تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۱  ، 
کد خبر : ۸۱۳۴۱

سکوت چرا؟


مهدی محمدی
لحن مقامات اروپایی و آمریکایی درباره نحوه برخوردی که توقع دارند ایران با بسته پیشنهادی گروه 1+5 بکند، آرام آرام در برخی از موارد رنگ و بوی توهین آمیز به خود می گیرد.
جرج بوش رئیس جمهور آمریکا چنانکه گویی در حال ابلاغ نوعی ضرب الاجل به ایران است، به تازگی اعلام کرده ایران برای پاسخگویی به پیشنهادهای گروه 1+5 فقط چند هفته فرصت دارد (ترجیحا تا قبل از تشکیل نشست اعضای گروه G8 در ماه جولای). جان بولتون نومحافظه کار تندرو آمریکایی که نماینده کاخ سفید است در سازمانی که از اساس آن را غیرضروری و بی خاصیت می داند در اظهارنظری آرزوی دور و دراز خود را در قالب یک انکار ریخته است: «واشنگتن قصد ندارد با تهران به توافق جامعی برسد.» انگار تهران درب خانه آمریکایی ها را برای توافق از جا کنده و حالا آنها ناز می کنند. همین آقای بولتون ضمنا اعلام کرده حاضر است شرط ببندد کلمه انگلیسی (yes) در فارسی معادلی دارد! البته این به این معنا نیست که جناب ایشان به جرگه قماربازان پیوسته اند. او در واقع می خواهد بگوید این بار یک کاری کرده ایم که ایرانی ها نمی توانند نه بگویند. بسته پیشنهادی اروپا هم شکر خدا نه اینکه به آقای سولانا تعهد اخلاقی داده ایم، همچنان «بسته» مانده و بالاخره معلوم نیست اگر این بسته پذیرفتنی و قابل مذاکره است، این امر چه دلایلی دارد و اگر قرار است آن را رد کنیم، این همه این دست و آن دست کردن دیگر چه وجهی دارد؟ قاعدتا نباید کار دشواری باشد. یا در این بسته غنی سازی هست یا نیست. اگر هست که پس دیگر مشکلی وجود ندارد و اگر نیست بررسی نمی خواهد. آیا به راستی بسته اروپا «بی ارزش» است اما ما خود را ناچار می بینیم برای گریز از عواقب رد آشکار و صریح آن، آن را «قابل بررسی» اعلام کنیم؟!
از سوی دیگر آمریکایی ها نه در عمل و نه در حرف حتی به قدری که بتوان آن را مانوری تاکتیکی نامید، از حجم تهدیدهای خود نکاسته اند. جان بولتون دیروز لابد برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید اعلام کرده است بسته پیشنهادی اروپا به ایران شامل تضمین های امنیتی آمریکا برای عدم حمله به ایران نیست. او گفته است اساساً به امتیاز دادن به ایران چندان اعتقادی ندارد و هنوز بهترین راه حل برای پرونده هسته ای ایران را تغییر رژیم در ایران می داند. این حرف جدیدی نیست. خیلی نمی گذرد از آن زمانی که «کمیته خطر جاری» آمریکا در گزارشی نوشت راه حل پرونده هسته ای ایران را باید در داخل این کشور جست و البته در اول قدم باید سفارت آمریکا را در تهران بازگشایی کرد. در همین حال خبرگزاری های غربی با آب و تاب خبر می دهند وزرای دارایی آمریکا و ژاپن در سن پترزبورگ در حال گفت وگو درباره تحریم ایران هستند. این از عمل آمریکایی ها، حرف هایشان را هم که دیدیم.
این چگونه فضایی است؟ فضایی که در آن تهدیدمان می کنند و خوشحالی شان را هم پنهان نمی کنند که گویا تهدیدهاشان بالاخره موثر واقع شده و ایرانی ها به فکر افتاده اند پیش شرط های غرب را بپذیرند و پای میز مذاکره بازگردند!
همه اینها را بگذارید در کنار شوق و ذوقی که برخی آقایان مسئول و غیرمسئول نشان می دهند در این باره که ان شاءالله دیوار بی اعتمادی میان ایران و شیطان بزرگ که سابقه ای لااقل 50ساله دارد، یک شبه فرو خواهد ریخت و دو طرف به خیر و خوشی و سلامتی می نشینند پای میز مذاکره. آیا در این فضا و شرایط ذوق زدگی نشان دادن برای مذاکره با آمریکا معنایی جز این دارد که تهدیدها را جدی گرفته ایم؟ بعلاوه در حالی که به واقع تا دست بالا را داریم چرا آمریکایی ها باید در موضع قدرت جلوه کنند؟
موضوع مذاکره با آمریکا درباره عراق را به یاد بیاورید. کدام طرف بود که 6ماه التماس کرد؛ ایران یا آمریکا؟ و کدام طرف بود که سر آخر قصه را منتفی ساخت؛ ایران یا آمریکایی ها؟ آقایان لابد بهتر می دانند.
در شرایط فعلی هیچ چیز بدتر از سکوت نیست. سکوتی که می تواند حاکی از رضایت تفسیر شود. وضع ما از گذشته بدتر نیست وضع دشمن ما هم هیچ بهتر نشده است.به راستی چه چیزی عوض شده که بی ادبی جماعتی را که خودشان بهتر از ما می دانند در مقابل ایران تا چه حد ضعیف و زبونند تاب می آوریم و به سکوت و مجامله برگزار می کنیم؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات