تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۸۱۳۹۲

هنوز هم توطئه توهم است؟


مهدی محمدی
نگاه امنیتی به مقوله های اجتماعی اغلب متهم به سوءتفاهم و یکسویه نگری است. گفته می شود کسانی که پدیده های اجتماعی را یکسره محصول توطئه این و آن می دانند، اغلب هدفی ندارند جز خالی کردن شانه خود از زیر بار مسئولیت هایی که عهده دار بوده اند اما در انجام صحیح آن کوتاهی ورزیده اند. این دیدگاه البته چندان خالی از حقیقت نیست اما گاه که به افراط کشیده می شود، صورتی کاملا فریبکارانه به خود می گیرد. نظریه «توهم توطئه» که گروه های دوم خردادی سالیانی همت خود را مصروف تبیین و تبلیغ آن کردند، محصول و زاییده همین افراط در نکوهش رویکردهای امنیتی است. بلی، همه مشکلاتی که در این ملک وجود دارد محصول توطئه دشمنان بیرونی نیست و اشتباه ها و ندانم کاری های داخلی را نباید نادیده گرفت اما این هم هست که این کشور دشمن دارد و دشمنان ما بیکار نیستند. توطئه خارجی علیه ایران- که به گفته خانم رایس کلان ترین پول ها و بهترین مغزها در پس آن قرار دارند- با تمام ظرفیت در حال طراحی و انجام است؛ فقط می ماند این که روشی برای تمییز آنچه خارجی ها مستقیما در آن دست دارند و آنچه با واسطه اجرا می کنند، پیدا شود.
فرضیه این یادداشت این است که تمامی حوادثی را که ظرف چند ماه گذشته در گوشه و کنار ایران رخ داده از ناآرامی های خوزستان بگیرید تا حوادث سیستان و فاجعه جاده بم- کرمان و فعال شدن تروریست ها در شرق کشور تا ناآرامی های تبریز و حوادث کارگری و دانشجویی روزها و هفته های اخیر را باید در چارچوب واحدی ارزیابی و تحلیل کرد و آن چارچوب «توطئه خارجی» است. این البته مطلقاً به این معنا نیست که تمامی آنها که به نحوی در این حوادث دخیل بوده اند، عامل دشمن محسوب می شوند. این ایده قابل دفاعی نیست. مسلما بسیاری از آنها که پایشان به این ماجراها کشیده شده حتی آدم های- به معنای مصطلح کلمه- سیاسی هم نیستند. اما سر نخ ماجرا و استفاده سیاسی که نهایتاً قرار است از تمامی این فضا بشود را بدون تردید و بدون در نظر داشتن عامل خارجی نمی توان به نحو مناسبی فهمید و تحلیل کرد و بعلاوه مسلماً آنها که پس از هر ناآرامی یا اعتراض کوچک وارد معرکه می شوند و آن را به بیراهه می برند، نمی توانند با دشمنان اصلی این کشور بی ارتباط باشند.
روز سوم تیر 1384 دولتی در ایران بر سر کار آمد که از دید سازمان های اطلاعاتی غربی و صهیونیست ها تحت هر شرایطی باید جلوی دستیابی آن به اهداف اعلام شده اش گرفته شود چرا که هدف گذاری دولت اصولگرا- همچون تمامی دولت های پیشین با همه تفاوت ها و تمایزهاشان- تبدیل کردن ایران به قدرت بلامنازع منطقه خاورمیانه است و تحقق این هدف هیچ معنایی ندارد الا اینکه دوران چپاول و استثمار غربی ها در این منطقه به پایان رسیده است. روشن است که در مانع تراشی بر سر راه حرکت رو به جلوی دولت و کند شدن فرایند برگشت ناپذیر برتری منطقه ای ایران، غربی ها، اول از همه روی بحرانی کردن پرونده هسته ای ایران حساب باز کرده اند، آن هم به این امید که یا بتوانند پس از سال ها یک اجماع بین المللی علیه ایران اسلامی به وجود بیاورند و در چارچوب آن اقدامی علیه ایران شکل دهند و یا با سختگیری بر دولت و به تبع آن تنگ کردن عرصه بر ملت، نهایتاً بحران را «درونی سازی» کنند و با رویارو قرار دادن دولت و ملت ایران گامی به سمت هدف نهایی خود که تضعیف نظام جمهوری اسلامی است بردارند. امروز این طراحی آشکارا به شکست انجامیده است. غربی ها نه تنها نتوانسته اند از پرونده هسته ای ایران ابزاری برای شکاف میان دولت و ملت ایران بسازند، بلکه بیش از هر زمان دیگری خود دچار اختلاف چند دستگی شده اند و از این سو در پرونده هسته ای، تندتر شدن لحن طرف غربی جز بر استحکام و همبستگی دولت و ملت ایران نیفزوده است.
در این شرایط است که به نظر می رسد غربی ها پس از ناامیدی از اینکه بتوانند از خلال بحث هسته ای فشار مؤثر و قابل توجهی به ایران وارد کنند، فاز جدیدی از پروژه بحران آفرینی علیه دولت اصولگرا را کلید زده اند و آن ایجاد ناامنی به بهانه های گوناگون در مناطق مختلف کشور و ناتوان جلوه دادن دولت از برقراری امنیت و آرامش در آن مناطق است. برای رسیدن به این هدف طراحی های مفصلی انجام شده که در اینجا مجالی برای بحث درباره آنها نیست. تقریباً تمامی جزئیات این طراحی ها از چند ماه پیش آشکار شده است. یک فاز از این پروژه به طور کامل بر روی مسئله قومیت ها در ایران متمرکز خواهد شد. ایران کشوری آکنده از تنوعات نژادی و زبانی است. اگرچه این تنوع هرگز انسجام ملی ایران را مخدوش نکرده و تمامی این قومیت ها قبل از آنکه کرد یا لر یا ترک و عرب و بلوچ باشند، خود را ایرانی می دانند، اما دندان طمع دشمنان برای ایجاد ناآرامی از طریق تحریکات قومی همواره تیز بوده است. دو عامل هست که غفلت از آنهامی تواند این زمینه را بارور سازد: اول، برخی محرومیت ها در مناطق مرزی و حاشیه ای کشور از حیث بهره مندی از امکانات رفاهی و معیشتی و وجود نابسامانی های اقتصادی و امنیتی و دوم، اقداماتی که برخی گروه ها و چهره های سیاسی ظرف 8 سال حاکمیت اصلاح طلبان در برجسته سازی مسئله قومیت ها انجام داده و این موضوع را در برخی مناطق، حساس کرده اند.
اکنون هم اخباری وجود دارد که نشان می دهد برخی گروه های سیاسی در فعالیت های آینده خود روی برانگیختن حساسیت های قومی و ایجاد و تقویت تقابل «مرکز - پیرامون» حساب ویژه ای باز کرده اند. این در حالی است که آمریکایی ها هم ظرف چند ماه گذشته بارها اعلام کرده اند امیدوارند بتوانند با تبدیل مسئله قومیت ها در ایران به یک معضل امنیت ملی از ظرفیت های آن برای تضعیف دولت استفاده کنند. متأسفانه گاه دیده می شود که در داخل کشور و حتی در میان مسئولان میانی نیز بعضی در دام این پروژه رسوای دشمن گرفتار می آیند و آتش بیار معرکه می شوند. در این تردیدی نیست که آنچه در روزنامه ایران اتفاق افتاده کاملاً سهوی و از سر غفلت بوده است، با این وجود آیا رواست که بعضی از وکلا و مسئولان عنان و اختیار از کف بدهند و با سر و صدا کردن و ایراد نطق های شورانگیز و تحریک آمیز، در آتش این احساسات آنی و سوء تفاهم های بی اساس بدمند؟
فاز دیگر پروژه ایجاد نا امنی را می توان در استراتژی دشمن برای استفاده از پتانسیل گروه های ویژه جست و جو کرد. تشکیل NGO ها، ایجاد حساسیت های کاذب در گروه های خاصی مانند دانشجویان، کارگران، زنان و امثال آنها از شیوه هایی است که بی شک در تداوم این پروژه از آن استفاده خواهد شد. فرمول کلی هم همیشه یکی است: به یک بهانه واهی ناآرامی مختصری- مثلاً توسط یک گروه اسم و رسم دار دانشجویی- به راه می افتد، اما در ادامه کار، کنترل اوضاع از دست خود آن گروه هم خارج می شود و به دست کسانی می افتد که به طور حرفه ای برای به انحراف کشاندن اعتراض های قانونی و مسالمت جویانه انگیزه دارند یا حتی استخدام شده و آموزش دیده اند حوادث اخیر در چند دانشگاه تهران را هم که به بهانه های مختلف به راه افتاده به همین شکل باید فهمید. به علاوه می توان احتمال قوی داد که چنین حوادثی از این پس بازهم تکرار خواهد شد.
دولت بدون شک از عهده حل این بحران آفرینی ها برخواهد آمد و ایران همچنان نه فقط به عنوان باثبات ترین کشور منطقه باقی می ماند بلکه روز به روز بر قدرت و ثبات آن افزوده خواهد شد. اما به آنها که از اندک بهانه ای می آویزند و وهم برشان می دارد که می توانند کشور را به سمت ناآرامی سوق بدهند، هشدار باید داد شراکت در پروژه دشمن آخر و عاقبت چندان خوشی برای آنها به ارمغان نخواهد آورد همچنانکه برای هیچ یک از آنها که درگذشته- زمانی گمان می رفت اوضاع و احوال برای اوباشی گری بسیار مساعدتر از امروز است- به این راه رفتند، نیاورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات