حسین شریعتمداری
این روزها، «بی توجهی» یا «شیطنت» یک روزنامه نگار در چاپ کاریکاتوری اهانت آمیز نسبت به هموطنان آذری زبان، اعتراض هایی را در پی داشته است. این در حالی است که مسئولان روزنامه ایران بلافاصله بعد از پی بردن به ماجرا، با فرد خاطی برخورد کرده و ضمن قطع همکاری با وی، از اقدام ناپسندی که به «عمد» یا به «خطا» صورت پذیرفته بود پوزش خواسته اند.
بنابراین، اگرچه اعتراض اولیه هموطنان آذری زبان منطقی و طبیعی بوده است ولی در پی برخورد با فرد خاطی و پوزش روزنامه ایران، ادامه این اعتراض ها غیرطبیعی و بیرون از روال معمول در اینگونه موارد به نظر می رسد چرا که، اقدام روزنامه ایران، نهایتاً از دو حالت خارج نبوده است.
حالت اول، آن که رخداد مورد اشاره، فقط یک «خطا» بوده و غرض ورزی یا نیت سوئی در کارنبوده است. مخصوصاً آن که نمونه های فراوان دیگری از اینگونه خطاها با موضوعاتی به مراتب مهم تر- حتی نسبت به مقدسات- در مطبوعات و صدا و سیما سابقه داشته و احتمال تکرار آن در آینده نیز وجود دارد.
حالت دوم؛ این که، آنچه در روزنامه ایران اتفاق افتاده تنها یک «خطا» نبوده بلکه نشانه یک «خط» حساب شده و توطئه کینه توزانه است و کاریکاتور مورد اشاره، یکی از نمونه ها است!
در هر دو حالت، ادامه اعتراض ها توجیه منطقی ندارد. و باید ریشه آن را در جای دیگری جستجو کرد. چرا که، اگر کاریکاتور یاد شده را مصداق حالت اول- یعنی فقط یک «خطا»- تلقی کنیم، تاوان خطا، تذکر دادن به خطاکار و نهایتاً تنبیه و مجازات او خواهد بود که این اقدام از سوی روزنامه ایران صورت پذیرفته و روزنامه از مردم و خوانندگان نیز به خاطر آن پوزش خواسته است. ممکن است گفته شود که خطاکار باید به مراجع قانونی معرفی شود که این درخواست نیز برای روشن شدن اصل ماجرا، درخواستی منطقی است. بنابراین با فرض یاد شده- یعنی حالت اول- ادامه اعتراض ها نمی تواند توجیه منطقی و قابل قبولی داشته باشد.
و اما، حالت دوم از اساس منتفی است، چرا که «خطا» اگر سابقه قبلی در همان موضوع داشته و به طور مکرر نیز ادامه پیدا کند می تواند «خط» تلقی شود و در غیر این صورت با هیچ منطق و استدلالی نمی توان، آن را یک «خط» و یا «توطئه حساب شده» دانست. بنابراین، با نگرش از این زاویه نیز، ادامه اعتراضات کمترین توجیه منطقی نداشته و غیرطبیعی به نظر می رسد.
در ایران امروز- و دیروز هم- مسئله و معضلی بنام ترک و فارس وجود خارجی نداشته و ندارد. و صاحبان این دو زبان به اندازه ای درهم آمیخته اند که تفکیک آنها از یکدیگر نه فقط غیرممکن بلکه مضحک به نظر می رسد. امروزه در نظام اسلامی، بسیاری از مقامات بلندپایه آذری زبان هستند و تمامی آنها قبل از آن که فارس یا آذری باشند، خود را مسلمان ایرانی می دانند.
روزنامه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و شمار فراوانی از کارکنان این روزنامه آذری زبان هستند و نکته درخور توجه این که طراح کاریکاتور مورد اشاره نیز یک آذری زبان است!
چه کسی می تواند و یا حق دارد که فی المثل، شهید باکری، شهید شفیعی، و هزاران شهید آذری زبان دیگر را منحصر به هموطنان آذری بداند و به همان اندازه، چقدر مضحک و کودکانه است که کسانی، شهید همت، شهید بروجردی و هزاران شهید فارس زبان را، در انحصار فارس زبان ها تلقی کنند؟ آنان همه فرزندان اسلام و ایران هستند. آیا خنده دار نیست تصور کنیم، برادران عرب زبان خوزستانی تنها به این علت که خوزستان به اشغال عراق درآمده بود به میدان های جنگ شتافتند؟ اگر چنین باشد، مگر ارتش بعث عرب زبان نبود؟ و آیا به همین اندازه مضحک نیست که حضور دهها هزار رزمنده آذری زبان را در جبهه های جنگ غیرمنطقی تلقی کرده و استدلال کنیم مگر آذربایجان مورد حمله قرار گرفته بود که آن عزیزان به مقابله با مهاجمان رفتند؟!... همین محاسبه درباره مسئولان بلندپایه کشور هم مصداق روشنی دارد و در مورد عالمان برجسته دینی و مراجع بزرگوار تقلید نیز...
به یقین، اعتراضات اخیر نمی تواند از سوی توده های شریف آذری زبان باشد و ریشه را باید در نقطه دیگری جستجو کرده و آن را توطئه ای دانست که کاریکاتور اهانت آمیز- و درخور اعتراض و عتاب- فقط بهانه آن است.
طی چند ماه گذشته، مخصوصاً دو ماه اخیر که چالش هسته ای ایران به نقطه سرنوشت سازی رسیده، و یکپارچگی ملت در دفاع از حق مسلم خود پشت دشمنان بیرونی را به لرزه انداخته است، تقریباً همه روزه شاهد اظهارنظرهای صریح و بی پرده از سوی استراتژیست ها و دولتمردان آمریکایی و صهیونیستی هستیم که دامن زدن به تفاوت های قومی و زبانی را یکی از راه کارهای مؤثر برای ایجاد شکاف در صف به هم پیوسته ملت ایران دانسته و بر آن تأکید ورزیده اند.
بدیهی است که علی رغم خیال خام دشمنان بیرونی و دنباله های شناخته شده داخلی آنها، هموطنان شریف آذری زبان بسیار باهوش تر و فرهیخته تر از آنند که در این توطئه مورد سوءاستفاده دشمنان تابلودار و قسم خورده اسلام و ایران قرار گیرند. و تهمت همراهی آنان با توطئه گران اتهام ناروا و بزرگی است که این روزها رسانه های صهیونیستی و آمریکایی بر طبل بد صدای خود می کوبند.