یوسف محسنزاده: موضعگیری کاخ سفید در قبال اعلان خبر دستیابی ایران به فناوری هستهای و تکنولوژی غنیسازی اورانیوم، پرخاشگرانه و تهدیدآمیز بوده است. در واقع میتوان محورهای ذیل را برای بررسی مواضع نامتعارف کاخ سفید در قبال تلاش قانونی ایران برای دستیابی به این فناوری مدنظر قرار داد: الف: نمیتوان کمترین تردیدی در این موضوع روا داشت که مقامات آمریکایی با عینک رژیم تلآویو به مسایل و تحولات خاورمیانه مینگرند و حتی شواهد فراوانی در مورد نقش لابی پرقدرت صهیونیستی در آمریکا در کشاندن سربازان آمریکایی به عراق وجود دارد و بعلاوه کوششهای خصمانه واشنگتن برای رویارویی با پرونده هستهای ایران، اساساً بوسیله مسوولانی مدیریت میشود که در وفاداری دیوانهوار آنان به اسراییل، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. در همین چارچوب برخی از صاحبنظران نظریه مربوط به دست داشتن صهیونیستها در انفجارهای نیویورک و واشنگتن برای بسیج افکار عمومی آمریکا و ایجاد بسترهای مناسب برای شکلگیری دیدگاههای تهاجمی در میان هیأت حاکمه آمریکا را رد نمیکنند. ب: اکنون رژیم صهیونیستی میکوشد با استفاده از نفوذ خود در میان دولتمردان آمریکایی، از شکسته شدن انحصار برخورداری از انرژی هستهای در خاورمیانه جلوگیری کرده و با بهرهگیری از تمامی ابزارها و امکانات موجود از دستیابی کشورهای خاورمیانه به این انرژی جلوگیری نماید. در همین کادر، میتوان موضگیری خصمانه و نامتعارف آمریکا در قبال اعلان رسمی دستیابی ایران به فناوری غنیسازی اورانیوم را مد بررسی و مداقه قرار داد. ج- اسراییلیها در حالیکه با تمام قوا میکوشند حتی یک قطره خون از سربازان ارتش خودشان بر زمین ریخته نشود، مسوولیت به خاک و خون کشیدن هزاران سرباز مقتول و مجروح آمریکایی در عراق و افغانستان را به دوش میکشند و بعلاوه مسوولیت بحرانآفرینی و تنشزدایی در روابط آمریکا با جهان اسلام را بعهده دارند و این موضوعی است که رسانههای وابسته به محافل صهیونیستی در آمریکا با تمام قوا از افشای آن جلوگیری میکنند. لذا تعجبی ندارد که مقامات رژیم صهیونیستی رسماً میگویند کشورشان در رأس کشورهایی که قرار است با ایران مقابله کنند، نخواهد بود. زیرا آنان از قبل به اندازه کافی، دولتمردان آمریکایی عضو جریان مسیحیان صهیونیست را علیه ایران اسلامی تحریک کردند! د- با این حال، چنانچه حملات نظامی آمریکا به افغانستان و عراق در لفافهای از توجیهات و بهانهجوییهای نشأت گرفته از حوادث یازدهم سپتامبر صورت گرفته باشد، همه مجامع سیاسی و رسانهای در جهان آگاه هستند که حوادث مزبور موجبی برای توجیه انجام حمله مشابهی علیه ایران ایجاد نمیکند. زیرا هیچ شهروند ایرانی در حوادث یازدهم سپتامبر آمریکا و دیگر تهاجمات تروریستی شرکت نداشت و بعلاوه اینکه تهران در چارچوب مبارزه علیه تروریسم که از سوی سازمان ملل اعلان شده است فعالانه شرکت جسته است. کلام پایانی اینکه پرونده هستهای ایران که ریز جزییات آن در اختیار آژانس بیناللملی انرژی هستهای میباشد، به طور کلی، فاقد کمترین موجب و بهانهای برای بروز و انجام تعدیات و نگرشهای خصمانه آمریکا بوده و بهتر است دولتمردان آمریکایی به فکر حفظ خون جوانان آمریکایی و عدم ریختن آن در منازعات و کشمکشهای خونینی باشند که با توطئهگری و دسیسه چینی اسراییلیها شکل میگیرند.