تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۸۱۵۹۲

پاکستان، حامى طالبان؟


یوخن بوخ اشتاینر
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

ژنرال «پرویز مشرف» رئیس‌جمهور پاکستان صراحتاً اتهام هاى دولت افغانستان را رد مى‌کند. دولت افغانستان اعلام کرده است که پاکستان از باقى مانده گروه طالبان درخاک کشور خود حمایت مى‌کند. با وجود آنکه ژنرال از این اتهامات به عنوان ادعاهایى پوچ و بى معنى یاد کرد اما از قرار معلوم چندان موفق به متقاعد کردن دولت همسایه در این مورد نشده است. البته تنها دولتمردان افغانستان نیستند که انکار و قسم هاى ژنرال را باور ندارند، بلکه دیپلمات هاى اروپایى مقیم اسلام آباد نیز کم و بیش این اتهام ها را باور دارند و درست به مانند وزیر خارجه جدید افغانستان یعنى «رنگین دادفرسپنتا»، تکذیب‌هاى مشرف را قابل باور نمى دانند.شواهد حکایت از این دارد که بخشى از نهادهاى امنیتى پاکستان به ویژه واحد موسوم به Isi همانند گذشته رابطه خود با شورشیانى را حفظ کرده اند که سال ها پیش با کمک هاى نهادهاى امنیتى غرب از آنها پشتیبانى مى کردند. چندى پیش یکى از کارشناسان ارشد امور افغانستان به نام «بارنت‌آ.رابین» از سوى «شوراى روابط خارجى ایالات متحده» ماموریت یافت تا گزارشى تحقیقى در مورد روابط احتمالى دولت پاکستان با شورشیان افغان و به ویژه طالبان تهیه کند.
در گزارش رابین آمده است که بخش هایى از دولت پاکستان در ارتباط با مبارزه با طالبان هیچ فعالیتى ندارند. مشرف نه تنها باید کشورهاى خارجى ـ و در راس آنها متحدش آمریکا ـ را نسبت به نقش و تعهدش به «جنگ بر علیه ترور» قانع کند بلکه همزمان باید نیروهاى اپوزیسیون در داخل کشور را نیز در این مورد به باور برساند، نیروهایى که اتهامات عنوان شده از سوى کابل را دستاویزى براى حمله و انتقاد به پرویز مشرف قرار داده اند. «حزب مردم پاکستان» که به نخست وزیر سابق و در تبعید یعنى «بى نظیر بوتو» تعلق دارد، مشرف را متهم به اتخاذ «سیاستى بى هدف» کرده است، سیاستى که به هیچ وجه قادر به امنیت و کنترل مرزها نیست. ائتلاف مسلمانان مخالف دولت پاکستان هم با به کارگیرى لحنى ضدآمریکایى، عقیده دارد که مشرف همه اقداماتش را کاملاً دست بسته انجام مى دهد زیرا به عقیده این گروه رئیس‌جمهور پاکستان تنها به پشتیبانى هاى آمریکا اتکا دارد و این مسئله موجب اقدامات نظامى ضدحقوق بشرى این دولت شده است.
اسلام‌گرایان پاکستان نه تنها حمله هوایى ارتش آمریکا به دهکده«دامادولا» را در ژانویه گذشته که موجب کشته شدن 18 نظامى و غیرنظامى شد، فراموش نکرده اند بلکه این عملیات را نشانه اى از کم تحرکى ارتش پاکستان عنوان مى کنند. حمله به مناطق قبیله نشین که در سال2004 مایه افتخار مشرف بود، در حال حاضر به طور کامل متوقف شده است.بنا به گفته مقامات دولتى در اسلام آباد، طى دو سال و نیم گذشته در ایالت وزیرستان پاکستان، هزاران شورشى و هفتصد سرباز ارتش کشته شده اند. آمارى که چندان معتبر به نظر نمى آید. بر اساس تحقیقات روزنامه نگاران در مناطق تحت کنترل پشتون ها، خبر از «دولت طالبان» در این مناطق به گوش مى رسد و از قرار معلوم این به اصطلاح دولت در مناطق دورافتاده مرزى در حال شکل گرفتن است و در حال حاضر چهل هزار عضو و هوادار دارد. از ظواهر امر چنین بر مى آید که اسلام آباد نسبت به این به اصطلاح دولت که بخش اعظم اعضا و هواداران آن در داخل مرزهاى پاکستان به سر مى برند، واکنشى نشان نداده و در واقع تسلیم این وضعیت شده است. یکى از ناظران امور پاکستان مى گوید:« اقدامات دولت در وزیرستان تا اندازه اى است که از نظر سیاسى مجاز به آن باشد.»
پرویز مشرف در حال حاضر از چند جهت تحت فشار قرار دارد. مردم مناطق قبیله‌نشین پاکستان چندان تمایلى به حمله و اقدام نظامى بر علیه هم مسلکان خود در مناطق کوهستانى ندارند. احزاب مذهبى پاکستان هم که دولت هاى محلى شمال غرب این کشور را در اختیار دارند، به نوعى در سراسر پاکستان قدرت خود را گسترانیده اند. و مشرف با همه وجود خود، نفرت توأم با خطر این گروه ها و احزاب را حس مى کند. مشرف پس از رسیدن به قدرت در سال 1999 بارها هدف حملات تروریستى قرار گرفته است و علاوه بر آن نخست وزیرش یعنى «شوکت عزیز» نیز کوتاه زمانى قبل از نشستن بر صندلى نخست وزیرى به طرزى معجزه آسا از یک حمله انتحارى جان سالم به در برد. به تازگى بر علیه چهار نفر از عوامل آن ترور، احکام مرگ صادر شده است. مخالفت ها و تحریک هاى بنیادگرایان رادیکال پاکستان تنها متوجه ایالات متحده آمریکا و به قول آنها عروسک خیمه شب بازى اش پرویز مشرف نیست بلکه این گروه نسبت به اروپا هم احساس تنفر دارند.
به عنوان شاهدى بر این مسئله مى توان از تظاهرات اعتراض آمیز آنان به خاطر چاپ آن کاریکاتورهاى توهین آمیز یاد کرد، تظاهراتى که در نوع خود از خشونت بارترین حرکات اعتراضى در این مورد به شمار مى آید.تهدیدهاى گروه هاى افراطى و رادیکال در پاکستان به امرى روزمره و سراسرى تبدیل شده است، اما شاید کمتر کارشناس و ناظرى به توانمندتر شدن سیاسى نیروهاى مذهبى رادیکال پاکستان باور داشته باشد. اما بد نیست بدانیم که در حال حاضر یک پنجم کرسى هاى پارلمان در اختیار این گروه ها (و به ویژه پشتون ها) است و آنها از همه پتانسیل انتخاباتى خود استفاده کرده اند. پرویز مشرف در حال حاضر بیشترین فشارها را از ناحیه اپوزیسیون قانونى احساس مى کند. چهره هاى برجسته و اصلى این اپوزیسیون یعنى «نواز شریف» و «بى‌نظیر بوتو» نخست وزیران سابق پاکستان هستند که در تبعید به سر مى برند اما ظاهراً هر لحظه آماده بازگشت و شرکت در انتخابات پارلمانى هستند که در پاییز سال آینده برگزار مى شود. به تازگى این دو نفر در لندن پیمانى موسوم به «برنامه زمان بندى شده براى دمکراسى در پاکستان» را امضا کرده‌اند.
مسئله جالب توجه در این مورد اینکه این دو رهبر اپوزیسیون که پیش از این به عنوان دشمن سیاسى یکدیگر لقب گرفته بودند، حال به صورت مشترک آمادگى خود براى بازگشت به پاکستان را اعلام کرده اند. ناظران سیاسى در اسلام آباد بر این عقیده اند که بوتو و شریف در مورد این بازگشت مشترک، کاملاً جدى هستند. دستگیرى احتمالى این دو نفر نیز پیامدى جز افزایش فشارها و تنش ها نخواهد داشت و شانس آنها را در انتخابات بیشتر خواهد کرد. بوتو و شریف ظاهراً تاکتیکى را انتخاب کرده اند که اساس آن بهره گیرى از اسلام گرایان افراطى (و نه از احزاب خود) براى تحت فشار قرار دادن مشرف و در نتیجه اتخاذ موضع دفاعى از سوى رئیس جمهور است. با این حال هنوز هم ژنرال مشرف از متحدان قدرتمندى برخوردار است که رشته این اتحاد هم به قوت خود باقى است. البته یکى از متحدان وى یعنى وزیر کشور پاکستان به تازگى گفته است که در مورد همکارى در کابینه آینده به رهبرى بوتو، نظر منفى ندارد! با این حال در حال حاضر هیچ کس در عرصه سایسى پاکستان نه مى خواهد و نه مى تواند در این بازى سیاسى پردسیسه این ژنرال حیله گر وارد شود، زیرا پرونده اعمال بسیارى از سیاستمداران پاکستان در دست پرویز مشرف است.
رئیس‌جمهور پاکستان در حال حاضر در این اندیشه است که با احتیاط کامل و قبل از انتخابات، مقدمات انتخاب دوباره اش توسط پارلمان فعلى را فراهم کند. اما قضات قانون اساسى پاکستان اعلام کرده اند که این مجلس نمى تواند بیش از یک بار رئیس جمهور را انتخاب کند. البته از زمان به قدرت رسیدن مشرف ثابت شده است که قانون اساسى پاکستان انعطاف پذیرتر از آن است که تصور مى شود و مى توان تفسیرهاى متعدد و جدیدى از آن ارائه داد.
دولت جدید طالبان در پاکستان
با دیدن تصاویرى از یک فیلم تبلیغاتى تهیه شده توسط گروه هاى تروریست در افغانستان که در اینترنت منتشر شده است، این احساس دست مى دهد که گویى همه چیز به دوران طالبان بازگشته است، سرهاى بریده شده، جنازه هاى در حال تجزیه در میان زباله ها و... اما جالب آنکه به اصطلاح لوکیشن این فیلم ایالت وزیرستان پاکستان است که در کنار مرزهاى غربى این کشور قرار دارد. این ایالت بزرگ و قبیله اى پاکستان، در عمل هیچ ارتباطى با دولت مرکزى ندارد و به صورت خودمختار عمل مى کند و از آنجایى که ورود خارجیان هم به این ایالت ممنوع است، اطلاعات چندانى از داخل آن وجود ندارد. با این حال گزارش مى رسد که وزیرستان تبدیل به دژ مستحکم به اصطلاح آن «جنگجویان الهى» شده است.
بر اساس همین گزارش ها در شمال وزیرستان یک دولت به اصطلاح اسلامى تشکیل شده و تلاش براى گسترش این دولت به وزیرستان جنوبى ادامه دارد. به گزارش یکى از سایت هاى اینترنتى، گروه طالبان در این میان دست به تشکیل «جنبشى مردمى با حمایت هاى اقوام محلى» زده است. القاعده و دیگر گروه هاى تندرو، در این منطقه پناهگاهى امن و راحت پیدا کرده اند و هر روز احتمال اینکه «اسامه بن لادن» در وزیرستان باشد، بیشتر قوت مى گیرد. بى تردید این منطقه کوهستانى همچون دیگر ایالت هاى مرزى پاکستان (به عنوان مثال بلوچستان) به عنوان منطقه اى مناسب براى طراحى و لجستیک حمله هاى تروریستى بر علیه افغانستان به کار مى آید. به گزارش سایت هاى اینترنتى به احتمال قوى تنها در شمال وزیرستان 27هزار شورشى در حال تمرین و آموزش هستند و سیزده هزار نفر دیگر از آنها نیز در جنوب این ایالت به سر مى برند. تا ماه فوریه گذشته در مجموع گروه طالبان یکصد حمله انتحارى را طراحى و به اجرا درآورد، حملاتى که همگى با هدف گسترش قدرت طالبان در ایالت هاى دیگر افغانستان از جمله پکتیا، خوست، هلمند و زابل انجام گرفته است.
همان سایت‌هاى اینترنتى در اواسط ماه مارس حملات جدیدى را از سوى به اصطلاح آن جنگجویان الهى پیش‌بینى کردند و درگیرى هاى اخیر در افغانستان ظاهراً آن پیش بینى را تایید مى کند. در جنوب افغانستان موج جدیدى از خشونت جریان دارد که از دیگر مناطق گسترده تر به نظر مى آید. نباید فراموش کرد که در خلال حمله آمریکا به افغانستان در سال ،2001 شمار زیادى از پیکارجویان طالبان از طریق مرزهاى پاکستان به سوى ایالت وزیرستان گریختند. این ایالت کوهستانى با آن راه هاى به شدت صعب العبور،چندان قابل دسترسى نیست و به همین دلیل مى تواند به عنوان پناهگاهى امن مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر آن، ایالت وزیرستان همواره به عنوان ایالتى محافظه کار و به شدت متعصب معروف بوده است. شورشیان افغانستان از راه هاى صعب العبور این ایالت (که غالباً براى قاچاق کالا و مواد مخدر مورد استفاده قرار مى گیرد) براى ورود به پاکستان استفاده مى کنند و تقریباً بدون هیچ مانعى وارد این کشور مى شوند و ارتش هم معمولاً نمى تواند اقدامى بر علیه آنها انجام دهد.
عدم توفیق دولت مرکزى پاکستان در کنترل افراطیون تندرو این کشور، باعث شده است تا طالبان به راحتى در خاک پاکستان به تجدید سازمان و قوا بپردازند. با وجود حملات تقریباً همیشگى ارتش پاکستان به پناهگاه هاى احتمالى تروریست ها در مناطق مرزى، تا به امروز موفقیت چندانى نصیب دولت و ارتش این کشور نشده است. گروه طالبان با مردم غیرنظامى این منطقه همبستگى هاى زیادى دارد و به نوعى در میان آنان به اصطلاح حل شده است و همین امر باعث مى شود که دولت مشرف براى پرهیز از قیام مردمى در کنار مرزها، دست به حملاتى شدیدتر بر علیه این گروه نزند.
اما آنچه در اینجا به عنوان یک پرسش باقى مى ماند اینکه دولتمردان نظامى پاکستان تا چه اندازه مى توانند به نیروهاى ارتش و ماموران امنیتى Isi اعتماد کنند، این درحالى است که دولت پاکستان هر روز گزارش هایى مبنى بر ارتباط نیروهاى امنیتى و ارتش با تندروهاى افراطى دریافت مى کند. واقعیت این است که دولت پاکستان تا پیش از حملات یازده سپتامبر، با پول و نفرات از گروه طالبان حمایت مى کرد و ارتباط عمیق میان نیروهاى امنیتى و ارتش این کشور با گروه طالبان ریشه در آن دوران دارد. البته از نظر القاعده و طالبان، ژنرال مشرف که با کودتاى نظامى در سال 1999 روى کار آمد، یک خیانت کار محسوب مى شود. یکى از رهبران القاعده به تازگى در فیلمى ویدیویى از مردم پاکستان خواسته تا دولت مشرف را سرنگون کنند و به ویژه ارتشیان پاکستان را تشویق به نافرمانى از این دیکتاتور نظامى کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات