تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۰  ، 
کد خبر : ۸۱۴۲۱

بودن یا نبودن!


ابراهیم حاج محمدزاده: در دنیا احزاب و جبهه های سیاسی فراوانی بوده اند که بارها شکست و پیروزی را تجربه کرده اند. روش برخورد احزاب باتجربه در مواجهه با شکست و از دست دادن قدرت (حتی بصورت ظاهری) اینگونه است که با یک تحلیل دقیق نقاط ضعف و قوت و عوامل درونی و بیرونی شکست را به مردم و هواداران توضیح می دهند و با ارائه راه حل ها و برنامه های کوتاه مدت و درازمدت و برکناری عوامل و دست اندرکاران شکست برای رسیدن مجدد به قدرت آماده می شوند.
در پی شکست جبهه مشارکت یا همان اصلاح طلبان دوم خردادی در انتخابات مجلس و شکست سخت تر در انتخابات ریاست جمهوری - آنهم ناموفق بودن رقیبی که همواره مشارکتی ها با بزرگ نمایی درباره توان مدیریتی پیچیده ایشان، دوام قدرت خود را به رخ هواداران می کشیدند- انتظار می رفت این جبهه با پیش گرفتن روال گفته شده، در پی جبران شکست ها برآمده و زمینه را برای حضور دوباره خود در قدرت فراهم آورد. اما، ظاهرا و آنگونه که از برخورد انفعالی این جبهه می توان احساس کرد -و حق نیز همین است- جبهه مشارکت عمر خود را تمام شده می بیند و مرثیه سرایی بر قدرت از دست رفته را به تلاش عبث برای بازگشت به قدرت ترجیح می دهد، و این، اگرچه با عرف جاری در احزاب سیاسی همخوانی ندارد ولی سودمندتر از تلاش و بحث برای بازگشت این جبهه به قدرت است.
جملاتی نظیر «اما من معتقد نیستم که مردم اصلاحات را فراموش کرده باشند بلکه اصلاحات همواره در خاطر آنهاست» (سعید حجاریان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت- 3خرداد 1385 روزنامه شرق) و یا: «حماسه دوم خرداد شکست نخورده است اصلاحات زنده و گویا و فعال است هرکسی فکر می کند اصلاحات مرده دچار اشتباه است» (بهزاد نبوی عضو ارشد مجاهدین انقلاب اسلامی 4 خرداد 1385 روزنامه شرق) این که «گفته می شود دوم خرداد هیچ گونه دست آوردی نداشت ظالمانه است» (موسوی خوئینی ها عضو سابق دفتر تحکیم، 4خرداد 1385 روزنامه شرق)
آقای عباس عبدی در پاسخ به همه این دغدغه ها و در جمع بندی عملکرد اصلاح طلبان می گوید:
آنها اگر مدعی بودند که به قول ها و شعارهایشان عمل کرده اند باید این توضیح را هم می دادند که چرا بعد از هشت سال، دوباره شعار هشت سال قبل خود را می دهند و تکرار می کنند.
(1خرداد 1385 شرق)
ایشان که ظاهراً به مسائل درونی جبهه وقوف بیشتری دارد، در جایی دیگر با اشاره به آنچه که مورد بحث ماست، می گوید؛
«بحث ناامیدی نیست. واقعا نمی دانم که اگر آنها می خواهند به سیاق گذشته شان ادامه دهند چرا می خواهند دوباره به عرصه بیایند» (1خرداد 1385 شرق) و باز هم از عباس عبدی است که؛ «یک ماشینی وجود دارد که بنزین ندارد و اصلا بنزین آن در جای دیگری است، حالا یک عده دارند دعوا می کنند که چه کسی باید پشت فرمان بنشیند. این حرف ها که فایده ندارد و مشکل را حل نمی کند ماشین بدون بنزین راه نمی رود» (1خرداد 1385شرق)
قابل ذکر است که گردهمایی اصلاح طلبان دوم خرداد در محلی بسیار کوچک برگزار گردید. جایی که آقای محمدرضا خاتمی درباره اش گفت: «شرمنده ایم که در چنین جای کوچکی میزبان دوستان هستیم جایی که زمانی پارکینگ بوده» ولی آقای گنجی آخرین سخنران این گردهمایی -که ظاهرا فقط برای دلجویی از او و نه شنیدن حرفهایش دعوت شده بود- از استقبال جمعیت در پارکینگ ذوق زده شده و بگونه ای سخن می گوید که گویی برای میلیون ها طرفدار شعار می دهد. هرچند که از اظهارات او نیز بوی مرگ استشمام می شود؛
«وقتی کسی فوت می کند مراسم خاکسپاری، سوم، هفتم و در نهایت چهلم آن بنحوی برگزار می شود و افراد زیادی برای فاتحه خوانی می آیند. مراسم سالگرد هم قابل قبول است اما دومین، سومین و چندمین سالگرد درگذشت را یا نمی گیرند و یا اگر برگزار شود کمتر کسی می آید اما امشب من می بینم که نهمین سالگرد دوم خرداد با چنین استقبالی مواجه است، این نشان می دهد که دوم خرداد نمرده است!» (4خرداد 85- روزنامه شرق)
فاعتبروا یا اولی الابصار

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات