تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۸۱۵۳۷

منطق خودى و غیرخودى در روابط بین‌الملل


دکتر حسین دهشیار: براى بسیارى همیشه این نکته ابهام برانگیز بوده است که چرا آمریکا در رابطه خود با کشورهاى دیگر از یک رویه واحد پیروى نمى کند و به قول اینان چرا این کشور متوسل به «استاندارد دوگانه» با دیگر بازیگران مى شود. محققاً اگر دولت ها در داخل کشور خود به منطق خودى و غیرخودى در ارزیابى ها و جهت گیرى ها توسل بجویند باید این سئوال مطرح شود. جوامع داراى هویت مدنى در داخل هستند و الزامات حاکم بر مفهوم حیات مدنى حکم مى کند که در حیات داخلى، بازیگران به این منطق اتکا نکنند. اما در قلمرو روابط بین الملل مسئله کاملاً متفاوت است و باید به گونه اى به شدت متمایز به این مسئله نگاه کرد که اساساً واقعیت هم دارد. اصولاً روابط بین کشورها مبتنى بر توجه به الزامات روابط مدنى نیست و فاقد ماهیت اخلاقى و قانونى است. این بدان معنا است که در صورت نقض قوانین و معیارهاى اخلاقى، تنبیهى وجود ندارد. روابط بین کشورها برخلاف روابط در داخل کشورها بر بستر معیارهاى مدنى نیست بلکه براساس معیارهاى شرایط طبیعى است. کشورها در فضایى طبیعى با هم تعامل مى کنند. محیط بده وبستان براساس ارزش هاى حیات طبیعى شکل گرفته اند و مأخذ ارزیابى ها این ارزش ها هستند.
در حالى که در داخل کشورها دادوستدها و روابط با توجه به ارزش هاى مدنى قوام مى گیرند.شرایط طبیعى همان حاکمیت هرج و مرج است. محیط تعامل بازیگران براساس معیارهاى هرج ومرج شکل گرفته است. البته به این نکته ظریف باید توجه شود که در محیط مبتنى بر هرج ومرج به مانند محیط مبتنى بر ارزش هاى مدنى شاهد وجود نظم ویژه اى هستیم. در نظام بین الملل که روابط کشورها در بطن آن سامان مى یابد، هرج ومرج حاکمیت دارد. حال تعامل کشورها در چارچوب این هرج ومرج براساس نظم تحمیل شده است. نظم حاکم براساس یک سرى ارزش ها شکل گرفته است و اما اینکه چرا کشورها با وجود هرج ومرجى که در آن قانون لازم الاجرا وجود ندارد به نظم و ارزش هاى آن توجه مى کنند به دلیل هراس از مامور امنیتى سیستم است. ارزش هاى نظم حاکم در هر دوره تاریخى همان ارزش هایى هستند که کشور برتر یا کشورهاى برتر نظام بین الملل مطلوب مى یابند و آنها را شایسته مى دانند. امروزه آمریکا خود را مسئول امنیتى سیستم بین الملل مى داند. این بدان دلیل است که آمریکا فزون ترین میزان قدرت را در ابعاد سخت افزارى و نرم افزارى آن در اختیار دارد. کشورى که برترین قدرت است ارزش هاى خود را به عنوان مأخذ و مبنا بر سیستم تحمیل مى کند. پس امروزه ارزش هاى آمریکایى، زیربناى نظم حاکم هستند. آنچه به نظم حاکم هویت بخشیده ارزش هاى مطلوب نظر آمریکا است.
کشورى که ارزش هایش مبناى حیات دهنده نظم حاکم است در جایگاهى قرار مى گیرد که براساس تشخیص خود که البته با هماهنگى با دیگر بازیگران برتر شکل مى گیرد به سازماندهى محیط بین المللى مى پردازد. آمریکا به لحاظ کیفیت مناسبات قدرت در جایگاهى است که به ارزیابى رفتار بازیگران بپردازد. هر کشورى که براساس نظر برترین قدرت صحنه بین الملل یعنى آمریکا به تقویت ارزش هاى حاکم و حمایت از آنها بپردازد مورد تشویق قرار مى گیرد و کشورى که با رفتار، اعمال و هنجارهاى خود به تضعیف و احتمالاً تعارض با ارزش هاى شکل دهنده نظم بپردازد مورد مواخذه قرار مى گیرد. در قرن نوزدهم این نقش متعلق به انگلستان و در قرن چهاردهم متعلق به اسپانیا بود. آمریکا ارزش هاى خود را معیار نظم ساخته است و این کشور خواهان ایجاد صلح در چارچوب نظم حاکم است. پس آنچه امروزه شاهد هستیم موسوم به صلح آمریکایى است. با توجه به نحوه نگرش و رفتار بازیگران بین المللى به ماهیت نظم است که رفتار جهانى در رابطه با آنها شکل مى گیرد. هر کشورى که ارزش هاى نظم را زیر سئوال ببرد با خصومت آمریکا مواجه مى شود و هر کشورى که با ارزش هاى نظم، همسویى کند با دشمنى آمریکا روبه رو مى شود. بدین روى است که استاندارد دوگانه در روابط بین الملل اجتناب ناپذیر است. آمریکا دوستان و متحدین خود را حمایت مى کند و کاستى ها و کمبودهاى آنها را چه در داخل کشورهایشان و چه در صحنه جهانى زیر ذره بین نمى برد در حالى که در رابطه با دشمنان خود به شدت حساس است.
آمریکا درخصوص نقض حقوق بشر در عربستان کمترین اعتنایى نمى کند در حالى که مداوماً از نقض حقوق بشر در کوبا صحبت مى کند. آمریکا نسبت به دستیابى هندوستان و اسرائیل به سلاح هسته اى دغدغه نشان نمى دهد ولیکن درخصوص کره شمالى و توانایى هسته اى این کشور واکنش نشان مى دهد. دلیل این رفتار دوگانه آمریکا بسیار واضح و مشخص است. کوبا و کره شمالى با ارزش هاى نظم حاکم که آمریکا مسئولیت اداره آنها را دارد مخالف هستند و خواهان نابودسازى این نظم هستند اما کشورهاى عربستان، هند و اسرائیل ارزش هاى نظم حاکم را چالش نمى کنند و آنها را پذیرفته اند. پس از نظر آمریکا کشورهایى که با نظم حاکم همسو هستند باید حمایت شوند و کشورهایى که با ارزش هاى این نظم در تعارض هستند باید تضعیف شوند. با در نظر گرفتن این واقعیت است که متوجه مى شویم چرا آمریکا از معیارهاى یکسان در رابطه با دیگر کشورها و ارزیابى عملکرد آنها استفاده نمى کند. از دید آمریکا هر بازیگرى که نظم بین الملل را با سیاست ها و نگرش هاى خود به چالش بکشد، غیرخودى محسوب مى شود و باید تنبیه شود. هر کشورى که نظم بین الملل را احترام بگذارد از نظر آمریکا، خودى محسوب مى شود و باید به بهترین شکل تشویق شود و سرویس و خدمات دریافت کند. آمریکا تمام تلاش خود را در تداوم حکومت آل سعود در عربستان به کار مى گیرد و به هندوستان براى سوخت مورد نیاز 22نیروگاه هسته اى که ?تاى آن نظامى است اورانیوم تحویل مى دهد. در عین حال عراق را مورد حمله قرار مى دهد و کره شمالى را تهدید به حمله نظامى مى کند. این پیامد منطق خودى و غیرخودى در نظام بین الملل است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات