گردآوری و ترجمه: فرهاد فرجاد
اندیشه دستیابی بر سیاستی هماهنگ بین تمام دولتها پیرامون نحوه برخورد با عبور مردم از مرزها، بویژه در دهه نخست هزاره سوم میلادی، گرچه همواره ضرورت داشته، اما هیچگاه آنچنان که باید، ساخته و پرداخته نشده است.
میزبانی مهاجران، مختص بعضی کشورهای ثروتمند جهان نیست. آمارهای جهانی حکایت از درگیری تمام کشورها با آن دارند. از تاجیکستان و ایران گرفته تا ینگه دنیا، تمام سرزمینها هم میزبان مهاجراناند و هم صادر کننده آنان، تا آنجا که از هر 35 نفر در جهان، یک نفر برچسب مهاجر بر پیشانی دارد. ادبیات مهاجرت چنان آشنای انسانهاست که در دنیای کتاب و ادب و هنر امروز زایای آثار پرمخاطب فراوان شده است.
سازمان ملل متحد بعنوان ریش سفید قبایل بشری، همواره نگرانی خود را از آینده نافرجام مهاجرت در جهان بروز داده و در مناسبتهای گوناگون مانند «روز جهانی مهاجران» بهبود وضع امنیتی و حقوقی مهاجران، تلاش برای جلوگیری از مهاجرتهای غیرقانونی و پنهانی و رویارویی با استثمار و بیگاری شغلی از مهاجران را از کشورها طلب کرده است. با این حال، نگرانیهای ریش سفید قبایل تنها چند خط بیشتر بر خطابههای انتخاباتی مردان سیاست افزوده و در عمل مرهمی بر زخمهای «ناراضیان از حیات در وطن» ننهاده است. اعتراض گسترده و مواج چندی پیش در آمریکا، تنها گوشهای از سرخی این زخم باز است.
مهاجرت که محصولی سرد از نابسامانیهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی طبیعی است، به تعبیر بسیاری از نظریه پردازان جامعهشناس، اهرمی ضروری در ساختار جوامع پیشرفته غربی است؛ ابزاری که فکر، اندیشه، نبوغ، علم و توان فیزیکی مورد نیاز جامعه را نه تنها از ساکنان بومی، که از ترکیب بومیان جهانیان فراهم میآورد. در حقیقت، غرب تشنه مهاجران است. اما برای رفع تشنگی، هر آبی نمینوشد. چکیده آرا و گفتههای سیاست مردان دنیای غرب را پیرامون «مهاجرگیری» میتوان در دو جمله آورد: آنان که توانایی علمی، هنری و مالی ویژه دارند، بیایند. هیچ کشوری مهاجر سیاهی لشگر، طفیلی و دردسرساز نمیخواهد.
شبیهترین جمله به این عبارات را تونی بلر نخست وزیر انگلیس پیش از خانه تکانیهای اخیر کابینه خود ایراد کرد. او گفت: «در رویارویی با نظام پذیرش مهاجران، نه همانند یک قلعه محصور خواهیم بود و نه درهای را بطور کامل باز خواهیم گذاشت.»
آخرین تلاش بلر در ساماندهی نظام مهاجرت انگلیس- که نقطه ضعف همیشگی او و حزب کارگر بوده- باز میگردد به طرح تازه پذیرش مهاجران که در هفتم فوریه سال 2005 از سوی دولت به مجلس ارائه شد. این طرح ضمن اعتراف به ضرورت مهاجرت برای اقتصاد بریتانیا، محدودیتهای بیشتری را پیش روی کارفرمایان مهاجران غیرقانونی قرار داده و سعی در اصلاح نظام پذیرش یا رد تقاضای مهاجران و پناهندگان داشت. به این ترتیب، نظام مهاجرت در بریتانیا به سازوکار متقابل در استرالیا شباهت یافت. آنچه حق کسب اقامت دائم را که پس از 4 سال و بطور خودکار نصیب خانوادههای مهاجر میشد، لغو میکرد و در عوض، امتیازبندی مهاجر را برمبنای تواناییهای کاری آنان جایگزین میساخت.
اعتراض بیفرجام مهاجران آمریکا
ایالات متحده آمریکا در میان کشورهای مهاجرپذیر جهان، جایگاهی متفاوت دارد. چرا که علاه بر میزبانی طیف گستردهای از نژادهای متعلق به جهان سوم، مقصد مهاجران اروپایی غربی نیز به شمار میرود. مهاجران آمریکا اگرچه از دیرباز سازندگان اصلی قدرت و ثروت در این کشور بودهاند، اما متاثر از سیاست خارجی و پرحادثه دولت بوش- که رویداد یازدهم سپتامبر 2002 سرآمد حوادث آن است- روزگار آرامی را تجربه نمیکنند. مجموعه این ناآرامی و نارضایتی، اعتراض خودجوش و گسترده چندی پیش مهاجران را رقم زد. آنچه از ماه مارس با واکنشهایی چون تحریم مدارس، کار و خرید از فروشگاهها آغاز شد و با صدور قوانین آغاز شد و با صدور قوانین جدید و محدودیتساز علیه مهاجرت غیرقانونی از سوی واشنگتن بالا گرفت.
اگرچه راهپیماییهای خیابانی پایان یافته، اما اعتراض در قالب تحریم کار هنوز از سوی بسیاری از مهاجران ادامه داردکه تاکنون به تعطیلی و ورشکستگی تعدادی از شرکتها انجامیده در صورت تداوم دامنه ضررهای اقتصادی را وسیعتر خواهد کرد. معترضان البته به خواست نهایی خود نرسیدند، یعنی گرفتن امتیاز از مجلس آمریکا بود افراشتگی چند روزه پرچمهای رنگین در خیابانها به نشان حیات چندملیتی در آمریکا، آنها را تنها در مقابل این واقعیت قرارداد که بین ماندن و نماندنشان، خطی به باریکی مو وجود دارد. در نظرسنجی اخیر مرکز «پوهیسپانیک» واشنگتن، 53 درصد از پاسخدهندگان خواهان بازگشت 12میلیون مهاجر غیرقانونی به دیارشان بودند و در مقابل 40 درصد اعتقاد داشتند میتوان با تکیه بر بعضی ملاحظات حقوقی، آنان را در خاک این کشور نگه داشت.
اعتراض اخیر مهاجران چنان که گفته شد نتوانست کف آرای سنا را به نفع خود کسب کند، اما دست کم سبب شد که جمهوریخواهان در آستانه جنبوجوشهای انتخابات سال 2008، مواضع جدیدتری را پیرامون مسئله مهاجرت بجویند. بعضی از چهرههای سرشناس جمهوریخواه مانند دومینکی، لیندسی گراهام، چاک هاگل، جان مک کین و مل مارتینز، هفته گذشته مخالفت آشکار خود را با لایحه منع اعطای شهروندی به مهاجران غیرقانونی اعلام کردند.
چنین موضعی به یقین در دستور کار گزینه اصلی دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری- به احتمال فراوان هیلاری کلینتون- نیز قرار خواهد گرفت.