تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۸۱۲۹۹

ایران نماد اقتدار خاورمیانه


از آغاز انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی همواره در آرزوی سرنگون کردن دولت ایران بوده اند. انقلاب اسلامی ایران برای هر دوی این کشورها شکست سیاسی و استراتژیک بزرگی محسوب می شود. این انقلاب باعث سرنگونی رژیم شاهنشاهی ایران و روی کار آمدن رهبران شیعه در این کشور شد.
سیاست های آمریکا و رژیم اشغالگر اسراییل و برخی کشورهای جهان عرب که روابط سیاسی نزدیکی با این دو کشور داشتند، با اهداف انقلاب اسلامی ایران در تضاد کامل بود. پس از انقلاب، دولت ایران اسرائیل را به دلیل اشغال سرزمین فلسطین به رسمیت نشناخت و آمریکا به دشمن شماره یک آن تبدیل شد. چرا که این کشور (آمریکا) به منظور حفظ منافع خود و اسرائیل سعی داشت خاورمیانه را تحت سلطه و اختیار خود درآورد.
مصر به عنوان رهبر جهان عرب در سال 1978 (پیش از انقلاب اسلامی ایران) توافق نامه صلح با اسرائیل را درکمپ دیوید امضا کرد و راه اسرائیل و آمریکا را برای در دست گرفتن کنترل خاورمیانه هموار ساخت. این اقدام باعث شد اسرائیل به آسانی کرانه باختری و غزه را تصرف نماید و همچنین تسلط بی چون و چرای خود بر کل منطقه را افزایش دهد. در صورت عدم وقوع انقلاب اسلامی ایران، آمریکا می توانست با همکاری اسرائیل و ایران، که در شرق و غرب خاورمیانه واقع شده اند، به کل منطقه و به ویژه کشورهای ثروتمند جهان عرب، تسلط پیدا کند.
اما انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 به این همکاری پایان داد. هر چند آمریکا تمایل زیادی برای سرنگونی رژیم اسلامی در ایران داشت، اما از آنجا که دولت بزرگ هرگز خود را به مخمصه نمی اندازد، این کشور با تحریک عراق علیه ایران و برپا کردن جنگ درصدد حفظ منافع خود در خاورمیانه برآمد.
جنگ ایران و عراق منافع زیادی را نصیب رژیم صهیونیستی و آمریکا نمود. این جنگ باعث اتلاف انرژی ایران شد و امکان هرگونه تلاشی برای به چالش کشیدن نفوذ آمریکا در منطقه و گسترش و صدور انقلاب را از این کشور سلب کرد. منافع اسرائیل از جنگ 8 ساله ایران و عراق بسیار چشمگیر و قابل ملاحظه است. صلح مصر با اسرائیل در کمپ دیوید و درگیری ایران و عراق در جنگی خونین باعث شد اسرائیل در سال های دهه 80 در جهت دستیابی به اهداف اشغالگرانه خود کاملاً آزادانه عمل نماید. در این دوران رژیم صهیونیستی به گسترش شهرک های یهودی نشین در کرانه باختری و غزه، انهدام راکتور هسته ای عراق در اسیراک، اخراج مبارزان فلسطینی از لبنان و اشغال بلندمدت جنوب این کشور پرداخت. در این مدت اسرائیل بیش از پیش به هدف خود یعنی کنترل و تسلط بی چون و چرا برخاورمیانه نزدیک شد.
پایان جنگ سرد در سال 1990 پیامدهای مثبت بیشماری برای آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی داشت. فروپاشی شوروی سابق و ویرانی های جنگ 8 ساله د رایران باعث شد آمریکا از خطرات احتمالی این دو کشور رهایی یابد و برای کنترل نظامی منطقه، برنامه ریزی نماید. طرح ها و نقشه های نظامی آمریکا بی شباهت به امپراطوری های مستعمراتی سابق نبود. در سال 1990 عراق با اطمینان از عدم دخالت آمریکا در اختلافات جهان عرب، به کویت حمله کرد و این جنگ باعث شد آمریکا نقشه ها و طرح های نظامی خود را در منطقه پیاده کند.
اما پاسخ آمریکا به حمله عراق بسیار گسترده و قاطع بود! آمریکا در سال 1990 پس از جمع آوری 600 هزار سرباز در عربستان سعودی - که نیمی از آنها آمریکایی بودند نیروهای عراقی را از کویت بیرون راند و عراق را هدف حملات هوایی شدید قرارداد. در اثر این حملات بخش اعظم صنایع، تاسیسات زیربنایی و پایگاه های تولید نیرو ویران شد. علاوه بر این، آمریکا مرکز فرماندهی عظیمی در خلیج فارس تاسیس کرد.
از جمله فعالیت های دیگر آمریکا در آن دوره می توان به تاسیس پایگاه های نظامی در عربستان، وضع تحریم های اقتصادی علیه عراق، تشکیل منطقه خودمختار کرد در جنوب عراق و بمباران تقریباً روزانه این کشور با همکاری انگلیس به مدت 13 سال، اشاره کرد.
نقشه ها و اقدامات بعدی رژیم اشغالگر اسرائیل و آمریکا قابل پیش بینی بود. پس از 13 سال حمله به تاسیسات زیربنایی عراق، نومحافظه کاران آمریکا و متحدان آنها در رژیم صهیونیستی و حزب لیکود ، تغییر رژیم عراق، سوریه و ایران را خواستار شدند. برای دستیابی به این هدف ارتش آمریکا می بایست به اقدامات مخفیانه، حملات هوایی و تجاوز و تعدی متوسل می شد. اما دولت اسرائیل برای بهره برداری بهتر از تبعات این جنگ ها، نمی بایست خود را درگیر می کرد.
نقشه های رهبران حزب لیکود جاه طلبانه تر از طرح های آمریکایی ها بود. آنها قصد داشتند با استفاده از اختلافات فرقه ای، نژادی و مذهبی، کشورهای منطقه را تجزیه و آنها را به کشورهای کوچک تر وضعیف تر تبدیل کنند تا به این ترتیب رژیم صهیونیستی بتواند به آسانی بر این کشورها غلبه کند.
این طرح که به نام کیوونیم (Kivunim) مشهور است، نخستین بار در سال 1982 اعلام شد. در صورت عملی شدن چنین طرحی، اسرائیل می توانست برای صدها سال بر خاورمیانه تسلط داشته باشد.
حملات 11 سپتامبر بهانه ای شد تا این طرح ها به مرحله اجرا گذاشته شوند. آمریکایی های فرصت طلب برای سوءاستفاده از این حادثه تروریستی حتی یک لحظه را هم از دست ندادند. جرج بوش بلافاصله جنگ جهانی علیه تروریسم را اعلام کرد و اولین کشوری که مورد حمله قرار گرفت، افغانستان بود. البته حمله به عراق کاملا نمایشی بود. رئیس جمهور آمریکا در ژانویه 2002 تغییر دولت های سه کشور عراق، ایران و کره شمالی را که محور شرارت می خواندشان، اعلام کرد.
نقشه اول آمریکا حمله به عراق و کنترل این کشور بود. در واقع آمریکا قصد داشت از عراق به عنوان مرکز عملیاتی خود علیه ایران، سوریه و احتمالا عربستان سعودی استفاده کند. حمله به عراق با در نظر گرفتن دو فرضیه انجام گرفت: نخست این که تصرف عراق امری آسان خواهد بود و مردم عراق از سربازان آمریکایی به عنوان نیروهای آزادی بخش، استقبال گرمی خواهند کرد. آمریکا در 20 مارس 2003 به عراق حمله کرد و پایتخت این کشور در 9 آوریل همان سال سقوط کرد. در ابتدای کار پیش بینی آمریکایی ها درست از آب درآمد و آنها توانستند به راحتی رژیم بعثی عراق را سرنگون کنند. تصاویر تلویزیونی حاکی از آن بود که مردم عراق با آغوش باز از سربازان آمریکایی استقبال می کنند. بنابراین دولت های رژیم صهیونیستی و آمریکا با تصور دستیبابی به پیروزی، به فکر اعزام «نیروهای نظامی» به ایران افتادند.
پس از گذشت سه سال از حمله آمریکا به عراق، نیروهای آمریکایی هنوز در این کشور و در مخمصه ای که خود مسئول آن هستند، گیر افتاده اند. مذاکرات فراوانی پیرامون چگونگی حمله به ایران صورت گرفته است. طرح های زیادی درباره حمله به تاسیسات هسته ای ایران و حتی حمله زمینی به جای حملات هوایی و کشتار حامیان انقلاب اسلامی صورت گرفته است. گزارش های موجود، از فعالیت های سری و جاسوسی نیروهای ویژه آمریکا در ایران خبر می دهند. رژیم صهیونیستی آمریکا را برای حمله به ایران تحت فشار گذاشته و اعلام کرده است در صورت عدم تمایل آمریکا به حمله به ایران، راسا اقدام خواهد کرد.
با این اوصاف چه عاملی باعث تعویق حمله دولت های آمریکا و اسرائیل به ایران شده است؟ دلیل اول تبعات منفی جنگ عراق است. پس از حمله به عراق طولی نکشید که آمریکا و اسرائیل به غلط بودن فرضیه خود مبنی بر سهولت حمله به عراق و کنترل این کشور پی بردند. هم اکنون این کشور به باتلاقی تبدیل شده است و نیروهای متجاوز را بیش از پیش در خود فرو می برد. استقبال اولیه عراقیان از سربازان آمریکایی هم اکنون به شورش و آشوب های غیرقابل کنترل تبدیل شده است. این شورش ها تاثیرات مخرب فراوانی روی طرح های آمریکا گذاشته اند.به نظر می رسد از 150 هزار سرباز آمریکایی مستقر در عراق تعداد کمی آمادگی حمله به ایران را داشته باشند. هر چند اکثر شیعیان عراق در مقابل اشغال کشورشان از سوی آمریکا ایستادگی نکردند، اما اکنون آنها در آستانه به دست گرفتن قدرت و خواستار خروج نیروهای آمریکایی از عراق هستند.
با وجود آن که تصرف ایران بدون اعزام نیرو به این کشور امری غیرممکن است، اما آمریکا می تواند برای انهدام سایت های زیرزمینی تسلیحات ایران از سلاح های هسته ای استفاده کند و یا حملات هوایی و موشکی به ایران نماید. از سوی دیگر اکثر تحلیل گران سیاسی، علیرغم تهدیدات توخالی اسرائیل، عقیده دارند که رژیم صهیونیستی به تنهایی امکان حمله به ایران را ندارد، چرا که ایران تاسیسات هسته ای خود را در مکان های مختلف پخش کرده و برخلاف عراق آنها را در یک جا متمرکز نکرده است. در این جا باید پرسید چرا آمریکا در حمله به ایران تعلل می ورزد و آیا این حمله به زودی به وقوع می پیوندد؟
در پاسخ به این سوال باید گفت هرچه آمریکایی ها بیشتر توانایی های نظامی و سیاسی ایران را بررسی می کنند. بیشتر به تفاوت ایران و عراق پی می برند. آنها ا کنون می دانند که ایران همانند عراق ضعیف نیست. وقتی رژیم صهیونیستی در سال 1981 نیروگاه اسیراک عراق را هدف حمله قرار داد، این کشور هیچ قدرت و امکانات نظامی نداشت. آنچه قطعی به نظر می رسد این است که ایران هیچ حمله ای را به تاسیسات هسته ای خود بی پاسخ نخواهد گذاشت.علاوه بر این، مردم ایران از برنامه های هسته ای حمایت گسترده ای به عمل می آورند و بی پاسخ گذاشتن هرگونه حمله به این برنامه ها، وجهه ایران را مخدوش می کند. اکنون باید پرسید ایران در قبال حملات احتمالی به تاسیسات هسته ای خود چه عکس العمل هایی نشان خواهد داد؟
سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل برای بررسی تبعات حمله احتمالی آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران، به شبیه سازی این حملات پرداخته اند. طبق گزارش نیوزویک (27 سپتامبر 2004) نتایج این شبیه سازی ها مطابق میل آمریکا و اسرائیل نبوده است. در دسامبر 2004 نیز ماهنامه آتلانتیک با اعلام نتایج شبیه سازی که از سوی این نشریه صورت گرفته بود، نتایج فوق را تایید کرد. سام گاردنر، طراح این شبیه سازی اظهار داشت اسرائیل و آمریکا نمی توانند برای مقابله با ایران از راه حل نظامی استفاده کنند.
اما دلایل عدم امکان حمله نظامی به ایران چیست؟ در ابتدا باید گفت از آنجا که آمریکا نمی تواند طرح های حمله به ایران را مخفی نگاه دارد، این کشور امکان خنثی سازی نقشه ها و پیشگیری از آنها را دارد. طبق نتایج شبیه سازی ماهنامه آتلانتیک، ایران می تواند سربازان آمریکایی مستقر در مرز عراق را هدف حمله قرار دهد. این حملات ضعف سربازان آمریکایی در برابر شورشیان عراق را دو چندان می کند.ایران حتی می تواند با همکاری برخی متحدان خود در داخل آمریکا نیز دست به اقداماتی بزند. این کشور در صورت شکست در موارد فوق، می تواند اسرائیل را هدف حملات موشکی قرار دهد و یا مانع صدور نفت از خلیج فارس شود. اما راهکارهای منطقی که آمریکا می تواند از آنها بهره گیرد چیست؟ آمریکا می تواند با ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل و جلب حمایت کشورهای روسیه و چین، محدودیت های اقتصادی شدیدی علیه ایران وضع کند. به احتمال قوی، آمریکا برای مقابله با ایران، همانند عراق، خرید و فروش نفت ایران را تحریم نمی کند، چرا که این کار نه تنها بازارهای جهانی نفت را با مشکل مواجه می سازد بلکه ایران می تواند با ممانعت از فعالیت های بازرسان انرژی اتمی در این کشور و افزایش غنی سازی اورانیوم به تحریم آمریکا پاسخ گوید.
به نظر می رسد تسلط رژیم صهیونیستی و آمریکا بر خاورمیانه که از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، به اتمام رسیده است. ایران، کشوری که از سال 1953 تحت حکومت خودکامه پادشاهی با کمک سازمان سیای آمریکا قرار داشت مانع اصلی حاکمیت این دو کشور در منطقه به شمار می رود. جالب این جاست که اتمام حاکمیت آمریکا و اسرائیل در منطقه درست در زمانی که سلطه آمریکا در خاورمیانه به اوج خود رسیده بود، به وقوع پیوست. این اتفاق در حالی به وقوع پیوست که سربازان آمریکایی عراق را که یک کشور مهم عربی به شمار می رود، تصرف کرده بودند و ایران از دو طرف در محاصره سربازان آمریکایی مستقر در عراق و افغانستان قرار گرفته بود. علاوه بر آن آمریکا همزمان ایران را در حلقه محاصره پایگاه های نظامی خود واقع در قطر، ترکیه و تاجیکستان قرار داده بود.
به نظر می رسد حملات تروریستی 11 سپتامبر بیش از آن که به نفع آمریکا و اسرائیل عمل کرده باشد، به سود ایران تمام شده است و هم اکنون این کشور در خاورمیانه به اهدافی که زمانی بزرگترین آمال رژیم اشغالگر قدس و آمریکا به شمار می رفت، دست یافته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات