دکتر حسین دهشیار
همزمانى مرگ زرقاوى و تکمیل کابینه عراق به وسیله نورى مالکى نخست وزیر، تصویر گر واقعیات جامعه عراقى در جامع ترین شکل آن هستند. حذف زرقاوى از صحنه معادلات سیاسى عراق گزینه اى اجتناب ناپذیر بود، همان گونه که سرانجامى جز این براى دیگر همتایان او قابل تصور نیست. هرچند که پرتاب دو بمب پانصد پوندى به وسیله دو جنگنده آمریکایى منجر به مرگ زرقاوى شد اما واقعیت سیاسى حاکم بر عراق حتى در صورت عدم توفیق آمریکائیان آن را ضرورى مى ساخت. گروه ها و افرادى که به فعالیت هاى مشابه زرقاوى دست مى زنند در معادلات سیاسى عراق به ضرورت باید «قربانى شدنى» قلمداد شوند. تلاش سه گروه عمده قومى براى کسب فزون ترین میزان تاثیر گذارى در اراده جامعه و بیشترین میزان نفوذ در کنترل اهرم هاى قدرت، محیط عملیاتى مساعد را براى اقدامات تروریستى فراهم آورده است.
توانایى افرادى از قبیل زرقاوى و گروه هایى مانند القاعده براى ثبات زدایى در عراق بعد از سه سال از سقوط صدام حسین را نباید ناشى از توانمندى آنان قلمداد کرد بلکه بازتاب چگونگى محاسبات و ارزیابى هاى سیاستمداران عراقى است. در جوامعى از قبیل عراق که فضاى مدنى و مولفه هاى آن فرصت شکل گرفتن نیافته اند و مناسبات اجتماعى بر پایه میزان توانایى گروه هاى اجتماعى در اعمال خشونت جهت مى یابد، زرقاوى و القاعده تنها ابزارى براى کسب گسترده ترین قدرت به وسیله بازیگران سیاسى هستند. در جامعه اى که خصلت هاى مدنى حضور ملموس ندارند، «نیرو هاى ازلى» از قبیل ویژگى هاى قومى، قبیله اى، زبانى و نژادى عوامل اصلى شکل دهنده کیفیت تعاملات سیاسى هستند. اینکه تاکنون توفیقى در عراق براى از بین بردن فعالیت هاى ثبات زدا و خشونت آمیز مشاهده نشده است، عدم تمایل همه جانبه فعالان سیاسى باید در نظر گرفته شود. پس هر زمان منافع آنان ایجاب کند ترور و خشونت به چالش گرفته مى شود و هر زمان به عنوان یک عامل فشار مطلوب قلمداد شود به طور جدى با آن مخالفت نمىشود.
اقامتگاه زرقاوى لو رفت چرا که براى بخش هایى از ساختار قدرت در عراق، تاریخ مصرف او تمام شده بود. تروریست ها «مصرف شدنى» هستند و تروریسم در بلند مدت به حاشیه رانده مى شود. سرگروه عمده حاضر در چانه زنى هاى سیاسى در عراق به لحاظ درک تدریجى الزامات برآمده از واقعیات ترکیب جمعیتى، تمرکز جغرافیایى منابع نفتى و انحصار تاریخى قدرت سیاسى به این نتیجه رسیده اند که سرنوشت آنها به شدت در یکدیگر تنیده است.
شیعیان نزدیک به شصت درصد جمعیت را دربرگرفته اند. سنى ها در تاریخ عراق مدرن با وجود جمعیت قلیل آنان قدرت سیاسى و به تبع آن منابع اقتصادى را در انحصار خود داشته اند. کرد ها در بخش هایى از عراق زیست مى کنند که منابع گسترده نفتى را در خود جاى داده است. سقوط صدام حسین و ضرورتهاى استراتژى منطقه اى آمریکا منجر به این شده اند که این سه واقعیت کلان و حیاتى در چانهزنىهاى سیاسى براى حیات دادن به کیفیت ساختار قدرت در عراق بعد از صدام حسین به جلوه نمایى بپردازند. هر چند «نیروهاى ازلى» که در عراق همیشه حاکم بوده اند گروه هاى سه گانه عراقى را به طور غریزى به سوى تلاش براى در انحصار گرفتن قدرت سیاسى سوق مى دهد اما پر واضح است که چنین امکانى دیگر تحت هیچ شرایطى وجود ندارد.
صعود فردى کرد به جایگاه ریاست جمهورى، پذیرش ائتلافات شیعیان درخصوص جایگزینى الجعفرى و اعطاى نخست وزیرى به نورى المالکى و شرکت سنى ها در انتخابات با وجود آگاهى بر تضعیف موقعیت تاریخى خود همگى بیانگر این نکته هستند که الزامات قدرت سیاسى، گریزى جز حرکت در مسیر بده بستان را در برابر تصویر نمى کند. براى رسیدن به نقطه نهایى تثبیت در جامعه، عراق همچنان مسیرى آکنده از خون و آتش را باید انتظار داشته باشد چرا که از بین بردن عادات قدیمى و تاریخى به ضرورت نیازمند زمان و تفهیم واقعیات است. فعالین سیاسى در عراق در حال تجربه یادگیرى الفباى حکومت مردم محور هستند. بعد از قرن ها حال باید به این نتیجه برسند که معیار حکومت نباید ویژگى هاى ازلى باشند بلکه ضرورت دارد که بر اساس ارزش هاى فراقومى و زبانى و نژادى، مى بایستى به قدرت چارچوب داد. بعد از گذشت شش ماه نخست وزیر عراق موفق شد که وزراى دفاع و کشور را انتخاب کند چرا که در یک جامعه در حال گذار همچنان این دو مقام نقشى تعیین کننده در مدیریت سیاسى جامعه دارند. اما اینکه شش ماه براى تحقق این مهم وقت صرف شد خود طلیعه گر طلوعى جدید در عراق است. نورى المالکى با وجود داشتن اکثریت عددى و راى در مجلس مجبور بود که در ابتدا موافقت کردها و سنى ها را به دست آورد.
عراق مسیرى دشوار را در پیش دارد اما در بلندمدت به این نکته مدنى وقوف خواهد یافت که فضاى سیاسى باید چند صدایى باشد تا از پویایى لازم براى بقا و ارتقا برخوردار شود. امثال زرقاوى از همان زمان ظهور صدام به حاشیه رانده شدند هر چند که به ظاهر در متن معادلات سیاسى در عراق بودند. افرادى که امکان قربانى کردن را دارند و مصرفشدنى هستند، هیچگاه متن را به معناى واقعى آن تجربه نمىکنند و جایگاه آنان در نهایت پاورقىهاى صفحات تاریخ است.