سیدعماد حسینی
این روزها در لبنان همه چیز رنگ و بوی سیاسی دارد: اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و کتاب و حتی مذهب دستخوش جناح بندیهای سیاسی است و از نمایشگاه کتاب گرفته تا تظاهرات کارگری همه شعارهایی سیاسی دارند.
اکنون دو جریان در لبنان رودرروی هم قرار دارند. این به رغم وجود طیفهای وابسته به جریانهای یاد شده است. یک گروه به رهبری، سعدالحریری، ولید جنبلاط و سمیر جعجع است که سعی دارد با یدک کشیدن دارا بودن اکثریت در پارلمان به مواضع خود علیه سوریه و گروه مقاومت وجههای مردمی بدهد.
در مقابل گروه دوم به رهبری حزب الله لبنان و عضویت جریان ملی آزاد به رهبری «میشل عون» و جنبش امل با یدک کشیدن پیروزی بر اشغالگران اسرائیلی مواضع خود را مشروع و نزدیکتر به حقیقت اعلام کند.
این دو بلوک قدرت در لبنان از هیچ فرصتی برای حمله به رقیبان خودکوتاهی نمیکنند، به نحوی که دامنه رویارویی به بالاترین سطوح آن رسیده و اکنون حملات تبلیغاتی دو جناح از زبان رهبران و شخصیتهای طراز اول آنها اعلام میشود. طرفداران جریان المستقبل به رهبری حریری چند پاتک سخت را علیه گروه حزب الله انجام دادند، گرچه این پاتکها از زمان ارائه نقش سوری بودن مزارع شبعا توسط ولید جنبلاط آغاز شده بود اما با پیش کشیده شدن جدی خلع سلاح مقاوم و اعلام ترسیم خطوط مرزی بین لبنان و روسیه، مسئله خاکریزبندی نیروهای ارتش سوریه در خاک لبنان و صد البته جانشینی رئیس جمهور به نقطه اوج خود رسید. به اعتقاد رهبران حزب الله که هدف اصلی این جریان هستند، تمامی این مسائل تنها بهانههایی برای پیش بردن طرح آمریکا برای کنار زدن اهرم فشاری به نام مقاومت علیه اسرائیل است. از این رو حزب الله و از زبان دبیر کل خود سید حسن نصرالله شدیدترین حملات را علیه جریان مقابل انجام میدهند. هنوز لبنانیها سخنان نصرالله را در مورد فعالان خلع سلاح مقاومت فراموش نکردند. با این مضمون که ما دمار از روزگار افرادی که میخواهند مقاومت را از سلاح خود جدا کند در میآوریم. به هر شکل تنشهای داخلی لبنانیها طی چند روز گذشته تا بیرون از مرزهای این کشور هم رفته است. سنیوره پس از سفر خود به واشنگتن به لندن سفر کرد و با تونیبلر در مورد آینده لبنان به بحث و گفتوگو پرداخت، سعدالحریری رهبر فراکسیون المستقبل نیز پس از دیدارهای دورهایاش به پاریس و ریاض سهشنبه گذشته به کویت سفر کرد و با شیخ صباحالاحمد الصباح امیر این کشور در مورد اوضاع سیاسی کشورش به تبادل نظر پرداخت.
در مقابل «نبیهبری» رهبر حزب امل راهی دمشق شد تا بعنوان عالیرتبهترین مقام لبنان طی چند ماه گذشته با رهبران این کشور در مورد برقرار روابط دیپلماتیک بین دمشق و بیروت بحث و گفتوگو کند.
به اعتقاد کارشناسان گرچه جریان موسوم به 14 مارس (حریری- جنبلاط- جعجع) موفق شدند آنچه را که امروز به جامعه جهانی معروف است و رهبری آن را قدرتهای بزرگ جهان،آمریکا، فرانسه و انگلیس به عهده دارند با خود همسو کنند (یا آنکه خود را با آنها همسو کردهاند) اما به هر شکل نباید از بازی بسیار خوب حزب الله به رهبری سید حسن نصرالله در صحنه سیاسی لبنان غافل شد.
حزب الله لبنان توانست با ائتلاف با «میشل عون» و قرار دادن این ژنرال تشنه قدرت در برابر همپیمانان سابقش عملا خود را از گزند بسیاری از حملات در امان دارد.
در دست داشتن پرچم مقاومت برای بیش از 10 مبارز مستقیم با اصلیترین دشمن ملت لبنان و ملتهای عرب به این حزب محبوبیت ویژهای را بخشیده است و حزب الله همچنان از این محبوبیت برای دفاع از دیدگاههای خود استفاده میکند.
از اینرو هر نوع حمله و انتقاد از حزب الله انتقاد از مقاومتی توصیف میشود که موفق شد برای نخستین بار در طول تاریخ، ارتش اسرائیل را با شکست بدرقه کند و کاری را انجام دهد که تاکنون هیچ ارتش عربی موفق به انجام آن نشده بود.
حزب الله در عین حال از ضربه زدن به مواضع رقیبان خود هم غافل نیست. پیشنهاد تغییر رئیس جمهور توسط گروه رقیب (14 مارس) را پذیرفت اما آن را مشروط به جانشینی میشل عون به جای لحود کرد.
همچنین با ایجاد جوی ضد دولتی مانع از تصویب لایحه قراردادهای استخدامی شد که در آن سقف قراردادها پنج ساله است و هر پنج سال کارمندان موظف به تجدید قرارداد خود هستند.
البته گروه 14 مارس هم بیکار ننشسته و علاوه بر بسیج کشورها و سازمانها علیه رقیبان داخلی با ارائه پیشنهاداتی سعی در دور زدن نقاط قوت حریف خویش دارد.
از میان این پیشنهادها که قرار است در جلسه آتی نشست گفتوگوی ملی به آن پرداخته شود، تشکیل گارد ملی لبنان است.
بر اساس تعریفی که در این باره ارائه شده، گارد ملی ارتش غیرحرفی و غیرنظامی است که بعنوان پشتیبان ارتش نظامی و حرفهای کشور محسوب خواهد شد که همانند ارتش رسمی مسلح و آموزش نمیبیند. به گفته کارشناسان، این گارد که لبنان سابقه داشتن آن را دارد و در بسیاری از کشورها نیز نظیر آن موجود است، برای پایان دادن به معضل شبه نظامیان حزب الله لبنان است، به نحوی که ابتدای این نیروهای مقاومت لقب «گارد ملی» را به خود گرفته سپس فرماندهی این نیروها به ارتش لبنان موکول شده و پس از مدتی نیز منحل شده و به شکل نامحسوسی ناخنهای حزب الله گرفته میشود.
بر اساس پیشنهادی که قرار است 16 می ارائه شود، تعداد پرسنل این گارد بین سه تا پنج هزار نفر خواهد بود.
همچنان قرار است افسرانی از ارتش برای فرماندهی و آموزش این نیروها به آن ملحق میشوند. تمامی افراد بین 18 تا 40 سال میتوانند به آن بپیوندند و پنج سال در عضویت آن باشند.
هر فردی که در این گارد خدمت کند، از خدمت نظام وظیفه معاف شده و خدمت وی در این گارد به مثابه خدمت در ارتش محسوب میشود.
بودجه آن مستقیما از طریق وزارت دفاع لبنان فراهم شده و تسلیحاتش نیز متعلق به ارتش و وزارت دفاع است.
از همه مهمتر نحوه عملکرد و عملیات است که بطور مستقیم از طریق فرماندهی عالی آن صادر میشود. حال باید دید که حزب الله لبنان با این پیشنهاد چگونه برخورد خواهد کرد و چه تدبیری برای تدبیر رقیبان خواهند اندیشید؟
روزهای آینده به این سوال پاسخ خواهد داد.