کریستوفر دیکی/ مازیار بهاری
مترجم: آرمین منتظری
اوایل ماه جاری یکی از شهروندان تهرانی در خیابان جمهوری به دنبال خرید تلویزیونی صفحهتخت، ویترین مغازهها را برانداز میکرد. در ذهنش به این فکر میکرد که توانایی خرید یک تلویزیون سونی را دارد. با او گفتوگو کردیم. او که کارمند وزارت کشاورزی است، می گوید: »مدتها بود که چنین پولی نداشتم. تماشای بازی فوتبال در یک تلویزیون صفحه تخت بزرگ، خیلی جالب است.« حقوقش از ماه پیش افزایش پیدا کرده است. در ضمن در اوایل فروردین نیز، عیدی دریافت کرده است. خیابان جمهوری پراست از انواع و اقسام لوازم سرگرم کننده خانگی. از دستگاههای ئدئ مالزیایی گرفته تا سیستمهای صوتی ژاپنی و چینی. این خیابان، بهشتی است که شاید ایرانیها برای دهها سال از نعمتهای آن محروم بودند.
مسلم است آنچه که شما در خیابان جمهوری در شکل و شمایل انواع و اقسام وسایل خانگی میبینید، تجسمی از پولی است که از فروش نفت بدست آمده است که البته مایه خشنودی مردم است و گاهی هم مایه سکوت اختیار کردن آنها! از وقتی ایران کنترل بر واردات را تا حدودی کم کرده است، حقوقها افزایش یافته است. تنها در طول سال گذشته، با افزایش ناگهانی بهای نفت، بالغ بر 50 میلیارد دلار نقدینگی به خزانهکشور تزریق شده است. برای ساختار سیاسی ایران، تزریق نقدینگی به معنای نوعی دوا است. اگر بودجه دولت باعث بوجود آمدن سرور و شادی در میان عموم مردم میشود، از سوی دیگر، نوعی اعتیاد را در بدنه اقتصاد کشور موجب میشود. برخی اقتصاددانان از این معضل به نام »بیماری اقتصاد ایران« یاد میکنند. آنچه مسلم است اینست که اشتیاق برای ادامه سیر صعودی قیمت نفت، تبدیل به فاکتوری اساسی در دیپلماسی و چگونگی رویارویی ایران با سازمان ملل بر سر برنامه هستهای این کشور، شده است. فاکتورهای زیادی برای نگرانی درباره سیر صعودی قیمت نفت وجود دارد اما در میان همه آنها وابستگی روزافزون ایران به این منبع درآمد، آشکارا سر برآورده و خودنمایی میکند. بازار جهانی نفت بهنهایت اشباع شده است. 85 میلیون بشکه نفت هر روز در سراسر جهان می سوزد و این مقدار مصرف گاهی کمی بیشتر یا کمتراز آنی است که صادر کنندگان نفت بتوانند آن را پمپاژ کنند. »دیوید فایف« متخصا ذخایر نفتی در آژانس بینالمللی میگوید: »بازار نفت در حال حاضر به گونهای که باید تولید تنها بر مبنای میزان تقاضا انجام شود.« هرگونه اختلال در تولید باعث میشود که قیمت نفت سر به آسمان بگذارد. توفان در خلیج مکزیک، جنگهای داخلی در نیجریه، تحولات سیاسی در آمریکای لاتین و جنگ عراق، همه و همه باعث شدند که قیمت نفت از 20 دلار در اوایل سال 2001 تا 70 دلار در این روزها افزایش یابد.
اما ایران به عنوان کشوری که میتواند موجب افزایش قیمت نفت شود، جایگاه ویژه خود را دارد. این کشور دومین کشور دارندهذخایر نفتی درجهان است و توانایی صادر کردن 5\2 میلیون بشکه نفت، در روز را دارد. بااین اوصاف تنها به تقابلی بیندیشید که نتیجهآن تهدید برای این ذخایرعظیم باشد. تقابلاتی نظیر احتمال تحریم سازمان ملل و تصمیم ایران برای مقابله بمثلأ و یا احتمالی نظیر حمله آمریکا به ایران. این نگرانیها پس از انتخابات اخیر ایران و تصمیم دولت جدید مبنی بر از سرگیری فعالیتهستهای با تمام توان- با اعلام احمدینژاد مبنی بر ادامه برنامه هستهای به هر قیمتی- بیشتر شده است.
حال بد نیست نگاهی به همسایگان ایران نیز بیندازید. عربستان سعودی دارای بیشترین ذخایر نفتی در جهان است و توانایی صدور 5\9 میلیون بشکه نفت را در روز دارد. بیشترین نفت صادراتی عربستان به علاوه نفت کشورهایی نظیر کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین از تنگه هرمز صادر می شوند که در سواحل جنوبی ایران قرار دارد. فقط کافیست ایران به هر نحوی مانع عبور نفت از این تنگه شود، آنگاه قیمت صعودی نفت را تصور کنید! سخنان چند هفتهپیش مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور دولت ایران در پاسخ به سوالی درباره احتمال تهدید ایران از سوی آمریکا این احتمال را شدت می بخشد. او گفت: »ما دارای ذخایر عظیم نفتی هستیم و کنترل یکی از شاهراههای صادرات نفت دنیا را در دست داریم. اگر آنها قصد دارند از گزینههایی به غیر از دیپلماسی استفاده کنند باید بدانند که تواناییهای ما کمتر از آنها نیست.»
ایران، حساب شده رجزخوانی میکند. ایران برنامههستهایاش را در پوشش قیمت بالای نفت ادامه دادهاست و تا بدینجا نیز این سیاست جواب داده است. هیچ کدام ازاعضای شورای امنیت حتی آمریکا، حتی یک کلمه نیز درباره تحریم نفتی ایران بر زبان نیاوردهاند. به نظر میرسد ایران بخواهد گروکشی کرده و از ابزار نفت به عنوان راهی برای دستیابی به انرژی هستهای استفاده کند. البته این بازی تا حدودی خطرناک است. صنعت نفت ایران با مشکلاتی چند روبرو است. مدیریت متزلزل و تحریمهای آمریکا در طول سالیان به این صنعت خسارات بسیاری وارد کرده است. تا سال گذشتهایران قادر نبود سهمیهای را که در اوپک برایش معین شده بود، تولید کند. از سوی دیگر پالایشگاههای ایران توانایی تولید بنزین مصرفی کشور را ندارند و ایران مجبور است در سال حدود نیمی از بنزین مصرفیاش را وارد کند. دولت ایران ترجیح می دهد بهجای سرمایه گذاری درآمدهای نفتی درهمان صنعت و همچنین در ذخایر جدید نفتی، این مبالغ را به یارانه اختصاص دهد تا به این صورت اقبال سیاسی بیشتری بدست آورد. مثلا قیمت بنزین در ایران تنها 10 سنت آمریکاست که ایرانیها هر طوری که میخواهند از آن استفاده میکنند. در یکی از پمپبنزینهای خیابان پاکستان، یکی از کسانی که باک ماشینش را پر میکرد، در حدود نیم لیتر بنزین را بر روی زمین ریخته و در توجیه این کار خود می گفت: این مقدار بنزین چه اهمیتی دارد وقتی این همه نفت داریم؟
در حال حاضر و در شرایط کنونی کنترل کمتری بر فساد اقتصادی وجود دارد. ماموران ممیزی دولت در گذشته هر معاملهای که مبلغش بیش از 10 میلیون دلار بود را مورد بررسی و مداقه قرار می دادند اما اگر این رقم به سقف 50 میلیون دلار رسیده است تولید داخلی کاهش یافته و در عوض واردات خارجی افزایش یافتهاست. خصوصیسازی تقریبا بطورکامل متوقف شده است.
با این اوصاف اگر در قیمت نفت افتی حاصل شود دولت ایران در مخمصهبدی گرفتار خواهد شد.اما تا آنموقع، کارمندی که به دنبال خرید تلویزیون بود، می تواند از پرزیدنت احمدی نژاد ممنون باشد. او میگوید: »حقیقتش را بخواهید من به محمود احمدینژاد رای ندادم اما بهنظر میرسد او اولین رئیسجمهوری است که به معاش مردم اهمیت میدهد.« باید دید به غیر از این کارمند وزارت کشاورزی چه کسانی و از چه طبقاتی، اینگونه میاندیشند؟