یوسف محسنزاده
کوفی عنان- دبیر کل سازمان ملل متحد- بار دیگر از واشنگتن خواست در مورد پرونده هستهای ایران، مستقیماً با تهران وارد گفتگو شود. سخنگوی کاخ سفید به نوبه خود ضمن تایید وجود درخواستهای مشابهی در داخل جامعه آمریکا مبنی بر مذاکره با تهران، انجام چنین گفتگوهایی را رد کرد.
روشن است که مواضع واشنگتن در خصوص عدم انجام مذاکره با تهران، در واقع از پیش بینی دولتمردان آمریکایی در مورد رد هرگونه درخواست انجام مذاکره از سوی تهران، نشأت میگیرد. این بدین معنی است وقتی در جریان پذیرش انجام گفتگو از سوی تهران در مورد مسایل عراق، آمریکاییها، آدرس غلطی را نشان داده و درصدد برآمدند که از کوتاه آمدن ایران در مورد عدم انجام مذاکره سوء استفاده نمایند، رییس جمهوری کشورمان بدرستی در مورد بیفایده بودن هرگونه مذاکرهای میان ایران و آمریکا در مورد مسائل عراق، سخن گفت.
با این حال شاید توضیح این نکته لازم باشد که نفس انجام مذاکره به معنی از سرگیری روابط دیپلماتیک نیست. به همین دلیل، چنانچه برقراری روابط سیاسی با آمریکا، امروزه بدلایل مختلف، جزو خط قرمزهای ثابت سیاست خارجی کشورمان محسوب شود. این امر، بر انجام مذاکره تسری پیدا نمیکند. چنانکه احمدینژاد، با علم به نبود هرگونه روابط سیاسی با آمریکا، برای نخستین بار در تاریخ روابط ایران و آمریکا بعد از انقلاب اقدام به ارسال نامه به جورج بوش نموده که در میان محافل سیاسی و رسانهای منطقه و جهان، سروصدای زیادی را برانگیخت. شاید خیلی از مراکز سیاسی و رسانهای و بویژه علاقمندان لیبرالیسم توقع داشتند احمدینژاد در نامه خود، به مسایلی که واشنگتن علاقمند است اگر با ایران مطرح نماید، اشاره کند، اما بیپاسخ ماندن نامه احمدینژاد نشان داد دولتمردان آمریکایی افقی دورتر از برنامهها و طرحهای اجرایی خود نمیبینند و مایلند دیگران هم به همین سائقه و ذائقه بیندیشند و اقدام کنند.
با این حال، این بدین معنی نیست که راه مذاکره، با حفظ اصول و ثوابت، مسدود بماند. چنانچه آمریکاییها، در اثر فشار داخلی، مجبور به طرح علاقمندی خود برای مذاکره با ایران (شبیه آنچه که در ماجرای عراق رخ داد) شوند، آنگاه باید پارامترهای مرتبط نظیر شروط مذاکره و فضای آن و همچنین موضوعات عددی مذاکره، بطور دقیق از سوی طرف ایرانی بررسی شوند و بعلاوه اینکه پیش شرط اصلی محقق شد چنین مذاکرهای، دست کشیدن واشنگتن از هرگونه نگاه و نگرش تهدید آمیز علیه منافع ملی کشورمان میباشد.
واقعیت این است چنانچه مردم آمریکا فرصت یابند تا بطور معجزهآسا تماشاگر گذر سریع و شتابزده زمان شوند، بطوریکه با اولین انتخابات کنگره یا ریاست جمهوری مواجه شوند، تردیدی در دور انداختن حلقه محافظهکاران نو آمریکایی از پستهای اجرایی در کاخ سفید و ارتش و دستگاههای امنیتی که به ماجراجوییهای وخیم و ضرر بار برای منافع ملی آمریکا دست زدند، نخواهند داشت. در آن صورت جهان نیز، نفس راحتی خواهد کشید و شهروندان آمریکایی و با نبودن جورج بوش و اطرافیان و دار و دسته وی، احساس امنیت و آرامش و امید بیشتری خواهند کرد.