قاسم رحمانی
این روزها انتقادات بسیاری از سوی برخی نمایندگان مجلس به دولت نهم می شود. اینکه دولت محمود احمدی نژاد به روشنفکران توجهی ندارد و با آنها تعامل نمی کند مسئله ای است که ورد زبان مخالفان و برخی اصولگرایان گله مند از عملکرد رئیس جمهور ششم شده. در دلسوزی دوستان اصولا شکی نیست اما اینکه مخالفان دولت به این جرگه پیوسته و خود را همنوا با یاران گله مند قرار داده اند دلایل دیگری دارد که در زیر به آن اشاره می شود:
1- اعضای دولت محمود احمدی نژاد باید حائز یک ویژگی مهم باشند که این شرط درباره قریب به اتفاق اعضای کابینه رعایت شده است و آن ساده زیستی و سلامت مالی در زندگی شخصی است. احمدی نژاد از همان ابتدا با حضور کسانی که به اشرافیگری و چرب و شیرین ها رو آورده اند مخالفت کرد و به این ترتیب استفاده از مدیران مجرب اما اشراف زده را بر دولت خود حرام کرد.
2- معدل تجربی اعضای دولت عدالت محور در دولتمردی، آن هم در سطوح کلان، کمتر از اعضای کابینه سازندگی و اصلاحات است که دلیل این امر، بسته بودن دایره مدیریت دولتی کشور در دست عده ای خاص طی مدت 16 سال گذشته عنوان می شود. فی الواقع در 4 دولت گذشته، مجال آنچنانی به جوانترها برای ورود به این دایره داده نشد یا اگر به شکل محدود این دایره باز شد کسانی وارد شدند که به سیاق اکثر بزرگترهای این حیطه به اشرافیگری یا تخلفات گوناگون روی آوردند.
به این ترتیب دست دولت جدید برای بهره گیری از دولتمردان با تجربه ای که به مدد هزینه های مردم و نظام آزمون و خطاهای بسیاری را پشت سر گذاشتند تا تجربه اندوزی کنند آنچنان باز نماند و احمدی نژاد مجبور شد از افرادی که ویژگی اصلی آنها دوری از اشرافیگری بود استفاده کند.
کسانی که از ابتدا علم مخالفت علیه احمدی نژاد و دولت او برداشتند و اینک همصدا با دوستان اصولگرا از تکروی! رئیس جمهور می گویند سنگ خود را به سینه می زنند و منظورشان از روشنفکر، همان کسانی هستند که قدرت و ثروت را به عنوان مشخصه اصلی خود قرار داده بودند و سال ها زمام امور را به دست داشتند و مردم در سه دوره انتخابات گوناگون به آنان «نه» گفتند.
هشدار به اصولگرایان گلهمند
در 9 ماهی که از روی کار آمدن دولت نهم می گذرد هرگاه انتقادی از سوی دوستان اصولگرای گله مند در مجلس و دیگر جاها نسبت به دولت شد، مخالفان نیز همراهی خود را اعلام کردند و ابتدا خود را خیرخواه نشان دادند اما طولی نکشید که از طریق رسانه های وابسته به خود، از گله مندی ایجاد شده بین دوستان یک تراژدی ساختند و در بوق کردند و در پایان به ناکارآمدی کلیت اصولگرایان و بلکه نظام مهر تأیید زدند. در واقع جماعت رانده شده از سوی مردم، همواره به دنبال ایجاد اختلاف و تشتت میان اصولگرایان بوده اند و بلافاصله آن را به ناکارآمدی ها ربط داده و نظام را زیر سؤال برده اند.
با چنین اوضاعی به نظر می رسد دوستان اصولگرا به ویژه در مجلس، هشیاری خود را بیش از پیش باید حفظ کنند وبه خناسان و غافلان اجازه سوءاستفاده ندهند.
دولت مراقب باشد
همفکری و رایزنی با اهل نظر همواره مورد سفارش اسلام و بزرگان دین مبین بوده است. استفاده از با تجربه ها نیز در بسیاری از موارد راهگشا است. در باب این مسئله نیز گفتنی هایی است:
1- به نظر می رسد که دولت باید ارتباط خود را به مشاوران رسمی محدود نکند بلکه از آراء صاحب نظران و خبرگان امور به ویژه در بحث های تخصصی در هر حوزه ای استفاده کند. در میان با تجربه های 4 دولت پیشین، کسانی هستند که تن به چرب و شیرین ها نیالوده اند و با اینکه فضا برای آنان نیز مهیا بوده لیکن ساده زیستی پیشه کرده و کفاف زندگی خود را مانند یاران اشراف زده خود تعریف نکرده اند. البته برخی از آنان اکنون در خدمت دولتند اما لزوم شناسایی دیگر چهره ها، به ویژه مدیران رده های میانی که توانایی های بالایی دارند از سوی شخص محمود احمدی نژاد امری ضروری به نظر می رسد تا معدل تجربی دولت ساده زیست و عدالت محور کابینه نهم افزایش یابد.
2- گفتن این نکته هم ضروری است که اثر مثبت دولتمرد ساده زیست کم تجربه از همنوع اشراف زده محبوبش به مراتب بیشتر است چرا که دولتمرد نوع دوم فقط با افزایش بودجه توانایی کار دارد و به دلیل خوی اشرافیگری بدون ریخت و پاش قادر به ارائه خدمت خود نخواهد بود لیکن دولتمرد نوع اول به دلیل تعهد و ارزشمداری خود جلوی ریخت و پاش ها را می گیرد، اگر چه آرام اما پیوسته می رود و در نهایت نتیجه خدماتش بسیار مطلوب تر خواهد بود و صرفه جویی و بهره وری را پیشه خود خواهد کرد. در دولت نهم اگر بار تجربی پایین باشد درصد جسارت برای خدمت صادقانه و مثمرثمر بالا ست. دولتمردان از رئیس جمهور گرفته تا وزیران، معاونان و مشاوران، بیشتر به آراء صاحب نظران دلسوز رجوع کنند و از باتجربه های سلیم النفس دولت های قبل یاری بطلبند.
3- درماجرای اعلام مجازبودن ورود خانم ها به ورزشگاهها و مخالفت مراجع عظام، روزنامه های دوم خردادی تلاش کردند که این عزیزان را درمقابل احمدی نژاد و مردم را در برابر رئیس جمهور قرار بدهند. آنان با تحریف سخنان احمدی نژاد در باب جداسازی زنان و مردان تلاش کردند که اذهان عمومی را به سوی شایعات ساخته شده علیه احمدی نژاد در زمان انتخابات ببرند و بگویند که دیدید ما راست می گفتیم و احمدی نژاد می خواهد در خیابان ها دیوارکشی کند و بعد که احمدی نژاد مخالفت خود را با دیوارکشی اعلام کرد آنها این مخالفت را درمقابل جداسازی های موسوم در زمان انقلاب که مورد استقبال اخلاق مداران جامعه اسلامی است قرار دادند و دفتر رئیس جمهور را به واکنش و ارسال توضیحاتی برای روزنامه شرق نمودند.
این مسئله چند روز بعد درباره حجت الاسلام مصباحی مقدم نماینده تهران در موضوع حجاب رخ داد که عینا هدف از آن تخریب اصولگرایان و ایجاد تفرقه میان آنان بود.
4- در دوران انتخاب وزرا توسط مجلس، برخی از کسانی که سنخیتی با دیگر اعضای معرفی شده برای کابینه نهم نداشتند به احمدی نژاد پیشنهاد شدند و برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس رفتند اما برگشت خوردند. نمونه بارز آن فردی بود که می خواست به وزارت نفت راه یابد و درهمان جلسه اول کمیسیون انرژی، میزان بالای دارایی های مالی خود را اعلام کرد و از همان موقع معلوم شد که این شخص رأی نمی آورد لیکن اعتماد رئیس جمهور به گروهی 60-70 نفره که خود را اثرگذار بر رأی دیگر اصولگرایان می دانند اما در واقع چنین نیست، موجب رأی نیاوردن وزیر پیشنهادی و سوءاستفاده مخالفان شد. آنان با اصولگرایان دلسوز همراه شدند و به وزیر پیشنهادی رأی ندادند اما بلافاصله، همان سناریوی همیشگی را به صحنه آوردند که: «اساساً کلیت جریان اصولگرایی، توانایی اداره کشور را ندارد.» این مسئله در بحث اختلاف نظر رئیس جمهور و علمای عظام در باب ورود زنان به ورزشگاهها، حجاب و جداسازی زنان و مردان نیز گفته ونوشته شد و در تمام موارد یادشده به یک اتهام دیگر ازسوی اصلاح طلبان ختم شد: «کلیت نظام، توانایی سر و سامان دادن مملکت راندارد.»
توجه به مسائل یادشده، ضرورت هشیاری هرچه بیشتر دلسوزان نظام را که طیف وسیعی از آنان در حوزه، دولت و مجلس قرار دارند می طلبد تا خناسان را گستاخ نکند و غافلان را خام حیله گری های جماعت مطرود ملت نسازد، انشاءالله.