربط یک دفعه، هماهنگ و قاطع وارد عمل شوند. بدحجابی معضلی است که از دید اغلب افراد جامعه و مسئولان، پایه‌های اعتقادی را سست و دستاوردهای انقلاب را کم‌رنگ می‌کند و از نگاه اغلب بانوان، دید جامعه را نسبت به آنها منحرف و یا ابزاری می‌کند.
طبعا هر جامعه‌ای خط قرمزهایی دارد که عبور از آنها جرم محسوب می‌شود اما آیا قواعد عبور از خطوط قرمز اخلاقی در جامعه مدون است و شامل حال تمام آحاد جامعه می‌شود؟ تقسیم امری و اختصاص حرفی به طبقه‌ای خاص خود عدول از خطوط قرمز انصاف کلی نیست؟
اغلب روزنامه‌های روز چهارشنبه 30/1/85، با تیترهای درشت خبر مربوط به برخورد با مساله بدحجابی را انعکاس داده نبودند:‌
«برخورد با بدحجابی، نیاز به حکم قضایی ندارد»
سخنگوی قوه قضایی
«نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی بحثی ندارد»
سردار طلایی- حیات نو
«جریمه نقدی مجازات بدحجابی» سخنگوی قوه قضاییه- اعتماد ملی
تجمع مقابل مجلس علیه بدحجابی
«حبس و جریمه برای زنان بی‌حجاب» شرق
با انعکاس وسیع رسانه‌ای این خبر حکم قضایی صادره آن، جرم مشهود بودن بدحجابی عنوان شده و در جرایم مشهود ضابط قضایی می‌تواند برخورد کند.
سخنگوی قوه قضاییه عنوان می‌کند که خود در عمل ایراداتی به بار خواهد آورد.
به عنوان شهروندی از این جامعه، من هم نیاز دارم در شهری که زندگی می‌کنم، سلامت اجتماعی بر آن حاکم و آسیب‌های آن در حد اندک و رو به صفر باشند و عبور و مرورم در معابر عمومی، خالی از مزاحمت‌های دیداری، شنیداری، رفتاری و ... باشد. به عنوان زنی از زنان جامعه خرسند و سپاسگزار خواهم شد که مسوولان در حفظ شأن و حرمت من تلاش کنند.
اما... هرچند به شهر آرمانی راهم نداده‌اند، اما با واقعیاتی تلخ دست و پنجه نرم می‌کنم. یک طرفه به محکمه‌ام می‌فرستند و محکوم باز می‌گردانندم. برخوردهای دوگانه با مساله‌ای ثابت، صد البته نتایج زود بازده پررنگ، اما کم نتیجه در طولانی مدت دارند. برای یافتن سلامت جامعه بنیان بروز آسیب‌ها را باید بررسی کرده و راهکارهای مناسب و کارکردی اندیشید و در انجام آن مشمولیت را در نظر گرفت. نیازمند محیطی هستم که افراد آن از تبعیض‌ها رنج نمی‌برند.
به عنوان شهروندی از این جامعه، سلامت آن آرزوی من است، اما برای رسیدن آن به افراط و تفریط پاسخگو نخواهد بود و خود در طولانی مدت به معضلی تبدیل خواهد شد.
با در نظر گرفتن اینکه سلایق افراد جامعه متفاوت است و در پوشش نیز باید آن را در نظر گرفت و اینکه یک رنگی پیش نخواهد آمد و جامعه را نمی‌توان تحت پوشش یک رنگ در آورد، به نظر می‌رسد، بهتر است کار فرهنگی اصولی و طولانی مدتی در تمام زمینه‌های بنیادی جامعه صورت گیرد. این نیز کاری فرهنگی است اگر من شأن خود را بشناسم و به این باور برسم که بی‌بها هستم و نباید باشم، حرمت خود را بیشتر از تحکم نیروی انتظامی حفظ خواهم کرد!
نشانه‌های باقی برخوردهای دوگانه در روند زمانی، سفید و روشن نیستند، لذا مقاومت ما را بیشتر و شاید نامعقولانه‌تر بروز داده‌اند. از زحمات این مسئولان که به این لوایح رسیده‌اند، سپاسگزارم اما تمنایی دارم تا به اولویت‌ها هم بپردازند. من شهروند و افکار عمومی این جامعه وقتی در روزنامه‌ها می‌خوانیم «دیه خانواده‌های وقایع پاکدشت از طرف قوه قضاییه پرداخت شد» هر چند رنجی که از آن وقایع کشیده‌ام، درونم را خونین کرده، این خبر خوشحالم می‌کند اما در متن خبر می‌خواهم «دیه پسران 22 میلیون و دختران 11 میلیون پرداخت شد: رنج درونم دو برابر می‌شود می‌پرسم آیا‌ آن دختر بچه هم مسئول تامین معاش خانواده بوده است؟! آیا در متن آن حادثه که قرار گرفت خیلی کمتر از آن پسربچه بی‌گناه ترسید و رنجید؟! آیا خانواده این دختر بچه‌ها کمتر زیر سوال و شماتت جامعه و اطرافیانند؟! اینجاست که به دوگانگی ‌و دوگانه دیدن می‌رسم.
دوگانگی و دوگانه دیدن، یکی از آسیب‌هایی است که نمایش آن صور متفاوت به خود می‌گیرد، یکی را جری‌تر و آن دیگری را پرخاشگر می‌کند.
وقتی به افرادی که در خیابان‌ها- و صد البته در چهار دیواری‌ها- اعمال منافی حیثیت انسانی مرتکب می‌شوند، نسبت‌هایی می‌دهیم یکطرفه، اینها ناروایی‌ها را تشدید می‌کنند، وقتی به خود اجازه نسبت «زنان و دختران خیابانی»‌ را به تعدادی از افراد جامعه به هر دلیل می‌دهیم، پرسشی که پیش می‌آید، این است که آیا در مقابل اینها «مردان و پسران خیابانی» به وفور وجود ندارند؟ پس چرا مبرا از این نسبت‌ها می‌مانند؟ آیا اینها در مقابل تنش‌های پنهانی و رفتارهای مخفی و آشکار دل آزارنده جامعه و دوگانگی‌های حقوقی و قانونی و خلاءهای برجای مانده از آنها، به نوعی واکنش نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات