تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۸۱۵۲۶

از نگاه روزنامه‌نگار


محمد قوچانى
اعتراض هاى هم میهنان آذرى زبان سرانجام دیروز صبح به توقیف موقت روزنامه دولت و بازداشت دو تن از مسئولان نشریه «ایران جمعه» انجامید. با حفظ موضع انتقادى درباره مضمون کاریکاتور مورد اعتراض مایلم به عنوان عضو صنف روزنامه نگاران ایران چند نکته را با هم میهنان آذرى زبان در میان بگذارم:
1- روزنامه نگارى حرفه سختى است. اگر محصول کار مدیران نهادهاى دولتى و بخش خصوصى در همه حوزه هاى سیاسى و اقتصادى و فرهنگى مدت ها بلکه سال ها و سده ها پس از اقدام آنان رخ مى نماید؛ روزنامه نگار چون در لحظه و روز کار مى کند 24 ساعت پس از نگارش خبرى یا طرحى کارش در معرض قضاوت عمومى قرار مى گیرد. بدیهى است در چنین فرصت کوتاهى امکان اشتباه بسیار است.
2- ایران به عنوان یک کشور کل به هم پیوسته اى است که در آن اقوام متعدد لر و کرد و فارس و گیلک و آذرى و ترکمن و... هریک گوشه اى از هویت ملت ایران را نشان مى دهند. ایران بدون آذربایجان اصولاً ایران نیست همچنان که آذربایجان منهاى ایران مجبور است بخش عمده اى از تاریخ ملى ایران را از ظهور زرتشت تا تثبیت تشیع و تشکیل حکومت هاى ملى مانند صفویه یا نهضت هاى آزادیخواهانه مانند انقلاب مشروطه را به عنوان تاریخ قومى آذربایجان نشان دهد. بسیارى از چهره هاى ملى ایران اهل آذربایجان بوده اند و اگر تبریز نبود تهران در آتش استبداد صغیر و کبیر مى سوخت همچنان که اگر گیلان و اصفهان و لرستان نبودند از مشروطه خواهى ایرانیان چیزى نمى ماند. انقلاب اسلامى ایران هم از جمله ریشه در قیام تبریز داشت همچنان که اولین رئیس دولت انقلاب اسلامى مرحوم مهندس مهدى بازرگان تبریزى بود.
3- از عصر رضاخان و با زوال قدرت ایالات و ولایات در دولت ملى ایران، تحقیر و تخفیف اقوام ایرانى در رسانه هاى رسمى و غیررسمى رونق گرفت. بازى با لهجه ها البته در همه کشورها رواج دارد چنانکه در همه لطیفه هاى انگلیسى، خست اسکاتلندى ها مایه طنز است اما از آنجا که تحقیر اقوام ایرانى در حکومت پهلوى پشتوانه دولتى داشت و در رادیو و تلویزیون دولتى یا روزنامه هاى نزدیک به دولت «فارس گرایى» ترویج مى شد، این لطیفه ها نه تنها مایه خنده نمى شد بلکه سبب خشم مى شد.
4- به عنوان روزنامه نگارى که دست کم یک دهه است به طور مستقیم با تحریریه روزنامه هاى تهران و قبل از آن با تحریریه روزنامه هاى گیلان همکارى مى کنم شهادت مى دهم هیچ کدام از روزنامه نگاران امروز ایران بخصوص در روزنامه دولتى ایران علایق شوونیستى ندارند و با رشد اندیشه دموکراسى در عصر اصلاحات از نگاه فارس گرایانه گذشته در حکومت هایى چون حکومت پهلوى فاصله ها دارند. شهادت مى دهم گرچه «ایران» به دولتى بودن مشهور است و به دلیل ماهیت صاحب امتیاز خود «ارگان دولت» شناخته مى شود اما تحریریه ایران همواره آن را روزنامه اى «ملى» و ارگان «ملت» در نظر گرفته اند. به کارنامه یک روزنامه از منظر یک کاریکاتور نامناسب نگاه کردن اشتباه است. ایران در میان تحریریه خود به اقتضاى نام بلند ایران روزنامه نگاران بسیارى از اقوام مختلف از جمله آذرى زبانان دارد که هرگز قصد توهین به همزبانان خود و هم میهنان ما را ندارند و به خطایى همه کارنامه یک روزنامه را نواختن درست نیست.
5- در عین حال به عنوان یک شهرستانى مایلم یادآورى کنم که حق هر ایرانى شهرستانى است که از هویت قومى خود در دل هویت ملى خود پاسدارى کند و در کنار توسعه ملى خواستار توسعه منطقه اى شود.
مایلم تاکید کنم زمانى ایران آباد و آزاد خواهد بود که همه شهرها و نه فقط تهران و اصفهان آباد باشد و دوست دارم ضمن انتقاد از محتواى سفرهاى آقاى احمدى نژاد به شهرستان ها و تکلیف فوق طاقت بر دوش اقتصاد کشور اصل سفرهاى استانى دولت را کارى پسندیده بخوانم و چون از عیب دولت فعلى بسیار گفته ام (و دوباره بر آن تاکید مى کنم) از حسن این کابینه هم اندکى بگویم به شرط آنکه استان ها واقعى بودن و موثر بودن این سفرها را بر سر سفره ها احساس کنند و این بار به نام توسعه منطقه اى، توسعه ملى آسیب نبیند و دایره عنایت دولت تنها محدود به تخصیص اعتبار از صندوق ذخیره ارزى نشود و به نیازهاى فرهنگى استان ها (از جمله مواردى که به احساس هویت و شخصیت آنها مى انجامد) هم توجه شود.
6- و آخرین سخن آنکه شرایط ملى ایران بسیار حساس است. برخى اتفاقات در خوزستان و «سیستان _ بلوچستان» و اخیراً کرمان مى تواند هر ایرانى آزادیخواهى را به این نتیجه برساند در چالش هاى سیاست خارجى ایران شاید برخى دست ها در کار است تا از خطاهاى روزنامه نگارانه یا احساس هویت خواهانه مردم سو ء استفاده کند. اجازه دهید روشن سخن گویم: بدون آنکه درباره شخص طراح یا سردبیر ایران جمعه اظهارنظر کنم مطمئنم چاپ این طرح در روزنامه ایران بدون نیت مجرمانه بوده و نیز کسانى که در شهرهاى آذرى زبان به این طرح اعتراض کرده اند در ایران دوستى کمتر از مسئولان دولتى نیستند اما ادامه اعتراض بدین شکل هویت ملى ایران را پس از هویت قومى آذربایجان در خطر قرار مى دهد. سخن گفتن از تهدید تمامیت ارضى و ملى ایران یک هشدار امنیتى نیست. شرق روزنامه اى غیردولتى است و با برخى از بزرگ نمایى هاى امنیتى موجود موافق نیست اما تردید نکنید که تمامیت ارضى ایران (که دربرگیرنده هویت قومى آذربایجان هم هست) مقوله اى دولتى نیست. هیچ مبارز آزادیخواهى در تاریخ استان هاى آذرى زبان نبوده که در نهایت آرزوى آزادى و آبادى همه ایران را نداشته باشد.
سال 1383 در سفرى به تبریز براى شرکت در کنگره بزرگداشت نهضت مشروطه پیوند تاریخ آذربایجان و تاریخ ایران را درک کردم. از خیابان ها که گذر مى کردم گویى تاریخ را تجربه مى کردم: تاریخ تجدد ایرانى را که روشنفکر «تبریزى- ایرانى» معاصر ما سیدجواد طباطبایى آن را به نام مکتب تبریز گفتمان حاکم بر ایران از صفویه تا مشروطه مى خواند. از ستارخان و باقرخان تا بازرگان و دیگران از پارک مشروطه تا بزرگترین بازار مسقف ایران در تبریز. تبریز پیشتاز آزادى مطبوعات بوده است مبادا به خاطر سوء تفاهمى همه کم توجهى هاى تاریخى به پاى روزنامه نگارى نوشته شود.
در همین جا از روزنامه نگاران آزاد، مستقل و غیردولتى مى خواهم که با سفر به تبریز و دیگر شهرهاى آذربایجان عزیز این سوء تفاهم را برطرف کنند. امیدوارم مردم مهربان تبریز پذیراى روزنامه نگاران باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات