تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۱  ، 
کد خبر : ۸۱۵۱۴
ظهور دوباره‌ طالبان‌؛

کابوس‌ به‌ شب‌های‌ قندهار باز می‌گردد


کاوه شجاعی
شبه‌نظامیان‌ طالبان‌ به‌ تدریج‌ از مخفیگاه‌ها و پناهگاه‌های‌ خود خارج‌ شده‌ و اکنون‌ با استفاده‌ از توان‌ به‌ تحلیل‌ رفته‌ دولت‌ مرکزی‌ در اعمال‌ قدرت‌ خود در مناطق‌ حاشیه‌ کشور و همزمان‌ شکاف‌ها و اختلافات‌ سیاسی‌ میان‌ مردان‌ قدرتمندی‌ که‌ نفوذ و قدرت‌ خود را از دوران‌ مبارزه‌ با اشغالگران‌ سرخ‌ کسب‌ کرده‌ و در دوران‌ نبرد افغانستان‌ با همراهی‌ با نیروهای‌ ائتلاف‌، تایید غرب‌ را هم‌ برای‌ خود اندوخته‌اند و اکنون‌ رویاروی‌ دولت‌ مرکزی‌ به‌ سهم‌خواهی‌ پرداخته‌اند، درصدد گسترش‌ دامنه‌ قدرت‌ خود شاید هم‌ بازگشت‌ به‌ قدرت‌ هستند.
روستاها و مناطق‌ دورافتاده‌ افغانستان‌ امروز جولانگاه‌ شبه‌نظامیان‌ دوباره‌ برخاسته‌ طالبان‌ شده‌ است‌ و جنوب‌ افغانستان‌ بیش‌ از آنکه‌ بخشی‌ از حوزه‌ اقتدار دولت‌ مرکزی‌ تلقی‌ شود، به‌ تدریج‌ به‌ ولایتی‌ تحت‌ سلطه‌ شبه‌نظامیانی‌ تبدیل‌ می‌شود.حومه‌های‌ قندهار و بخش‌هایی‌ از این‌ شهر مهم‌ افغانستان‌ امروز در کنترل‌ کامل‌ این‌ شبه‌نظامیان‌ قرار دارد. »افغانستان‌ بار دیگر به‌ دهه‌ 80 بازگشته‌ است‌«. این‌ باور مردان‌ و زنانی‌ است‌ که‌ دوران‌ حضور ارتش‌ سرخ‌ را تجربه‌ کرده‌اند. روزها و شب‌هایی‌ که‌ اشغالگران‌ کنترل‌ شهرهای‌ بزرگ‌ را در اختیار داشتند و چریک‌ها کوهستان‌ و مناطق‌ روستایی‌ را جولانگاه‌ خود می‌کردند. افغان‌ها فجایع‌ حکومت‌ طالبان‌ را هم‌ به‌ خاطر دارند و بنابراین‌ هیچ‌کس‌ به‌ این‌ شبه‌نظامیان‌ متحجر خوشامد نمی‌گوید. اما آنها نیز نشان‌ داده‌اند که‌ برای‌ در دست‌ گرفتن‌ قدرت‌ نه‌ به‌ خوشامد دیگران‌ می‌اندیشند و نه‌ به‌ دعوت‌ نیاز دارند.

»اسناد تلخ‌ انسانی‌«. این‌ نامی‌است‌ که‌ دکتر محمود سعدات‌ به‌ شواهد پیروزی‌های‌ اخیر طالبان‌ داده‌ است‌. اجساد کودکانی‌که‌ هر روز به‌ بیمارستان‌ کوچک‌ او می‌آورند.
آخرین‌ بار همین‌ چند روز پیش‌ بود و محمود می‌گوید »قلبم‌ را شکست‌.« والدین‌ کودکی‌ 4ساله‌ که‌ برای‌ فرزند تب‌دارشان‌ پزشکی‌ پیدا نکرده‌ بودند، به‌ زور به‌ گلوی‌ پسر بیهوش‌ آب‌ ریختند. وقتی‌ او را به‌ بیمارستان‌ قندهار رساندند، دیگر دیر شده‌ بود. دکتر سعدات‌ نتوانست‌ کاری‌ بکند، آب‌ در شش‌های‌ پسرک‌، او را خفه‌ کرده‌ بود.
اگر والدین‌ کودک‌ می‌توانستند پزشکی‌ بیابند، او قطعا زنده‌ می‌ماند. اما تمامی‌ پزشکان‌ از ترس‌ طالبان‌ و قدرت‌ دوباره‌ آنها، دهکده‌ را ترک‌ کرده‌اند.
خبرنگار اعزامی‌ روزنامه‌ کانادایی‌ گلوب‌ اندمیل‌ در گزارش‌ خود از افغانستان‌، به‌ واقعیتی‌ تلخ‌ اشاره‌ می‌کند. در بیشتر قسمت‌های‌ ییلاقات‌ پهناور جنوب‌ این‌ کشور، نیروهای‌ طالبان‌ کنترل‌ اوضاع‌ را در دست‌ گرفته‌اند و تنها دهات‌ و پاسگاه‌هایی‌ دورافتاده‌ در اختیار نیروهای‌ ائتلاف‌ قرار دارد. آنها روزبه‌روز حلقه‌ محاصره‌ را تنگ‌تر می‌کنند و آشکارا حومه‌ قندهار و دیگر شهرهای‌ بزرگ‌ را مورد حمله‌ قرار می‌دهند.
دکتر سعدات‌ می‌گوید: در مناطق‌ روستایی‌، نیروهای‌ طالبان‌ هر کار که‌ بخواهند می‌کنندأ نه‌ فقط‌ شب‌ها، که‌ در تمامی‌طول‌ روز. سعدات‌ متخصا بیماری‌های‌ کودکان‌ است‌. او پس‌ از قتل‌ 4 همکارش‌، درمانگاه‌ روستا را ترک‌ کرد و گریخت‌.
او ادامه‌ می‌دهد: تمامی‌پزشکان‌ و معلمان‌ از مناطق‌ روستایی‌ گریخته‌اند چون‌ از طالبان‌ وحشت‌ دارند. مناطق‌ روستایی‌ دیگر در کنترل‌ دولت‌ نیست‌. اوضاع‌ روزبه‌روز بدتر می‌شود.
در طول‌ 3 ماه‌ گذشته‌، نیروهای‌ کانادایی‌ مستقر در افغانستان‌ برای‌ در اختیار گرفتن‌ حومه‌ قندهار ناتوان‌ بوده‌اند. حالا دیگر خیلی‌ دیر شده‌ است‌. شماری‌ از افسران‌ ارتش‌ - که‌ نمی‌خواهند نامشان‌ فاش‌ شود - تایید می‌کنند که‌ تلاش‌ 4ساله‌ نیروهای‌ ائتلاف‌ برای‌ کنترل‌ مناطقی‌ غیر از شهرهای‌ بزرگ‌ کاملا بیهوده‌ بوده‌ است‌. دولت‌ هم‌ مانند سال‌ 2002 محبوب‌ نیست‌. نیروهای‌ ائتلاف‌ قسمت‌ اعظم‌ تلاش‌ خود را صرف‌ تقویت‌ حکومتی‌ می‌کنند که‌ روزبه‌روز اعتماد عموم‌ را از دست‌ می‌دهد.
نیروهای‌ طالبان‌ پس‌ از شکست‌ در سال‌ 2001، حالا توانسته‌اند دوباره‌ جمع‌ شوند، مسلح‌ شده‌ و دوباره‌ بر مردم‌ تاؤیر بگذارند. ییلاقات‌ جنوبی‌ کاملا فلج‌ شده‌اند، هیچ‌ خدمات‌ دولتی‌ای‌ در آنجا وجود نداشته‌ و حکومت‌ توان‌ ضربه‌زدن‌ به‌ طالبان‌ را ندارد. همه‌ چیز به‌ دوران‌ اشغال‌ توسط‌ شوروی‌ در دهه‌ 80 شبیه‌ شده‌ است‌: نیروهای‌ خارجی‌ شهرهای‌ بزرگ‌ را در اختیار دارند و چریک‌ها کوهستان‌ها و روستاها را کنترل‌ می‌کنند.
طالبان‌ می‌داند که‌ توانایی‌ جنگ‌ تن‌به‌تن‌ را با ائتلاف‌ ندارد. آنها نیازی‌ به‌ پیروزی‌ نظامی‌ ندارند. آنها باید »اهداف‌ نرم‌« - پزشکان‌، معلمان‌، مقام‌های‌ دولتی‌ و روستائیان‌ - را مرعوب‌ کنند و کشور را به‌ بی‌ ؤباتی‌ بکشانند. با از بین‌ بردن‌ اقتصاد و امید، آنها ارتشی‌ بالقوه‌ از جوانان‌ سرخورده‌ از حکومت‌ را تشکیل‌ می‌دهند.
در جنگ‌های‌ سنتی‌، »ارتش‌ اگر نبرد، می‌بازد.« اما جنگ‌ طالبان‌ فرق‌ می‌کند. هنری‌ کیسینجر وزیر امورخارجه‌ پیشین‌ ایالات‌ متحده‌ زمانی‌ گفته‌ بود: چریک‌ها اگر شکست‌ نخورند، برنده‌ به‌ حساب‌ می‌آیند.
تحلیلگران‌ معتقدند طالبان‌ حالا بیش‌ از هر زمان‌ دیگری‌ پس‌ از شکست‌ در سال‌ 2001، مجاهد در اختیار دارند. مزارع‌ خشخاش‌ جنوب‌، سرمایه‌ طالبان‌ را افزایش‌ داده‌ است‌. آنها که‌ خشخاش‌ می‌کارند، طالبان‌ را سدی‌ محکم‌ مقابل‌ سیاست‌های‌ ضد موادمخدر ائتلاف‌ یافته‌اند.
حمله‌ گسترده‌ ماه‌ گذشته‌ نیروهای‌ ائتلاف‌ به‌ حومه‌ قندهار و قتل‌ ده‌ها تن‌ از شورشیان‌، باعث‌ شد فرماندهان‌ خارجی‌ به‌ واقعیتی‌ تلخ‌ ایمان‌ بیاورند. مدتی‌ کوتاه‌ پس‌ از عقب‌ نشینی‌ سربازان‌ ائتلاف‌ از دهکده‌های‌ کوچک‌، شورشیان‌ به‌ سادگی‌ به‌ آنجا باز می‌گردند.
طالبان‌ تنها در جنوب‌ قدرتمند نیست‌. آنها در طول‌ 2 روز در هفته‌ گذشته‌، بیش‌ از 20 حمله‌ به‌ نیروهای‌ ائتلاف‌ را در 12 استان‌ سازماندهی‌ کرده‌اند. گزارش‌ شده‌ آنها کنترل‌ مناطق‌ روستایی‌ غزنه‌ را در دست‌ گرفته‌اند. غزنه‌ در 135 کیلومتری‌ کابل‌ قرار دارد.
سرهنگ‌ تام‌ کالین‌، سخنگوی‌ ارتش‌ آمریکا در افغانستان‌ می‌گوید: شکی‌ نیست‌ که‌ طالبان‌ قدرتمند شده‌ و نفوذ خود را بر قندهار، هلمند و اوروزگان‌ جنوبی‌ افزایش‌ داده‌ است‌. مردم‌ ناامید طعمه‌ آنها هستند. طالبان‌ از میان‌ ناامیدها نیرو جمع‌ می‌کند. شاید این‌ مردم‌ به‌ طالبان‌ معتقد نباشند اما آنها به‌ شغل‌ نیاز دارند.
سربازان‌ ائتلاف‌ تمام‌ تلاش‌ خود را در روستاها به‌ کار می‌برند تا نشان‌ دهند که‌ حسن‌نیت‌ دارند: پروژه‌های‌ کوچک‌ کمک‌ رسانی‌ را سامان‌ می‌دهند و بعضی‌ روزها به‌ روستاییان‌ خدمات‌ درمانی‌ مجانی‌ می‌دهند. اما نتیجه‌ دادن‌ همین‌ کارهای‌ کوچک‌ و کند، نیازمند تامین‌ امنیت‌ است‌. تاؤیر ماه‌ها »حسن‌نیت‌« با یک‌ شب‌ بمباران‌ اشتباهی‌ از بین‌ می‌رود. مثلا همین‌ هفته‌ پیش‌، ده‌ها تن‌ از ساکنان‌ روستایی‌ نزدیک‌ قندهار به‌ خاطر حمله‌ اشتباهی‌ نیروهای‌ ائتلاف‌ کشته‌ و زخمی‌شدند. نیروهای‌ ائتلاف‌ بعدا تایید کردند که‌ بمباران‌ »مردم‌ را افسرده‌ کرده‌ است‌.«
مشکلات‌ دیگری‌ هم‌ وجود دارد. بیشتر نیروهای‌ 8 هزار نفره‌ ائتلاف‌ در قندهار در پایگاه‌ هوایی‌ این‌ شهر خدمت‌ می‌کنند. شمار سربازان‌ حاضر در خود شهر کمتر از 1500 نفر است‌. تنها چند صد سرباز وظیفه‌ پاسداری‌ از 54 هزار کیلومترمربع‌ این‌ استان‌ را برعهده‌ دارندأ یعنی‌ هر سرباز 36 کیلومتر مربع‌. این‌ اصلا کافی‌ نیست‌. علاوه‌ بر این‌، بیشتر سربازان‌ به‌ پیچیدگی‌های‌ قومی‌ و قبیله‌ای‌ افغان‌ها آشنا نیستند.
طالبان‌ برای‌ اینکه‌ تعادل‌ نیروهای‌ ائتلاف‌ را از بین‌ ببرد، از بمب‌های‌ جاده‌ای‌ و بمب‌ گذاران‌ انتحاری‌ استفاده‌ می‌کند. کاروان‌های‌ ائتلاف‌ از حومه‌ قندهار می‌ترسند، آنها به‌ سرعت‌ بعد از هر عملیاتی‌ به‌ شهر باز می‌گردند. افغان‌ها به‌ کنایه‌ می‌گویند: آنها مثل‌ موش‌ هستند، از این‌ سوراخ‌ به‌ سوراخی‌ دیگر می‌دوند.
ائتلاف‌ از لحاظ‌ تبلیغاتی‌ رقیبی‌ قوی‌ دارد. مدارس‌ مذهبی‌ پاکستان‌ با تدریس‌ اسلامی‌ضد غربی‌، برای‌ طالبان‌ داوطلب‌ تربیت‌ می‌کنند. نیروهای‌ امنیتی‌ افغان‌ توانایی‌ کنترل‌ مرز گسترده‌ کشورشان‌ با پاکستان‌ را ندارند. عده‌ زیادی‌ معتقدند اسلام‌آباد چشم‌ خود را بر تحرکات‌ طالبان‌ بسته‌ است‌.
ژنرال‌ رحمت‌ا... رئوف‌ فرمانده‌ نیروهای‌ ارتش‌ در جنوب‌ افغانستان‌ می‌گوید: ما پلیس‌ کافی‌ نداریم‌. پلیس‌ نمی‌تواند بر مناطق‌ روستایی‌ کنترل‌ داشته‌ باشد و طالبان‌ در اینجا قدرت‌ گرفته‌ است‌. آنها از سلاح‌های‌ مدرن‌ استفاده‌ می‌کنند. طالبان‌ در پاکستان‌ مراکز تربیت‌ نیرو در اختیار دارد.
ائتلاف‌ با وجود اینکه‌ برای‌ جلب‌ اعتماد افغان‌ها تلاش‌ می‌کند به‌ نیروهای‌ محلی‌ اعتمادی‌ ندارد. حتی‌ آنها که‌ برای‌ مشاغل‌ سطح‌ پایین‌ در پایگاه‌ هوایی‌ قندهار استخدام‌ می‌شوند، همیشه‌ تحت‌ کنترل‌ قرار دارند. ائتلاف‌ از این‌ می‌ترسد که‌ ناگهان‌ یکی‌ از آنها به‌ سربازان‌ حمله‌ کند.
در این‌ میان‌، نیروهای‌ طالبان‌ خستگی‌ناپذیر و تمام‌ نشدنی‌ به‌ نظر می‌رسند. در طول‌ 2 سال‌ گذشته‌ خسارت‌ها و تلفات‌ دو طرف‌ پیوسته‌ رو به‌ افزایش‌ است‌. به‌ گفته‌ سخنگویان‌ ائتلاف‌ تنها در طول‌ 3 هفته‌ گذشته‌ بیش‌ از 420 تن‌ از نیروهای‌ طالبان‌ در جنوب‌ افغانستان‌ کشته‌، زخمی‌یا بازداشت‌ شده‌اند. شمار آنها خیلی‌ بیشتر از آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ ائتلاف‌ تصور می‌کرد.
علاوه‌ بر این‌، طالبان‌ بسیار صبورانه‌ عمل‌ می‌کند. آنها می‌دانند که‌ شمار بیشتری‌ از نیروهای‌ کمکی‌ ائتلاف‌ وارد افغانستان‌ می‌شوند، اما آنها از این‌ نکته‌ هم‌ آگاهی‌ دارند که‌ تابستان‌ امسال‌ 3 هزار سرباز آمریکایی‌ خاک‌ کشورشان‌ را ترک‌ می‌کنند. آنها بدون‌ عجله‌ منتظر اشتباهی‌ از نیروهای‌ ائتلاف‌ هستند. یک‌ افسر کانادایی‌ می‌گوید: ما بسیار مراقبیم‌ اما زمان‌ در اختیار آنهاست‌.
وضعیت‌ به‌ ویتنام‌ هم‌ کمی‌ شبیه‌ است‌. آمریکا در ویتنام‌ دهه‌های‌ 1960 و 1970 باید دولتی‌ را تقویت‌ می‌کرد که‌ هم‌ فاسد و هم‌ نامحبوب‌ بود. در افغانستان‌ هم‌ چنین‌ مشکلاتی‌ وجود دارد. برخی‌ مقامات‌ باعث‌ دلتنگی‌ مردم‌ برای‌ دولت‌ طالبان‌ می‌شوند. دولت‌ طالبان‌ که‌ بین‌ سال‌های‌ 1996 تا 2001 افغانستان‌ را در اختیار داشت‌، هر چه‌ بود »فاسد« نبود.
امدادگری‌ می‌گوید: کاروان‌های‌ طالبان‌ به‌ راحتی‌ مسافرت‌ می‌کنند. آنها به‌ روستاها و شهرها می‌روند و شب‌ها با مردم‌ جلسه‌ می‌گذارند. مردم‌ حالا منفعل‌ هستند اما اگر تا 6 ماه‌ آینده‌ وضع‌ به‌ همین‌گونه‌ پیش‌ رود، آنها از نیروهای‌ مخالف‌ ائتلاف‌ حمایت‌ خواهند کرد.
شمار زیادی‌ از آژانس‌های‌ کمک‌رسانی‌ خارجی‌ از جنوب‌ افغانستان‌ خارج‌ شده‌اند و کارمندان‌ خود را از ورود به‌ دهات‌ آن‌ منطقه‌ منع‌ کرده‌اند. تمامی‌ اینها فقط‌ به‌ خاطر امنیت‌ خود کارمندان‌ نیست‌. طالبان‌ پذیرایی‌ از امدادگران‌ را تلافی‌ می‌کند.
شورای‌ سنلیس‌، موسسه‌ تحقیقاتی‌ سیاست‌های‌ توسعه‌ و امنیت‌ که‌ در اروپا مستقر است‌، ماه‌ گذشته‌ در گزارشی‌ اعلام‌ کرد: اکنون‌ جامعه‌ بین‌المللی‌ با چشم‌انداز آشفته‌ قدرت‌گیری‌ شورش‌ در مناطق‌ ضعیف‌ افغانستان‌ روبه‌رو است‌.
جهان‌ تلاش‌ ناموفق‌ دستیابی‌ به‌ صلح‌ در سومالی‌ و هائیتی‌ دهه‌ 90 میلادی‌ را فراموش‌ نکرده‌ است‌. خروج‌ زودهنگام‌ نیروهای‌ حافظ‌ صلح‌ بین‌المللی‌ به‌ فروپاشی‌ اجتماعی‌ در این‌ مناطق‌ منجر شد.
وین‌ مارتین‌، از نیروهای‌ حافظ‌ صلحی‌ که‌ یک‌ سال‌ را در اواخر دهه‌ 90 درهائیتی‌ سپری‌ کرد و حالا در قندهار مستقر است‌، امید دارد درس‌هایی‌ که‌ هائیتی‌ به‌ جهان‌ آموخت‌، اینجا به‌ کار گرفته‌ شود.
او می‌گوید: بزرگترین‌ هراس‌ من‌ این‌ است‌ که‌ ماجرای‌ هائیتی‌ اینجا تکرار شود. همه‌ چیز ناگهان‌ به‌ عقب‌ برمی‌گردد.
مارتین‌ معتقد است‌: جهان‌ باید برای‌ دوره‌ای‌ 10 یا 15ساله‌ در افغانستان‌ بماند و از روند صلح‌ پشتیبانی‌ کند. ماجرا به‌ ماراتون‌ شبیه‌ است‌، نه‌ دوی‌ سرعت‌.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات