مایکل کلارف / پروفسور تحقیقات در مورد صلح و امنیت جهانی دانشگاه ماساچوست آمریکا: عربستان سعودى دیروز اعلام کرد که5نفر از اعضاى القاعده که در سوءقصد به پالایشگاه نفت آن کشور که در24 فوریه رخ داد را دستگیر کرده است.
این حادثه که در اواخر سال گذشته رخ داد، باعث افزایش قیمت نفت و گمانه زنى هایى درباره ذخایر این کشور شد.
هرچند این سوءقصد که شاخه سعودى القاعده مسؤولیت آن را برعهده گرفت، بر تولید تأثیرى نگذاشت. ولى این حادثه هنوز بر قیمت هر بشکه نفت سنگینى مى کند. چرا که ذخایر سعودى، برخلاف آنچه پیشتر به وسیله مقامات ریاض اعلام شده بود، آنقدرها سرشار نیست.
در شرایطى که نگرانى در ایالات متحده و در دیگر مناطق هرروز عمیق تر مى شود، متخصصین در دو جبهه گردآمده اند: خوش بینان معتقدند که وفور، اصل حاکم براى سال هاى دراز آینده باقى خواهدماند؛ بدبینان چنین برداشت مى کنند که در آینده اى نه چندان دور، نفت محصولى نایاب خواهدبود. با این وجود، هر دو گروه در این مورد متفق القولند که عربستان سعودى _ اولین تولیدکننده جهان _ نقشى اساسى ایفا خواهدکرد.
ازنظر خوش بینان، سلطان نشین سعودى آهنگ تولید خود را همزمان با بالا رفتن تقاضا، افزایش خواهدداد؛ در نظر بدبینان، این کشور بزودى شاهد کاهش ذخیره هاى نفتى خود بوده و درنتیجه هرگونه امیدى به بالابردن تولیدات جهت پاسخگویى صریح به نیازها کاملاً بیهوده است. قبل از تأمل درباره آینده، مى باید مورد عربستان سعودى را به دقت تحلیل کرد.
اهمیت این کشور در اقتصاد نفتى بى نیاز از شرح و بیان است. نه تنها عربستان اولین تولیدکننده و صادرکننده نفت خام است، بلکه تنها صادرکننده اى است که از ذخایرى چشمگیر نیز برخوردار است، ذخایرى که به وى اجازه خواهندداد، در صورت وقوع بحران، سریعاً تولید خود را افزایش دهد.در سال 1990 زمانى که عراق به کویت حمله ور شد و تولید هردو کشور از بازار رخت بربست، این ویژگى از اهمیتى حیاتى برخوردار بود و به عربستان امکان داد که با افزایش سریع تولید نفت اش، به تنهایى، از «شوک نفتى» مشابهى که محاصره اقتصادى اعراب در سال هاى 1974- 1973 و انقلاب ایران در 1980-،1979 به وجود آورده بودند، پیشگیرى کند.
با درنظرگرفتن قابلیت منحصربه فرد عربستان سعودى در افزایش تولید خود، در زمان مورد نیاز، این کشور طى دوران مدیدى، از نظر واشنگتن در مقام عاملى کلیدى در امنیت انرژى ایالات متحد به شمار مى رفته است. از این رو، زمانى که در بهار سال ،2005قیمت نفت خام رو به افزایش گذاشت، اولین اقدام بوش دعوت از شاهزاده عبدالله، ولیعهد وقت (که اینک پادشاه کشور است)، به مزرعه خود در تگزاس، جهت تقاضاى بالابردن تولید کشور متبوع اش بود. آقاى بوش، پیش از این ملاقات در برابر خبرنگاران اظهارداشت: «ولیعهد از اهمیت حفظ قیمت در سطحى منطقى آگاه اند.» در پایان این گردهمایى، یک سخنگو متذکر شد که شاهزاده تقبل کرده تولیدسعودى افزایش یابد و چنین افزود: «امرى که به نفع پایین نگاه داشتن [قیمت نفت] خواهدبود» با وجود آنکه تعهدات شیخ عبدالله در آن روزها هیچگونه تقلیل چشمگیرى در قیمت نفت به دنبال نیاورد، واشنگتن بر فشار خود بر ریاض، جهت توسعه افزایش تولیدادامه داد.نقش تولیدکننده «کلیدى» در دوران بحران، هرچه با اهمیت باشد، نقش آینده نفت سعودى از اهمیتى باز هم بیشتر برخوردار مى شود. وزیر نیروى آمریکا در سال 2004 متذکر مى شود که، «عربستان سعودى با برخوردارى از یک چهارم منابع شناخته شده جهانى، به احتمال زیاد در آینده اى قابل پیش بینى مهمترین صادرکننده جهان خواهدبود.»
تمامى پیش بینى هاى منتشره از سوى این وزارتخانه، تولید عربستان را، طى سال هاى آتى، در افزایشى پیوسته برآورد مى کند و اینکه این سلطان نشین در ارضاى عطش جهانى براى طلاى سیاه، نقشى اساسى برعهده خواهدداشت.
این کشور به تنهایى، مى باید بیش از یک چهارم افزایش تولیدجهانى در سال هاى 2001 تا 2025 را برعهده گیرد.
خشم و نگرانى در ریاض
براى شناخت دقیق نقشى که به سلطان نشین سعودى محول شده، مى توان به پیش بینى هاى منتشره سالانه از طرف وزارت نیروى آمریکا در مورد آینده عرضه و تقاضا مراجعه کرد.در سال ،2004 این وزارتخانه پیش بینى کرد که تقاضاى جهانى به میزان 57 درصد از سال2001 تا 2025 افزایش خواهدیافت و از 77 میلیون بشکه در روز به 121 میلیون بالغ خواهدشد.براى برآورده کردن این تقاضا، تولید عربستان مى بایست120 درصد افزایش یافته، از 2/10 میلیون به 5/22 میلیون بشکه در روز برسد.این درصد افزایش، در میان دیگر کشورها و با گروههاى تولیدکننده، هیچگونه قیاسى نمى تواند داشته باشد.
روسیه و دیگر جمهورى هاى سابق شوروى در حوزه دریاى خزر، با افزایش پیش بینى شده اى در حد 5/8 میلیون بشکه در روز، یعنى 3/17میلیون بشکه در روز، از سال2001 تا ،2025نزدیکترین کشورها به این میزان خواهندبود؛ در مورد ایران، عراق و کویت، این افزایش حدود 6/7 میلیون بشکه پیش بینى مى شود، یعنى در مجموع 5/16 میلیون بشکه در روز، در شرایطى که فرض بر این است که افزایش مهمترین تولیدکننده آفریقایى، کشور نیجریه، فقط 6/1 میلیون بشکه باشد، و به 8/3 میلیون بشکه در روز برسد.
وزارت نیروى آمریکا در اکثر مناطق دیگر جهان، ایستایى یا افول تولید را پیش بینى کرده، به صورتى که سهم اضافه پیش بینى شده عربستان از قرار 3/12میلیون بشکه در روز، جهت برآوردن تقاضاى جهانى، اساساً غیرقابل چشم پوشى خواهدشد.
ولى آیا عربستان سعودى در شرایطى قراردارد که طى 25 سال بتواند به این کارایى دست یابد، آیا قادر به هرگونه افزایشى، هرقدر قلیل خواهدبود؟ این سؤالاتى است که تحلیلگران اغلب کشورها را به خود مشغول کرده است.
جدل، هنگامى آشکار شد که نیویورک تایمز، در ماه فوریه ،2004 فاش کرد تحلیلگران بسیارى به این نتیجه رسیده اند که حوزه هاى اصلى نفتى سعودى بیش از آن حدى که معمولاً پیش بینى مى شده بود، روى به اضمحلال دارند. این تحلیلگران توان سلطان نشین، جهت افزایش تولید فعلى را، وراى مرز 9 تا 10 میلیون بشکه در روز، موردتردید قراردادند. روزنامه نیویورکى تصریح مى کند که، اگر تولید سلطان نشین تا به امروز توانسته تقاضاى بین المللى را دنبال کند، «حوزه هاى نفتى کشور اینک تا حدى روبه اضمحلال گذاشته که مسؤولان صنعت نفت و دولت از خود مى پرسند: آیا سلطان نشین در شرایطى خواهدبود که عطش جهانى براى نفت خام را طى سال هاى آینده فرونشاند؟»
دراینکه این مقاله خشم و نگرانى در ریاض را برانگیخته تردیدى نیست. در روزهایى که درپى آمدند، آقاى محمود عبدالباقى، معاون آرامکو و مسؤول «بررسى ذخایر» آرامکوى سعودى، اطمینان داد: «ما از این توان برخورداریم که بیش از هرکس دیگرى نفت به بازارها ارسال کنیم ]...[ ما به عرضه نفت، حداقل تا هفتاد سال آینده ادامه خواهیم داد». وزیر نفت، آقاى على آل نعیمى، حتى از این نیز فراتر رفت.
این وعده ها از سوى مسؤولان آمریکایى تکرار شدند و به این ترتیب در «چشم انداز بین المللى انرژى» در سال ،2004 وزیر نیروى آمریکا تأیید مى کند که مسؤولان سعودى «اطمینان دارند که، تا اواسط قرن و حتى وراى آن، از توان حفظ تولید در رده اى حتى چشم گیرتر از امروز برخوردارند».ولى این امر به جدل نقطه پایانى نگذاشت. در ماه مه سال 2005 بانکدارى از اهالى هیوستون، آقاى ماتیو آر.سیمونز، کتابى به چاپ مى رساند که تأثیرى چون انفجار بمب خواهد داشت، «تاریک روشن صحرا: بحران آینده نفتى سعودى و اقتصاد جهانى». آقاى سیمونز مصرانه تأیید مى کند اکثر حوزه هاى پایه اى نفت سعودى از هم اینک روى به اضمحلال دارند، و این که افزایش تولید آنان در سال هاى آینده غیرممکن خواهد بود. وى تأیید مى کند: «احتمال ضعیفى مى توان داد که عربستان سعودى هیچ گاه قادر به عرضه کمى نفت در مقیاسى باشد، که از این کشور انتظار مى رود. تولید سعودى به اوج تولید ممتد خود رسیده است ]...[ و در آینده اى نزدیک این احتمال وجود دارد که روى به افول گذارد».
با اینهمه، آقاى ماتیو (یا به عبارت دیگر «مات») سیمونز نه از طرفداران محیط زیست است و نه از مخالفان شرکت هاى نفتى. وى رئیس و مدیرعامل یکى از مهم ترین بانک هاى سرمایه گذار در زمینه نفت در جهان، یعنى شرکت «سیمونز اند کامپانى اینترناشنال» است، که از دهه ها پیش، میلیاردها دلار در شاخه انرژى و پشتیبانى مالى جهت «بررسى ذخایر» و توسعه ذخایر نوین نفتى، در سراسر جهان سرمایه گذارى کرده. در این راستا وى دوستى نزدیکى با شخصیت هاى طراز اول محافل نفتى، از جمله آقاى بوش و معاون وى ریچارد چنى نیز، برقرار کرده است. وى مقادیر قابل توجهى اطلاعات در مورد حوزه هاى نفتى اصلى بر کره ارض گردآورى کرده، و مسلماً وى در جهان، در این زمینه، یکى از مطلع ترین افراد به شمار مى رود. از این رو، تخمین بدبینانه وى مى بایست بسیار جدى تلقى شود.
استدلال آقاى سیمونز، اساساً بر چهار نکته تکیه دارد:1- قسمت اعظم نفت سعودى از حوزه هاى عظیمى استخراج مى شود که شمار آنان محدود است؛ 2- این حوزه ها از 40 یا50سال پیش مورد بهره بردارى قرار گرفته اند، و اکثریت آنان، امروز فاقد نفت خامى اند که بتواند به سهولت استخراج شود؛ 3- براى حفظ حجم تولید بالا در این 5 یا 6حوزه نفتى، سعودى ها بیش از پیش مجبور به تزریق هیدرولیک و یا دیگر شیوه هاى دستیابى فرعى شده اند تا سقوط فشار چاه ها را جبران کنند و 4-طى گذشت زمان، نسبت آب به نفت در این منابع زیرزمینى آنقدر بالا خواهد بود که استخراج نه تنها مشکل، که غیرممکن خواهد شد.
قرائت کتاب «تاریک روشن صحرا» سهل نیست. این کتاب، مطالبى ارائه مى دهد که اساساً بر پایه تشریحى از جزئیات ساختار نفتى سلطان نشین ارائه شده اند، تشریحى با تکیه بر اسناد خدماتى، که به وسیله فناوران سعودى در مورد جنبه هاى مختلف تولید این و یا آن حوزه نگاشته شده اند. در این کتاب از فرسودگى حوزه ها و به کارگیرى هرچه روزافزون تر «تزریق آب» براى محفوظ نگاه داشتن فشار زیرزمینى - فناورى اى که مى تواند به تخریب ذخایر دست نخورده بینجامد - سخن بسیار به میان آمده. با تکیه بر این بررسى هاى فنى است که آقاى سیمونز قادر به اثبات این مطلب مى شود که، مهم ترین حوزه هاى سعودى، به سرعت به پایان زندگى مولد خود نزدیک مى شوند.
باز هم مطلبى که خشم و نگرانى مسؤولان سعودى را موجب مى شود. طى یک سخنرانى در واشنگتن، وزیر نفت، آل نعیمى با ادعاهاى آقاى سیمونز مخالفت کرده و تکرار مى کند، کشور متبوعش براى پاسخگویى به تقاضاى روبه افزایش جهانى کاملاً آمادگى دارد و در 17 ماه مه 2005 اظهار مى دارد: «رسماً تأکید کرده، اطمینان مى دهم: منابع سعودى غنى است و آمادگى داریم تولید خود را، براساس الزامات بازار، افزایش دهیم». طى گردهما یى پاریس، آقاى آل نعیمى طرحى را پیشنهاد مى کند، که شامل افزایش تولید از10 میلیون، به 12 میلیون بشکه در روز، و شاید هم بیشتر خواهد شد - تا 15 میلیون در صورت لزوم - اگر افزایش تقاضاى جهانى تشدید شود.
با این وجود، این بار نزد متخصصین شک و تردید عمیق ترى ملاحظه مى کنیم. بسیارى از تحلیلگران مطرح کرده اند که نفت اضافى که اینک از عربستان سعودى استخراج مى شود حاوى درصد بالایى گوگرد است. به طور مثال، در ملاقات بوش - عبدالله در تگزاس، آقاى جیسن شنکر، از شرکت واکوویا چنین عنوان کرده: «هیچ تغییر اساسى برپایه این گردهمایى پیش نخواهد آمد».
متحیرکننده ترین شاخص این تحولات در مورد پیش بینى ها، در «چشم انداز جهانى انرژى» در ژوئیه ،2005 به چاپ مى رسد. باید به یاد داشت که سال پیش از آن، این «چشم انداز» افزایشى معادل 3/12 میلیون بشکه در روز را طى ربع قرن آینده، براى رسیدن به 5/22 میلیون بشکه در روز، در سال ،2025 پیش بینى کرده بود. کاملاً برعکس، در سال ،2005 فقط افزایشى معادل 3/16 میلیون بشکه در روز را در2025 پیش بینى مى کند. هیچ توضیحى در مورد این چرخش ارائه نشد، ولى چنین تصور مى شود که تحلیل هاى آقاى سیمونز و دیگر کسانى که «خوش بین» نیستند، در تفکر رسمى واشنگتن انعطاف ایجاد کرده است.
از سوى دیگر این امر محتمل است که پیش بینى هاى وزارتخانه براى سال ،2025 به صورت مضحکى «خوش بینانه» از کار درآید. حتى آقاى آل نعیمى، طى حرافى هاى خصوصى اش، هیچ گاه به صراحت از مرز 12 میلیون بشکه در روز فراتر نرفته و در صورت محق بودن آقاى سیمونز، حتى این مرز نیز مى تواند خارج از دسترس قرار داشته باشد.مسلماً، در هیچ موقعیتى، این بحث شامل عامل مهم دیگر، یعنى تأثیر احتمالى شرایط سیاسى بر تولید عربستان نشده است. یک آشفتگى، به صورتى که در زمان سقوط شاه ایران در 1979-1978 پیش آمد، به طور مسلم سقوطى در تولید به دنبال خواهد آورد که مى تواند سال هاى متمادى به طول انجامد. یک سوءقصد وسیع تروریستى علیه تأسیسات نفتى نیز بى شک تأثیراتى مشابه به همراه خواهد داشت.
با وجود آن که شرایط داخلى از ثباتى نسبى برخوردار است، مى باید خود را در برابر قریب الوقوع بودن شرایطى در آینده آماده نگاه داریم، که درآن، ذخایر جهانى نفتى دیگر نتوانند تقاضاهاى سیرى ناپذیر انرژى کره ارض را سیراب کنند.