امیر سعادت
1- مجمع عمومی عادی سوم خانه احزاب، در روز پنجشنبه 22 اردیبهشت ماه سال گذشته برای انتخاب اعضای شورای مرکزی جدید برگزار شد که در آن لیست «ائتلاف بزرگ اصلاحطلبان» اکثریت آرا را به خود اختصاص داد، اما شورای مرکزی دومین دوره، با اشاره به تخلفات و تقلبات صورت گرفته انتخابات را مخدوش خواند.
در پی اعتراض اعضای شورای مرکزی گذشته و طرح شکایات آنها در وزارت کشور دولت خاتمی، برخی مسئولان این وزارتخانه از جمله موسوی لاری، صحت انتخابات را مورد تردید قرار دادند و خواستار تجدید انتخابات شدند.
با ادامه اختلافات میان وزارت کشور و اعضای شورای مرکزی سومین دوره خانه احزاب، وزیر کشور دولت جدید نیز، به مسئولان خانه احزاب دو هفته مهلت داد تا تکلیف انتخابات شورای مرکزی جدید را مشخص نمایند.
در همین راستا هیات رئیسه دومین دوره خانه احزاب ایران در اعتراض به برگزاری مخدوش سومین دوره انتخابات خانه احزاب، سومین مجمع عمومی عادی را هفته آینده مجددا برگزار میکند.
حسن غفوری فرد رئیس دومین خانه احزاب، در روزهای اخیر دعوت نامههایی را برای دبیران کل احزاب و گروههای عضو خانه احزاب ارسال و از آنان دعوت کرد از ساعت 8 صبح روز پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ماه جاری، در سومین مجمع عمومی عادی خانه احزاب ایران شرکت کنند. در این دعوتنامه که غفوری فرد آن را به عنوان رئیس خانه احزاب ایران امضا کرده و برای احزاب ارسال شده، دستور کار مجمع مذکور «تجدید انتخابات اعضای شورای مرکزی دوره سوم» در اجرای ماده 19 اساسنامه عنوان شده است.
2- همواره موضوع احزاب و تخربگرایی در جامعه ایران دچار چالشهاو کنکاشهای مختلف بوده است. احزاب هم در میان اکثریت نخبگان سیاسی و هم در میان مردم مسلمان ایران از جایگاه چندانی برخوردار نبودهاند. برخی از نظریهپردازان جامعه شناسی و سیاستدان علت اصلی عدم استقبال عمومی یا نخبگان را از تخرب گرایی، بافت سنتی و اسلامی جامعه ایران را ذکر کردهاند. در حالی که بنظر میرسد این دلایل از علل اصلی پا نگرفتن احزاب در ایران نباشد، زیرا مردم صرفنظر از قالب حزبی متعارف در طول تاریخ ایران همواره سعی کردهاند دلسوزان صادق خود را یاری دهند و در این راه از بذل جان خود نیز دریغ نکردند در این راستا میتوان به جنبشهای عظیم تنباکو، قیام خونین 15 خرداد، و انقلاب اسلامی اشاره کرد، اگر چه ساختار این اقدامات و جنبشها از جنس تحزبگرایی به معنای مدرن و مصطلع آن نبوده اما در عالم سیاستورزی از نمودهای برجسته مشارکت سیاسی قلمداد میگردد. این در حالی است که مشارکت سیاسی یکی از کارکردهای اساسی احزاب میباشند، بنابراین بنظر میرسد در صورتی که احزاب، گروهها و یا شخصیتهای سیاسی یا اجتماعی بتوانند اعتماد مردم را به خود جلب کنند، قاعدتا از استقبال و حمایت آنها برخوردار خواهند شد.
3- در دوم خرداد 76 طیفی از فعالان سیاسی روی کار آمدند که بر اصول و قواعد سیاستورزی لیبرالی و دموکراتیک تاکید داشتند، البته طیفهای گوناگونی در این جریان وجود داشتند که بعضا با یکدیگر اختلافنظر داشتند، اما در کل انتظار میرفت این جریان اصلاحطلب و مدعی فعالیت سیاسی دموکراتیک در خصوص شعارهای محوری خود پایبندی بیشتری به خرج داده و مقیدتر باشند. در حالی که ما شاهد تخلفات انتخاباتی آنها در انتخابات ریاست جمهوری سال 80 بودیم و یا در انتخابات مجلس ششم، انتخابات به قدری مخدوش بود که با حکم حکومتی نتایج انتخابات تثبیت گردید، در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تعداد آراء دکتر احمدینژاد اعلام نمیگردید و یا برخی تخلفات همراه بود، در انتخابات انجمن صنفی روزنامهنگاران تخلفاتی صورت گرفت که مورد اعتراض برخی از اعضاء دیگر گردید، و یا در انتخابات اخیر خانه احزاب با اعتراض شورای مرکزی دوره دوم، وزیر کشور دولت آقای خاتمی نیز نتایج انتخابات را مخدوش اعلام کرد و خواستار تجدید انتخابات شد.
کارنامه عملکرد حزبی این طیف از جناح اصلاحطلب بقدری مخدوش است که رویگردانی مردم از آنها امری طبیعی و عادی بنظر میرسد. عملکرد احزاب جناح اصلاحطلب به نوعی نقض غرض میباشد زیرا یکی از علل وجودی احزاب جلب مشارکت سیاسی و عمومی میباشد در حالی که با چنین عملکردی مردم از هر چه فعالیت سیاسی است دلزده میگردند.
یکی دیگر از عللی که بنظر میرسد در سالهای اخیر در شکاف میان احزاب و مردم تاثیرگذار بوده، ناهمجنسی مطالبات مردمی و مطالبات احزاب مختلف بوده است. در این رابطه باید بگوییم بسیاری از فعالان جناح اصلاحطلب نیز در تحلیلی رویگردانی مردم و شکست خود در انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری اذعان کردند اختلاف مطالباتشان با مردم علت اصلی شکستشان بوده است.
4- به نظر میرسد احزاب مختلف سیاسی میبایست عملکرد خود را از نظر مردم، هر سال مورد ارزیابی قرار دهند و خود را در محک سنجش مردمی قرار دهند تا ببینند به چه میزان در راستای مطالبات مردمی حرکت کردهاند. تا زمانی که روند کنونی در عملکرد احزاب استمرار یابد هیچگاه با رویکرد و اقبال مردمی مواجه نخواهند شد و هر چه فراکنی کرده و بر علل بیرونی نظیر بافت سنتی و اسلامی بودن جامعه ایرانی اصرار بورزند، راه به جایی نخواهند برد.