تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۱۲۳۷

روابط قطر با رژیم صهیونیستی


قطر از جمله کشورهای عرب است که در سیاست‌های خارجی خود روندی را طی می‌کند که می‌توان آن را سیاست درهای باز تعبیر کرد. این سیاست که قطر به خصوص پس از کودتای امیر کنونی خود شیخ محمد با سرعت بیشتری به آن پرداخته از جنبه‌های گوناگونی قابل تامل و بررسی است.
قطر با مساحتی بالغ بر یازده هزار کیلومتر مربع شبه جزیره‌ای قطره‌ای مانند است که از سمت شبه جزیره عربستان به درون خلیج فارس پیش رفته است. بیشتر جمعیت قطر غیربومی بوده که همگی تحت سیطره خاندان حاکم آل ثانی به سرعت در حال پیش بردن سیاست‌های خود است.
از جمله کشورهایی که امیرنشین کوچک و ثروتمند قطر سعی وافری در توسعه روابط خود با آن نموده است، رژیم صهیونیستی است. این روابط از نیمه اول دهه نود و در زمان امیر سابق قطر شروع شده و تاکنون جنبه‌های گوناگونی به خود گرفته است. در این نوشتار برآنیم که به سابقه این روابط بپردازیم.
دولت اسرائیل همزمان با عادی سازی روابط خود با کشورهای عرب به خصوص اردن، مصر و مراکش، تلاش بسیاری نمود تا مابقی این کشورها را هم بر سر میز مذاکره بکشاند. تاکنون اسنادی از این گونه تلاش‌ها در دهه 80 منتشر نشده ولی از دهه نود مدارک مختلف و گوناگونی به خصوص از طرف رسانه‌های گروهی منتشر شد. اسرائیل همزمان با شروع گفت‌وگوهای محرمانه با سازمان آزادیبخش فلسطین، سلسله مذاکرات غیرعلنی و مخفیانه‌ای نیز با برخی از کشورهای عربی انجام داد. این مذاکرات در سایه حمایت‌های بی‌دریغ بیل کلینتون و دولت دموکرات او در زمان اسحاق رابین نخست‌وزیر مقتول اسرائیل و در جو خاص به وجود آمده ناشی از صلح اعراب و اسرائیل شروع گشت.
یکی از کشورهایی که از همان زمان علاقه‌ای نسبت به برقراری رابطه با اسرائیل نشان داد، قطر بود. در اواسط ژانویه 1994 تلویزیون رژیم صهیونیستی، اعلام کرد که وزیران خارجه اسرائیل و قطر در لندن درباره برخی موضوعات از جمله طرح انتقال گاز قطر از طریق اسرائیل به اروپا مذاکره کرده‌اند. وزیر خارجه وقت قطر نیز منکر این گونه روابط و تماس‌ها نشد و اعلام کرد که کشورش آماده است تا روابط سیاسی و اقتصادی خود با اسرائیل را آغاز کند. وی همچنین تصریح کرد که پس از پیشرفت‌هایی که در مذاکرات فلسطینی‌ها و اسرائیل به وجود آمده، قطر تحریم‌های اعمالی علیه اسرائیل را لغو خواهد کرد.
قطر به واسطه داشتن منابع عظیم گازی در حوزه مشترک پارس جنوبی با ایران، از قابلیت‌های بالقوه‌ای جهت تامین گاز مورد نیاز اروپا برخوردار است. اسرائیل هم با درک این موقعیت درصدد برآمده تا با نزدیک شدن به قطر آن کشور را ترغیب کند تا طرح خط لوله گاز از خلیج فارس تا دریای مدیترانه را عملی کند. تنها دو هفته پس از قرارداد غزه اریحا (4 می) وزیر انرژی اسرائیل از مذاکراتی سخن گفت که به قراردادی جهت صدور گاز خلیج فارس از اسرائیل منجر خواهد شد. در ماه ژوئن همین سال، اجلاس کمیته بین‌المللی نظارت بر تسلیحات در دوحه پایتخت قطر برگزار شد، مقامات قطری از اسرائیل نیز جهت حضور در این کنفرانس دعوت کردند که متعاقب آن قائم مقام وزارت دفاع اسرائیل به همراه هیاتی وارد دوحه شدند. در این اجلاس 43 کشور به همراه نمایندگانی از سازمان ملل و اتحادیه اروپا شرکت داشتند. طبق معمول، این گونه اجلاس‌ها به نتیجه مشخص نرسید ولی حضور هیات اسرائیلی که اولین حضور آنها در یک کشور عرب خلیج فارس بود نشان از آغاز روندی جدید در معاملات منطقه‌ای می‌داد. اولین دیدار رسمی اعلام شده میان مقامات یک کشور عرب خلیج فارس و اسرائیل در ماه اکتبر 1994 در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک و پس از قرارداد غزه و اریحا رخ داد که طی آن وزیر خارجه قطر با همتای اسرائیلی خود مذاکره نمود. اما در همین زمان روزنامه نیویورک تایمز که این خبر را مخابره کرده بود، اعلام داشت که ملاقات‌های متعدد دیگری نیز میان مقامات دو طرف در تل‌آویو صورت گرفته که منجر به برخی توافق‌های اقتصادی و سیاسی نیز شده است. سال 1994 همان گونه که گفته شد سالی پربار برای اسرائیلی‌ها بود، امیر قطر در اکتبر همین سال اعلام کرد که کشورش از لغو تحریم اقتصادی مستقیم علیه اسرائیل، حتی اگر صلح همه جانبه در خاورمیانه برقرار نشود، حمایت خواهد کرد.
سال 1995 نیز به نوبه خود سالی پرتحول برای دو کشور بود، اسحاق رابین در اسرائیل توسط یک یهودی افراطی به ضرب گلوله کشته شد. در قطر نیز شیخ حمد با کودتایی بدون خونریزی علیه پدرش که در اروپا به سر می‌برد، زمام امور کشور را به دست گرفت. این دو تحول هیچ‌گونه تغییری در سیاست قطری‌ها نسبت به گسترش روابط با اسرائیل به وجود نیاورد چرا که سیاست‌های امیر جدید قطر بسیار گسترده‌تر از پدرش بود، بنابراین وی با تاکید بر روند روبه گسترش روابط، پس از ترور رابین هیاتی را برای شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به تل‌آویو اعزام داشت.
در سال 1996 قطر میزبان نمایندگی تجاری اسرائیل در خلیج فارس گردید و در همین نمایندگی بود که مذاکراتی متعدد میان تجار عرب و اسرائیلی صورت گرفت و حتی برخی از مقامات سیاسی کشورهای عرب خلیج فارس به دور از چشم مردم خود به دلیل عکس‌العمل آنها با مقامات اسرائیلی دیدار و مذاکره کردند. در طول سال‌های منتهی به انتفاضه دوم مسجدالاقصی دیگر کشورهای عرب خلیج فارس نیز در صدد برقراری روابط تجاری با اسرائیل برآمدند، اما با شروع انتفاضه و انعکاس وسیع آن در میان کشورهای عربی و به خصوص افکار عمومی آنها، همه این کشورها به جز قطر نمایندگی تجاری اسرائیل را به حالت تعطیل در آوردند. مقامات قطری هر چند که دفتر تجاری اسرائیل در دوحه را تعطیل نکردند اما دامنه اینگونه روابط را با اسرائیل کاهش داده و چند بار نیز تهدید به قطع این گونه مناسبات کردند. با آغاز سال 2005 میلادی و فروکش کردن درگیری میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها، قطری‌ها یک بار دیگر متوجه روابط خود با اسرائیل برآمدند. در فوریه این سال نشریه لبنانی المنار اعلام کرد که به زودی یک مسوول بلندپایه قطری بنا به دعوت رسمی شارون نخست‌وزیر اسرائیل از تل‌آویو دیدن خواهد کرد.
مقامات قطری با آگاهی از نفوذ لابی قدرتمند اسرائیل در میان کشورهای اروپایی و آمریکا، علاوه بر استفاده‌های اقتصادی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود نیز دست به سوی اسرائیل دراز کرده است. در 16 ماه مه 2005 روزنامه‌ معادیو چاپ اسرائیل نوشت: قطر از اسرائیل درخواست کرده از عضویتش در شورای امنیت به عنوان نماینده قاره آسیا حمایت کند. این روزنامه سپس نتیجه‌گیری می‌کند که با توجه به روابط حسنه میان دوحه و تل‌آویو این درخواست قطر مورد پذیرش مقامات اسرائیلی قرار گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات