تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۸۱۴۰۴

«چشم انداز» 15 ساله شد

پرفسور حمید مولانا

این هفته ستون «چشم انداز» وارد پانزدهمین سال انتشار خود شد. اولین مقاله این ستون در پنجشنبه 27 اردیبهشت 1371 (17 مه 1992) با عنوان «شورش در آمریکا: ابرقدرت در بحران» شروع شد و تا امروز پیوسته ادامه داشته است. ستون چشم انداز موقعی آغاز شد که امپراتوری شوروی یکسال بود سقوط کرده بود و جرج بوش، پدر رئیس جمهور فعلی آمریکا، پس از جنگ خلیج فارس و حمله اولیه به عراق بازی جدید سیاسی را با صدام حسین شروع کرده و امپراتوری آمریکا با شادمانی ظاهری «پایان تاریخ» و «نظام جدید جهانی» را جشن می گرفت. ولی این شور و هیجان نخبگان آمریکا فریبنده بود.
در حقیقت فروپاشی شوروی این اضطراب را در هیئت حاکمه آمریکا به وجود آورده بود که اگر میلیون ها شهروند دنیای سوسیالیسم و کمونیسم در عرض چنین مدت کوتاهی تغییر عقیده داده و به نظام خود «نه» بگویند، چه ضمانتی وجود دارد که اینکار در دنیای غرب و آمریکا نیز تکرار نشود. قدرت و ترس تصویری است غیرملموس در مغز ما و مشروعیت دولت برداشتی است از باورهای شهروندان و اعتبار نظام و اعتماد مردم به رهبران. جنبش و انقلاب اسلامی ایران تأثیر فوق العاده ای در تزلزل نظام های خفقان آور شوروی و اروپای شرقی داشت و بت شکنی مردم ایران توده های مظلوم نظام های دیگر را نیز بیدار کرده بود ولی نخبگان غرب و رسانه های مسلط آنها به دلائل واضح به این موضوع اعتراف نمی کردند.
یک سال پس از فروپاشی شوروی، در شهرهای آمریکا و به ویژه در لس آنجلس (کالیفرنیا) شورش علیه تبعیضات نژادی و بحران اقتصادی آغاز شده بود. اولین مقاله ستون چشم انداز این بحران و ناآرامی شهروندان آمریکا را این طور بیان کرد:
«زنگ های نارضایتی برای تنها ابرقدرت جهان به صدا در آمده است ولی در آمریکا گوش های شنوا روز بروز کمتر می شود. شورش مردم در لس آنجلس دومین شهر پرجمعیت و بزرگ آمریکا، واقع در ایالت کالیفرنیا این ناحیه را برای چند روز به آتش کشید... رسانه های خود رأی آمریکا -که وسعت جهانی دارند- این شورش را اغلب یک مسئله جدا از امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جلوه دادند... این سنت مطبوعات و رسانه های آمریکا شده است که هر تظاهرات و بحران نامطلوب را در دنیا آغاز انقلاب و نارضایتی از آن نظام دانسته ولی اختلافات و بحران های داخلی خود را نتیجه دیوانگی چند فرد در جامعه معرفی کنند! حقیقت این است که کاسه امپراتوری آمریکا ترک برداشته است ولی زمامداران این دستگاه، دانسته یا ندانسته آنرا تکذیب می کنند. این موضوع خود می تواند بزرگترین بحران ها را در آینده آمریکا به وجود آورد...» آمریکا آبستن حوادث مهمتری بود.
رویای «جهانی سازی» دهه 1990 که با شکست بوش پدر در انتخابات و استقرار بیل کلینتون و دموکرات ها در کاخ سفید به وجود آمده بود نتوانست به نارضایتی های مردم پاسخ دهد و پس از یک دوره هشت ساله که با فساد اخلاقی کلینتون و استیضاح و محاکمه او در کنگره همراه بود آمریکائی ها این بار با افتضاحات و تخلفات انتخاباتی مواجه شده و جرج بوش پسر و نامزد حزب جمهوریخواهان با اقلیت آرای عمومی مردم آمریکا ولی به تصمیم دیوانعالی کشور و قضات آن که از محافظه کاران و جمهوریخواهان بودند در رأس هیئت حاکمه آمریکا قرار گرفت. چند ماه بعد حادثه تروریستی و حمله به دو برج معروف نیویورک و ساختمان پنتاگون (وزارت دفاع) در واشنگتن صورت گرفت. آمریکا و نخبگان حاکم آن اعلام کردند که «جنگ جهانی تروریسم» شروع شده است که پایان و انتهای آن نامعلوم است. آزادی های مدنی شهروندان آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم محدود گردید و وزارت بزرگ و عظیم «امنیت وطن» تأسیس گردید.
آمریکا با حمله به افغانستان و عراق این دو کشور را اشغال کرد. با آغاز قرن بیست و یکم امپراتوری آمریکا وارد بحران بزرگتری شده بود که عواقب آن نه تنها تنفر و اعتراض جهانیان را برانگیخته بلکه ساختار نظام سیاسی، اقتصادی و مالی و نظامی آن را متزلزل کرده بود. بحران 15 سال گذشته آمریکا را باید در این چارچوب مطالعه و بررسی کرد.
امروز تظاهرات سال 1991 در آمریکا در یک مقطع جدیدتری تکرار می شود. چند هفته قبل میلیون ها نفر از شهروندان آمریکا- نیم میلیون نفر در لس آنجلس، 400 هزار نفر در نیویورک، 100 هزار نفر در واشنگتن و صدها هزار نفر دیگر در شهرهای مختلف- به خیابان ها ریخته برای کسب حقوق مدنی و اقتصادی خود دست به تظاهرات زدند. این شهروندان مجموعه ای از گروه بزرگ 20 میلیونی مهاجران در آمریکا هستند که زحمت و کار سنگین روزانه آمریکا به دوش آنهاست ولی با دریافت حداقل دستمزد از حقوق و مزایای یک تبعه و شهروند معمولی آمریکا محروم هستند. تعجب نیست که ساموئل هانتینگتون کسی که در دهه 1990 پس از فروپاشی شوروی شعار برخورد تمدن ها را از برنادر لوئیز، مستشرق غرب، قرض گرفت، رساله اخیر خود را در دهه 2000 به «اختلاف و کشمکش در جامعه آمریکا» و به ویژه مهاجران جدید از آمریکای لاتین اختصاص داده است.
در سال هائی که از انتشار ستون چشم انداز می گذرد نظام بین المللی و جهانی شاهد تحولات بزرگی بوده است. بسیاری از این رویدادها در دورانهای تحلیل و تفسیر و اندیشه های بیش از 700 مقاله منتشره مورد بحث قرار گرفته است. از کشتار و نسل کشی مسلمانان در بوسنی و هرزگوین در قلب اروپا گرفته تا حمله به خاک افغانستان و عراق، از انتفاضه فلسطین گرفته تا پیروزی اصولگرایان اسلامی در منطقه بزرگتر خاورمیانه، از شکست پروژه های به اصطلاح اصلاح طلبانه آمریکا از نقاط مختلف دنیا گرفته تا اختلاف و چند دستگی در اتحادیه اروپا، ستون چشم انداز کوشش کرده است تا حدامکان مفاهیم، واقعیات، اسطوره ها، شبهات و پدیده های عصر کنونی را مانند آزادی، دموکراسی، مشارکت، مساوات، عدالت، حاکمیت، مشروعیت، نوگرائی را بر روی تاریخ شکافته و خوانندگان را با پدیده های نوآور و پایدار که برهه امروزی ما را به چالش می طلبند آشنا سازد.
نوشتن این نوع مقالات با توجه به زمان و مکان آسان نبوده است ولی به یاری خداوند متعال و تشویق خوانندگان این فرصت نصیب بنده شده است که از آن بسی سپاسگزارم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات