تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۸۱۵۵۴
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

حضور در دوم خرداد واکنشى نبود

مقدمه: گروه سیاسی: بهزاد نبوى عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى در آستانه دوم خرداد، سالروز پیروزى اصلاح طلبان و حضور دوباره نیروهاى چپگراى دینى در بافت قوه مجریه به تبیین این واقعه در گفت وگو با خبرنامه مشارکت پرداخت.

*فارغ از تمام برآوردهاى اولیه و امکان یا عدم امکان پیروزى در دوم خرداد آیا اصلاً تعریفى از اصلاحات داشتید و مى دانستید که به طور دقیق قصد انجام چه کارى را دارید؟
**خیر، هرگز پیش از دوم خرداد و حتى تا مدتى بعد از پیروزى آقاى خاتمى، اسمى از اصلاحات مطرح نبود، هر چند اگر به محتواى شعارهاى آقاى خاتمى دقت کنید مواردى مانند حاکمیت، توسعه سیاسى، استقرار جامعه مدنى، تاکید بر آزادى هاى سیاسى، مردم سالارى و مواردى از این قبیل را مى بینید که محتواى اصلاح طلبانه داشت. گرچه نامى از اصلاحات مطرح نبود ولى شعارهاى اصلاحى اهداف حرکت آن روز بود.
*شما پیش از دوم خرداد با یکدیگر جلساتى هم داشتید، در آن جلسات آیا این موارد را مطرح مى کردید؟
**ما بعد از ارتحال امام و همچنین پس از استعفاى آقاى خاتمى از وزارت ارشاد، به طور تقریباً مرتب هر یکى، دو ماه یک دفعه با هم دیدار داشتیم و آقایان خاتمى، کروبى و موسوى خوئینى ها و بنده در مورد مسائل مهم و مختلف کشور گفت وگو مى کردیم، البته این صحبت ها جنبه غیرتشکیلاتى و غیرحزبى داشت. تا آنجایى که به یاد دارم در یکى از همین جلسات در سال 75 بحث نامزدى آقاى خاتمى مطرح شد، اما ایشان سکوت کردند تا جمع مواضع خودش را بیان کند. آن زمان همه ما در یک موضع انفعال قرار داشتیم، چون همه آن جمع طرفدار نامزدى آقاى مهندس موسوى بودند، تلاش هایى هم براى حضور و نامزدى ایشان در انتخابات ریاست جمهورى انجام گرفت، اما مهندس موسوى نپذیرفت و مجموعه دوستان را در یک حالت بلاتکلیفى قرار داد. بعد از آن دغدغه ما این بود که چه باید کرد و چه کسى باید بیاید. در یکى از همین جلسات پیشنهاد شد که خوب است آقاى خاتمى نامزد گروه هاى چپ باشد و در نهایت هم این ایده گسترش پیدا کرد و بالاخره به کاندیداتورى آقاى خاتمى در انتخابات هفتم ریاست جمهورى منتهى شد.
*با کاندیداتورى ایشان قصد مطرح کردن چه نکته اى را داشتید، چون مى دانید که جناح چپ کلاً انتخابات را از مجلس چهارم، تقریباً در اختیار جناح راست قرار داده بود؟
**معلوم است که جناح چپ اسلامى در آن دوره به دنبال چه بود. ما مى خواستیم در انتخابات ریاست جمهورى آن دوره حضور داشته باشیم و مواضعمان را بیان کنیم. خصوصاً که از اول انقلاب تا انتخابات ریاست جمهورى هفتم، هنوز فرصتى براى رقابت میان جناح چپ و راست به شکل واقعى در انتخابات پیش نیامده بود.
بعد از آن شوکى که با نپذیرفتن غافلگیرانه کاندیداتورى از سوى آقاى مهندس موسوى براى ما حادث شد، مجموعه مدتى دچار سردرگمى بود تا اینکه بحث آقاى خاتمى مطرح شد. البته دیگر نه به این امید که الزاماً آقاى خاتمى راى خواهد آورد، بلکه با این تصور که بالاخره طیف چپ باید یک کاندیداى شناخته شده و مشخص داشته باشد و با روش اجماع این کاندیدا را وارد میدان رقابت کند و حرف هاى خود را بزند. تصور هم بر این بود که چپ سه یا چهار میلیون راى به دست مى آورد.
*عده اى همان زمان معتقد بودند که اصلاح طلبان در واکنش به همه خواهى رقیب وارد رقابت هاى انتخاباتى شده بودند و خودشان واجد کنش انتخاباتى نبودند.
**حرکت ما در انتخابات ریاست جمهورى هفتم واکنشى نبود، یعنى این طور نبود که اگر رقیب به دنبال انحصارطلبى نبود ما دیگر کاندیدا معرفى نمى کردیم. این تفکر اشتباه است چون به دلایلى که گفتم و با مطرح شدن مرزبندى ها، خیلى طبیعى بود که ما باید رقابت مى کردیم. شاید انحصار قدرت هدف جناح راست بود، اما انگیزه فعال شدن گروه هاى چپ تنها این موضوع نبود. اما پیش از آن هم در انتخابات ادوار قبلى حضور داشتیم و فعالانه شرکت مى کردیم. اما یک نکته مهم که قبلاً هم گفته ام این است که در این انتخابات براى اولین بار تمام گروه ها با مرزبندى هاى مشخص وارد صحنه شدند. اولین بار هم بود که تقریباً نمادهاى آن سه طیف مطرح شده توسط ما یعنى طیف چپ، چپ جدید و راست مدرن در قبال انحصارطلبى که نگران بودند راست سنتى بخواهد بر کشور حاکم کند وارد رقابت شدند، اگرچه چپ و چپ جدید با هم ائتلافى نداشتند و حتى کاندیداهاى متفاوت معرفى کردند اما همگى به این مى اندیشیدند که در کشور انحصار قدرت ایجاد نشود.
*حالا هشت سال از دوران اصلاحات گذشته تا چه حد آن خواست تاریخى اصلاح طلبان و صحبت هایى را که آن زمان مطرح مى کردند، محقق شده مى دانید؟
**من بلافاصله بعد از دوم خرداد 76 در مصاحبه هاى مختلف گفته ام که دوم خرداد آغاز یک حرکت بود و نه پایان حرکت. بعضى ها فکر مى کردند که با پیروزى اصلاح طلبان در انتخابات هفتم ریاست جمهورى، شعارهاى اصلاح طلبانه آقاى خاتمى تحقق پیدا کرده است و یا باید چندماهه تحقق پیدا کند. اما اعتقاد من این بود که با پیروزى دوم خرداد فرصتى ایجاد شد که آقاى خاتمى بتواند شعارهاى اصلاحى خودش را بیان کند تا در درازمدت و با گذشت زمان این شعارها حاکم شود. بنابراین انتظار و توقع ما از دوم خرداد 76 این نبود که فرداى پیروزى، اصلاحات بر کشور حاکم شود بلکه برداشتم این بود که استارت حرکت اصلاحى زده شده است. این نکته را از یاد نبریم که خاتمى با پیروزى در دوم خرداد 76 یک حرکت دشوار و پیچیده با موانع فراوان را آغاز کرد. در این بین چند نکته قابل توجه است. اولاً با ساختار کنونى قانون اساسى اگر بقیه قوا و نهادهایى که در قانون اساسى اختیاراتى دارند حتى نسبت به دولت موضع خنثى هم مى گرفتند باز هم آقاى خاتمى تنها 10یا 20درصد اختیارات را براى اداره کشور داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات