نوسازی تشکیلات و اصلاح ساختار اداری و مالی سازمان های بزرگ کاری آنچنان پیچیده و دشوار است که غالبا مدیران ترجیح می دهند از انجام آن طفره روند، ولو آن که عدم بازسازی ساختار همراه با تحمل روزانه مشکلات، مشقات و هزینه های بسیار باشد. این کار دشوار در سه گروه از سازمان ها بسیار دشوارتر است: نخست سازمان هایی که اساسا ماهیت خدمات رسانی دارند و هرگونه تغییر در نظام تشکیلاتی ممکن است خطر تعلل در ارائه خدمات روزمره را درپی داشته باشد. دوم، سازمان هایی که ساختار آنها بسیار فرسوده بوده و عملا برای نوسازی آن چاره ای جز جرح و تعدیل های گسترده نباشد و سوم، سازمان هایی که به طور مستقیم با شهروندان در تماس هستند و هرگونه بروز کاستی در انجام وظایف روزمره آنها می تواند نه فقط تنش های اقتصادی و اجتماعی، بلکه حتی پیامدهای ناخواسته سیاسی را به دنبال داشته باشد.
جالب است که شهرداری تهران سازمانی است که هر سه ویژگی پیش گفته را یک جا دارد. هم نمی توان هیچکدام از فعالیت های جاری آن را حتی لحظه ای به بهانه نوسازی سامانه اجرایی مرتبط متوقف کرد، هم این که ساختار آن به واقع متعلق به چندین دهه قبل بوده و هرگز تاکنون هیچ شهرداری مجال اصلاح کلی و روزآمد کردن این نهاد را نداشته است و دست آخر این که مشکلات پیچیده ارائه خدمات شهری در ایران و تعاقب های ناخواسته تعلل در ارائه این خدمات نیز بر کسی پوشیده نیست.
البته در شرایط کنونی کشور به مجموعه مشکلات فوق الذکر باید مسائل مرتبط با حوزه کار و اشتغال را هم افزود. زیرا تردیدی نیست که هم اکنون عمده مشکل ساختاری سازمان ها در ایران فربهی هزینه زا و دست وپاگیر آنهاست و البته هرگونه تعدیل در شمار کارکنان هم دشوار بوده و بعضا حتی از سوی نهادهای مسئول دولتی نکوهیده می شود. قابل توجه است که با وجود آشکار بودن همپوشی وظایف و اختیارات بسیاری از 109 شرکت وابسته به شهرداری تهران، نبود توجیه برای ادامه فعالیت بسیاری از آنها و هزینه زایی بی دلیل اغلب آنها،تاکنون تعیین تکلیف این گونه شرکت ها نیز مورد توجه مدیریت شهری تهران نبوده است.
البته، تعیین تکلیف این 109 شرکت فقط بخشی از طرح عظیم نوسازی ساختار شهرداری تهران است. هم بدین رو، اقدام مدیریت کنونی شهر تهران برای تحول ساختاری شهرداری می تواند مسئولانه و شجاعانه ارزیابی شود. شهرداری تهران در حال حاضر به جای فعالیت های روبنایی که اتفاقا بیشتر مورد توجه عامه مردم و رسانه های جمعی قرار می گیرد، بخش قابل توجهی از توان خود را بر انجام فعالیتی متمرکز کرده است که افزون بر دشواری های پیش گفته این ویژگی را نیز دارد که آثار مثبت آن نه به سادگی برای توده شهروندان قابل لمس است و نه در کوتاه مدت قابل مشاهده خواهد بود. انتظار می رود رسانه های جمعی با پایش مستمر این رویکرد در مدیریت کنونی شهر تهران مشوق تداوم آن باشند.