بهروز ساقی: جرج بوش» و «تونی بلر» سران آمریکا و انگلیس که عاملان اصلی تراژدی اشغال عراق هستند در کنفرانس خبری خود در کاخ سفید به جرم و اشتباه خود اعتراف کردند.
گرچه این سرانجام از آغاز قابل پیش بینی بود، ولی این اعتراف صریح از سوی کسانی که غرور و یکجانبه نگری آنان زبانزد جهانیان است، عجیب می نماید.
آمریکا و ائتلاف ضعیفش برای حمله به عراق از ابتدا با مخالفت های شدید و بسیاری در جهان، خصوصا اروپا- که معمولا چشم به دهان آمریکایی ها هستند- روبه رو بودند. طوری که ناچار شدند بدون مجوز شورای امنیت و بدون همراهی کشورهایی چون آلمان و فرانسه که از اعضای موثر ناتو به حساب می آیند، وارد باتلاق عراق شوند.
ائتلافی چنین ضعیف بر روی کاری غلط و بدون توجیه بدیهی بود که دیری نخواهد پایید. بنابراین از همان آغازین روزهای پس از سقوط «صدام» و اشغال عراق، سران دولت های خودسر همراه آمریکا از سوی ملت هایشان تحت فشار قرار گرفتند. و همین مسئله باعث شد بدنامی ناشی از حمله به عراق نخستین قربانی خود را از میان همراهان بوش بگیرد و «خوزه ماریا ازنار» نخست وزیر اسپانیا در انتخابات پارلمانی این کشور شکست سنگینی را متحمل شد. در این ماجرا، رقیب «ازنار» با شعار خروج نیروهای اسپانیایی از عراق و ائتلاف تحت رهبری آمریکا توانست به پیروزی برسد.
جنگ عراق دومین قربانی را در میان ائتلاف اشغالگران در انتخابات اخیر ایتالیا گرفت. در این انتخابات، «سیلویو برلوسکنی» هم پیمان گستاخ آمریکا در ایتالیا که با پرروئی تمام و علی رغم خشم مردم ایتالیا ادعا می کرد در هر شرایطی با بوش همراهی خواهد کرد از «رومانو پرودی» مخالف جنگ که شعار خروج نیروهای ایتالیا از عراق را سرلوحه وعده های انتخاباتی اش قرار داده بود شکست ناباورانه ای خورد. این شکست برای او و آمریکایی ها چنان غیرمنتظره بود که تا مدت ها حاضر به پذیرش و به رسمیت شناختن نتیجه انتخابات نبودند.
سقوط برلوسکنی ضربه ای کاری بود که بر پیکره ائتلاف جنگ وارد آمد و پس از آن بود که آمریکا و انگلیس، ناچار شدند به اشتباهات خود در عراق اعتراف کنند.
شکست برلوسکنی و روی کار آمدن پرودی تنها یکی از دلایل خالی شدن دل بوش و بلر بود وگرنه این دو از مدت ها پیش از درون خود دچار اضمحلال شده بودند. بوش تقریبا اکثر اطرافیان خود را که به اشتباه بودن حمله به عراق و اقدامات بعد از اشغال این کشور پی برده بودند از دست داد. از ژنرال «کالین پاول» وزیر خارجه نظامی الاصل گرفته تا دو رئیس «سیا» و دیگرانی که تا دیروز بر طبل جنگ می کوبیدند. تونی بلر نیز وضع مشابه بوش و حتی بدتر از او را دارد و انتخابات شهرداری ها در انگلیس نشان داد که کار او نیز تمام است. مخالفان بلر به قدری از سیاست های او ناراضی هستند که حتی صبر ندارند تا دوره قانونی نخست وزیری اش تمام شود و از او می خواهند هرچه زودتر استعفا دهد.
شهروندان و متفکران انگلیسی و آمریکایی از سیاست های بلر و بوش خیلی عصبانی هستند. آنان شاهد بودند که سران کشورشان چطور با امکانات وسیعی که در اختیار داشتند و قدرت مانوری که در سطح جهانی دارند، نتوانستند منافع ملتشان را در این منطقه حساس از خاورمیانه حفظ کنند. مردم آمریکا و انگلیس می فهمند که سران کشورشان شعور و درک کافی برای فهم اوضاع منطقه را نداشتند و با اینکه کلی هزینه کردند و کشتند و کشته دادند، عملا منافع کشورشان را نه تنها تامین نکردند بلکه با برهم زدن ترتیبات سابق، آینده مبهمی را برای منافع غرب در خاورمیانه رقم زدند.
اشغالگران با تمام وحشیگری که در عراق به خرج دادند نتوانستند روند دولت سازی در عراق را به سمتی سوق دهند که اقلا برای مقاطع کوتاهی دولتی طبق خواست خود را بر عراق حاکم گردانند.
در حال حاضر تمام هم سردمداران کشورهای اشغالگر معطوف به این مسئله است که چطور نیروهای خود را از باتلاق عراق خارج کنند تا کمتر حیثیت آنان خدشه دار شود و روند جریانات که برخلاف خواست آنان به حرکت درآمده، شتاب غیرقابل کنترلی به خود نگیرد.
اوضاع آمریکا در منطقه خاورمیانه بقدری به هم ریخته است که برای این کشور رمق چندانی برای پیگیری طرح خاورمیانه بزرگ که اشغال عراق، بخشی از این طرح را تشکیل می داد، باقی نمانده است. آمریکایی ها حتی با زیر پا گذاشتن حیثیت دموکراتیک خود هم نتوانستند حتی در سوریه و لبنان و فلسطین به پیشرفتی نائل آیند و از سوی حزب الله لبنان و جنبش حماس در فلسطین و حتی سوریه دچار انفعال گردیده و به عقب رانده می شوند.
بر همین اساس هیچ بعید نیست که سردمداران کاخ سفید، در آینده برای فرافکنی و برون رفت ظاهرا آبرومندانه از بحران خاورمیانه به اقداماتی نسنجیده تر از گذشته متوسل شوند که بیشتر به رقص مرگ سیاست های غرب در خاورمیانه شبیه خواهد بود.