تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۳  ، 
کد خبر : ۸۱۴۲۶

ناامنی برای دولت نهم

زاهدان - سعید کربلایی مقدمه: با روی کار آمدن دولت نهم که تحقق عدالت فراگیر اجتماعی را محور برنامه های خویش قرار داده، جریان ها و گروه های مختلف موافق و مخالف آن شروع به فعالیت گسترده نمودند. در این بین دوستان و همفکران جریان اصول گرایی در فکر پیشبرد اهداف دولت و یاری هرچه بیشتر آن بر آمده و در سویی دیگر دشمنان و مخالفان دولت و نظام مقدس جمهوری اسلامی تمام توان خود را در داخل و خارج کشور جمع نموده تا با برنامه ریزی هر چه دقیق تر از بین بردن اهداف و آرمان های دولت نهم همت گمارند. در این یادداشت، نگاه کوتاهی به برنامه ریزی اپوزیسیون نظام در جهت ناامن سازی برخی از مناطق داخل کشور داشته ایم و سعی شده بیشتر تحولات اخیر منطقه جنوب شرق کشور را مورد بحث قرار دهیم تا رابطه ناامنی های اخیر این منطقه را با جریانات و فعالیت های مخالفین نظام و دولت نهم بیشتر دریابیم:

فاز اول- ناکارآمد نشان دادن دولت در تحقق شعارها و برنامه های خویش
پس از پیروزی جریان اصولگرایی در کشور و تلاش همه جانبه مجموعه دولت نهم در راستای گسترش عدالت و پیشبرد توسعه، مناطق محروم از نگاه دولت نهم اولویت اول کار قرار گرفت. همانگونه که توسعه و بسط عدالت در مناطق محروم کشور از اولویت های برتر فعالیت دولت قرار گرفت در مقابل نیز همین مناطق خط مقدم جبهه مخالفین دولت و نظام را تشکیل داد.
درست پس از سفر هیئت دولت به استان سیستان و بلوچستان و مصوبات کثیر اعضاء آن در جهت رفع محرومیت ها از چهره استان تلاش های مخالفین نظام به ویژه در منطقه سیستان و بلوچستان به صورت گسترده ای آغاز گردید. ناامنی های گسترده از قبیل گروگانگیری، آدم ربایی، قتل و راهبندان، گروگانگیری در پاسگاه ناهوک سراوان و دو حادثه مهم تاسوکی و دارزین و از آن دسته اقدامات بود که پشت پرده همه این جریانات عده ای شرور قرار گرفته تا بصورت سازمان یافته ای مجری طرح های معاندین دولت جمهوری اسلامی باشند.
گروه مذکور به سرکردگی شرور عبدالمالک ریگی تلاش بسیار گسترده ای را در جهت ناامن سازی منطقه ایجاد نمود. فضای ناامنی ایجاد شده تبعات گسترده ای را در پی داشت که از آن قبیل فرار سرمایه از استان- با گروگانگیری های متعدد سرمایه داران شیعه و فارس در منطقه- ممانعت از اجرای طرح های توسعه دولت در استان و تلاش در جهت ایجاد شکاف مذهبی بین اقشار حاضر در استان را از آن جمله می توان نام برد. این در حالیست که برخی مسئولان کشور ریشه ناامنی های اخیر در استان را بیکاری و عدم اشتغال عنوان نموده و با نگاهی غیرامنیتی به ارائه طرح هایی در زمینه اشتغال زایی و رفع بیکاری پرداختند. این استان با توجه به داشتن رتبه اول نرخ بیکاری در کشور که تاثیر فراوانی در توسعه پایدار استان دارد اما بیکاری انگیزه سوم و چهارم شرارت های موجود در منطقه است؛ چه اینکه اظهارات شرور عبدالمالک ریگی با نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی- دکتر شهریاری- در هفته های اول بعد از حادثه تاسوکی گواه این ادعا می باشد. وی در تماسی که با دکتر شهریاری گرفت در سخنانی اظهار کرد: «کاری می کنم که دیگر یک شیعه در این استان نماند (احساس امنیت نکند)». این اظهارات خود نشان دهنده اینست که حضور شیعیان و قومیت سیستانی در منطقه خارچشم دشمنان بوده و تکمیل پروسه یکپارچه سازی قومی- مذهبی استان، با حذف شیعیان منطقه تحقق خواهد یافت.
فاز دوم- یکپارچه سازی قومی- مذهبی استان سیستان و بلوچستان
خوزستان، کردستان و بلوچستان از دیر زمانی مناطق مورد توجه دشمنان نظام بوده اند، چرا که اگر در زمانهای گذشته تفاوت های قومی- مذهبی در این مناطق، سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» انگلیسی را پیش می برد، اکنون به شاه کلید سیاست آمریکایی «تفرقه بینداز و نابود کن» تبدیل شده است.
در همین راستا و با توجه به موقعیت حساس جمهوری اسلامی در جامعه بین المللی بویژه شرایط پیش آمده برای نظام درخصوص پرونده هسته ای، نیاز اپوزیسیون نظام و دشمنان قسم خورده دولت در این مهم بوده که فضای داخلی ایران را ناامن کرده تا هم اهرم فشاری علیه دستگاه دیپلماسی کشور پیش آمده و هم اتحاد و همبستگی ملت ایران به عنوان پشتوانه اصلی نظام و عقبه حامی در تصمیمات سیاست خارجی نظام از بین برود. در این بین تفاوت فاحش بین منطقه سیستان و بلوچستان با دو منطقه کردستان و خوزستان در اینست که در مناطق غربی و جنوبی کشور، علیرغم وجود اختلافات مذهبی مردم از وحدت قومی برخوردار می باشند لکن در منطقه سیستان و بلوچستان نه تنها اختلاف مذهبی موجود است که اختلافات قومی- طایفه ای نیز مضاف بر آن گردیده است. سیستانی، بیرجندی، کرمانی و یزدی در کنار قومیت بلوچ به همراه اقلیتی افغانی و پاکستانی آنهم با مذاهب شیعه و سنی و بعضا حضور اقلیت بهایی زمینه خوبی را برای ایجاد تفرقه در منطقه ایجاد نموده است.
حرکت در جهت جدایی طلبی منطقه بلوچستان و وحدت آن با بلوچستان پاکستان و بلوچستان افغانستان نیازمند یکدست شدن قومی-مذهبی استان می باشد. از همین روست که در طی 27 سال عمر انقلاب اسلامی با آنکه سرمایه داران بسیاری از قوم بلوچ و اهل سنت در منطقه حاضر هستند، این تنها شیعیان و فارس ها بوده اند که هدف گروگان گیری و یا قتل و غارت قرار گرفته اند. به عبارت دیگر در این منطقه تنها شیعیان قربانی شده و سایرین تنها نظاره گر بوده اند. این مهم را در حوادث تاسوکی، دارزین، ناهوک و... نیز به خوبی می توان مشاهده نمود، چرا که اشرار و قاتلین با جداسازی فارس و بلوچ و شیعه و سنی از یکدیگر تنها به کشتار شیعیان و فارس ها پرداخته و این همان افکندن خیمه ناامنی تنها بر سر شیعیان منطقه است تا آنان را وادار به مهاجرت اجباری از این استان نموده و فاز دوم فعالیت دشمنان که یکدست سازی منطقه از لحاظ قومی- مذهبی است مهیا شود. در این میان تبلیغات گروه های داخلی-مخالفین دولت- در ناکارآمد نشان دادن دولت آقای احمدی نژاد در برقراری امنیت و همچنین پشتیبانی گسترده رسانه های غربی از حرکت اشرار و تلاش جهت تطهیر چهره عامل شرارتها- عبدالمالک ریگی- نیز جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده که شرح آن در این مختصر نمی گنجد لکن آنچه مهم جلوه می نماید ضرورت توجه و حساسیت مسئولین به حوادث اخیر این منطقه از کشور بوده چرا که در صورت اهمال کاری، سستی و عدم تدبیر مناسب، مسیر پیشرفت استان سیستان و بلوچستان مسدود و قطار توسعه منطقه برای مدت زمان مدیدی متوقف خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات