اگرچه در میان طرفداران رئیسجمهور و دولت جدید، کسانی پیدا میشوند که اعتقاد چندانی به نقش «جمهور» ندارند و حتی تأکید بر جمهوریت را تا حد «شرک» قبیح میشمارند، اما رفتار و گفتار حامیان اصلی احمدینژاد نشان میدهد که نظریهپردازان و برنامهریزان تبلیغاتی که با او همکاری میکنند، به این نکته اساسی پی بردهاند که «بدون جلبنظر اکثریت ملت، کاری از پیش نمیرود.» همین تفکر آنها را بر آن داشته است که با برنامهریزیهای خاص ـ و البته اطمینان از عدم وجود مزاحم ـ نقطههای امید را در دل مردم روشن کنند. این کار از نخستین روزهای تبلیغات انتخاباتی آغاز و همچنین ادامه دارد: تأکیدهای فراوان و صریح بر وجود فساد در سیستمهای اداری، قول مبارزه با مافیای نفتی، تکذیب برخورد با دختران و پسرانی که برخی شئون را رعایت نمیکنند، وعده آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم از مواردی بود که هر یک میتوانست امیدواری گروههایی از ملت در سراسر کشور را موجب شود و رأی آنها را به نفع احمدینژاد در صندوقهای رأیگیری قرار دهد. البته برای شهروندان تهرانی هم وعدهای خاص لازم بود تا از احتمال سوق پیدا کردن آرای عده زیادی از تهرانیها به طرف رقیب، جلوگیری شود لذا با دست گذاشتن بر نقطهای حساس، یعنی مسائل قبلی مرتبط با شهرداری از جمله عدم پذیرش شهردار تهران جلسات هیأت دولت، به صراحت اعلام شد که «شهردار تهران به هیأت دولت دعوت خواهد شد.»
پس از برگزاری انتخابات نیز همان روشها ادامه یافت. اما این بار برای جلب توجه عدهای از طرفداران سایر کاندیداها و حتی برخی از کسانی که در انتخابات شرکت نکرده بودند، تمهیدی جدید اندیشیده شد. مصاحبه مشاور رئیس جمهور با یک شبکه ماهوارهای و سخنان بدیع او که حتی احتمال بازگشت برخی از خوانندگان لوس آنجلسی در آن مطرح شد، روشی بود که میتوانست طیف خاصی از مردم را نیز به دولت جدید امیدوار کند. البته در کنار این کارها، اقدامات متفاوتی همچون سفرهای استانی نیز مورد توجه قرار گرفت. در این سفرها، علاوه بر سنت پسندیده دیدار مستقیم با اقشار مختلف مردم، با یاری رسانه ملی صدها مصوبه دولت به همراه دهها وعده مربوط به توسعه و آبادانی منطقه مورد بازدید، به صورت مکرر به اطلاع عموم میرسید که این کار نیز دستاوردهای تبلیغاتی فراوانی برای دولت داشت. اگرچه برخی اقدامات که در طول این سفرها انجام میشد انتقاداتی را موجب شد، از جمله تعدادی از نمایندگان مجلس، وعدههای رئیس جمهور در سفرهای استانی را تکرار ارقام بودجه میدانستند و از دولت انتقاد میکردند که «چرا اقدامات مرتبط به کل نظام را وسیلهای برای تبلیغ بخشی از حاکمیت تبدیل میکند» بعضی از نمایندگان اصولگرای مجلس هم از عدم اجرای بخشی از وعدههای استانی گلایه میکردند. اما این اظهارات که تنها در چند روزنامه محدود چاپ میشد قادر به خنثیسازی تبلیغات دولت نبود که به مدد رسانه ملی بارها و بارها تکرار میشد.
البته ظاهرا ایمان بعضی از طرفداران رئیس جمهور به تاثیر تبلیغات و نیز توجه آنها به لزوم کسب رضایت مردم آن قدر قوی است که هنوز هم برخی اقدامات ادامه دارد. دستور رئیس جمهور مبنی بر تجویز حضور بانوان در ورزشگاهها ـ که به تایید بسیاری از طرفداران رئیس جمهور علاوه بر اشکالات شرعی مورد نظر علما، از جهت رتبهبندی در لیست وظایف دولت نیز قطعا در اولویتهای اولیه نمیگنجد ـ را تنها میتوان در همین راستا ارزیابی کرد اما ظاهرا بعضی از طرفداران رئیس جمهور برای خود این ماموریت را قائل هستند که هرکس را با هر تفکری نسبت به شرایط فعلی امیدوار کنند، به همین جهت در ادامه آنچه در روزهای ابتدایی پس از انتخابات در مورد خوانندگان لسآنجلسی گفته شده بود، با نفوذترین و اصلیترین روزنامه حامی دولت جدید، بخشی از صفحه دوم خود را به انعکاس حمایتهای «لیلا فروهر» خواننده لسآنجلسی از مواضع آقای احمدینژاد اختصاص میدهد. چه عیبی دارد! بالاخره او هم طرفدارانی در ایران دارد و طرفداران او را هم به نحوی باید جذب کرد...
این یک طرف ماجراست، اگر دولت بتواند همین روش را ادامه دهد و برای رضایتمندی اقشار مختلف جامعه تلاش کند، این امر مایه خوشحالی همگان خواهد بود اما برخی از اتفاقات و اظهارنظرها میتواند موجب نگرانی ملت شود و اصالت و قابلیت تداوم برخی روشها و اقدامات را زیر سوال ببرد: سکوت در برابر انتشار بعضی از وعدهها و تکذیب پس از سپری شدن دوره نیاز به آنها و عدم پاسخگویی در برابر مدارکی که صحت انتساب آن وعدهها به دولت مردان جدید را نشان میدهد، تمسک به برخی توجیهات شبه قانونی برای عدم اجرای تعداد دیگری از آن وعدهها و یا ایجاد امواج تبلیغاتی و اتهام افکنی علیه رقبا برای انحراف افکار عمومی از بعضی مسائل، نمونههایی از عوامل نگرانی و دلیل برخی تردیدها نسبت به روش تبلیغاتی عدهای از دولت مردان جدید است.
مثلاً روزنامهای که بدون شک یکی از هدایت کنندگان اصلی جریان حمایت از «روش جدید دولت مردی است» و همان روزنامهای است که سه روز قبل از برگزاری مرحله دوم انتخابات، از قول احمدینژاد نوشت «پول نفت باید سر سفرههای مردم دیده شود» اکنون تکذیب رئیس جمهور را میشنود و نه از خبر چاپ شده خود حمایت میکند و نه در مورد آن تکذیب چیزی مینویسد! سخنگوی دولت هم وقتی در خصوص وعده احمدینژاد برای دعوت شهردار تهران به جلسات هیأت دولت ـ که آن هم سه روز قبل از انتخابات در رسانهها منتشر شد ـ مورد سوال قرار میگیرد، به این توجیه متوسل میشود که اعضای هیات دولت از ترکیب خاصی تشکیل شده و فرد دیگری نمیتواند در جلسات هیات دولت شرکت کند!
در کنار این نگرانیها برخی اقدامات و اظهارات ناگهانی نیز میتواند هرگونه امید در مورد تلاش دولتمردان برای جلب رضایت اکثریت مردم را با تردید مواجه سازد. تنها چند روز پس از آن که رئیس جمهور هرگونه برخورد فیزیکی و غیرفرهنگی با مسائلی از قبیل بدحجابی را رد کرد، معاون رئیس جمهور به صراحت در مورد ظواهر عدهای از ورزشکاران، سخن میگوید و تهدید میکند که «اگر روسای فدراسیونها با این گونه ورزشکاران برخورد نکنند، خود او راساً وارد عمل میشود». فعلا به میزان تطابق این سخنان با قانون کاری نداریم، اما از مقایسه این سخنان با آنچه چند روز قبل از قول رئیسجمهور ـ در برخورد با پدیده بدحجابی ـ گفته شده است، چه نتیجهای به دست میآید؟
خلاصه کلام آن که دولت فعلی تاکنون از تبلیغات مربوط به ایجاد رضایتمندی در مردم، بهره بسیار برده است رسانههای حامی دولت و بعضی نزدیکان رئیس جمهور نیز با خیالی آسوده در این جهت فعالیت میکنند اما اگر در آینده نیز هر از چندگاه شاهد تکذیب وعدهها و تأویل آنها به مسائل دیگر باشیم و یا ملت با اظهارات و اقداماتی از سوی بخشی از پیکره دولت مواجه شودکه در تعارض با برخی وعدهها و تبلیغات مردم پسند است، آن گاه دیوار بیاعتمادی میان مردم و دولت مردان، فعالیت دولت را با مشکلات زیادی مواجه خواهد کرد. دولت مردان ما فراموش نکنند که امروز پیش از همیشه به اعتماد ملی نیاز دارند. اگر این اعتماد حفظ شود، خطرهای خارجی نگرانی کننده نخواهد بود. اما اقدامات اعتمادسوز، تهدیدهای خارجی را خطرناکتر خواهد کرد. دولت و رئیس جمهور جدید که هیچ یک از اقدامات آنها، حساسیتی در میان برخی رسانهها و گروههای بانفوذ داخلی بر نمیانگیزد ـ باید از فرصت جدید بهترین بهرهبرداری را برای حل مشکلات فراوان کشور و ملت بنمایند و بدانند که تاخیر، آفات فراوان دارد.