تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۶  ، 
کد خبر : ۸۱۷۰۱
افزایش تنش میان دولت بوتفلیقه و شیراک؛

الجزایر در اندیشه انتقام


سالگرد حوادث 8 مه سال 1945 بهانه‌ای است تا مورخان، صاحب نظران و روزنامه نگاران ضمن یادآوری کشتار مردم الجزایر بار دیگر تاریخ روابط دو کشور الجزایر و فرانسه و نیز افق آن را مورد کنکاش قرار دهند.
امسال ملت الجزایر در حالی این روز را بزرگ می‌دارد که طی دو سال گذشته تحولات مهم و جدیدی در روابط میان دو کشور رخ داده است.
به گزارش ایرنا، «عبدالعزیز بوتفلیقه» رئیس جمهوری الجزایر در پیامی به مناسبت سالگرد حوادث 8 مه 1945 بار دیگر از فرانسه خواست به خاطر جنایات زمان استعمار که حوادث 8 مه تنها بخشی از آن به شمار می‌رود، رسما عذرخواهی کند تا زمینه امضا و اجرای پیمان دوستی میان دو کشور فراهم شود.
اصرار الجزایر بر ضرورت عذرخواهی فرانسه از یک سو و پیگیری‌های اصرارگونه فرانسویان برای امضای پیمان دوستی میان دو کشور هر کدام با بی‌میلی طرف دیگر، بلاتکلیف رها شده است تا افق روابط دو کشور نیز همچنان در سایه و روشن ابهامات و امیدواری‌ها در نوسان باشد.
بوتفلیقه همچنانکه ناظران توقع داشتند با بهره‌برداری مناسب از سالگرد قتل عام 8 مه 1945 که طی یک هفته بیش از 45 هزار شهروند الجزایری و به روایت برخی مورخان 75هزار نفر به وسیله بمباران هوایی فرانسویان کشته شدند بار دیگر تاکید کرد که اقدام فرانسه در زمان استعمار «قتل ‌عام فرهنگی» بوده است.
این حادثه زمانی اتفاق افتاد که ملت الجزایر که به شرط انجام مذاکره در خصوص کسب استقلال حاضر شده بود با نیروهای فرانسوی در جنگ علیه آلمان نازی مشارکت کند پس از شکست نازیسم برای جشن و پایکوبی به خیابان‌ها ریخت.
این تظاهرات مسالمت‌آمیز که به سرعت شعار استقلال خواهی در آن فراگیر شد، بتدریج به درگیری انجامید و دولت استعماری بمباران وسیع مردم در شهرهای «سطیف»، «گالمه» و «خراطه» و تا حدی «الجزیره» را بهترین پاسخ برای مطالبه آزادی و استقلال یافت.
علاوه بر مردم الجزایر، مورخان و روزنامه‌نگاران فرانسوی نیز صحنه‌های تکان دهنده‌ای از این جنایات را که بسیاری از قربانیان آن را زنان و کودکان تشکیل می‌داده‌اند ثبت کرده‌اند.
به هر حال اظهارات جدید بوتفلیقه در واقع پاسخی به اظهارات اخیر برخی مسوولان فرانسوی از جمله «فیلیپ دوست بلازی» وزیر امور خارجه به شمار می‌رود که به سخنان پیشین و مشابه بوتفلیقه در خصوص «قتل عام» انتقاد کرده بودند.
دوست بلازی با متهم کردن ضمنی بوتفلیقه گفته بود که باید محل کاربرد واژه «قتل عام» را بدرستی شناخت.
بوتفلیقه در پاسخ اظهارات اخیر مقامات فرانسوی، در این نامه که خطاب به هر دو ملت الجزایر و فرانسه است در واقع نه تنها بر سخن پیشین خود مبنی بر بروز «قتل عام» پافشاری کرده بلکه تاکید کرده است که «حقیقت آنچه فرانسویان انجام دادند، تلخ‌تر از آن چیزی است که وی به زبان آورده است.»
اکنون بوتفلیقه با سخنان خود پاسخی رسمی و صریح الجزایر را به مقامات فرانسوی می‌دهد و تاکید می‌کند که برای الجزایری‌ها تنها پیمان دوستی در شرایط برابر از نظر احترام و حق حاکمیت دو دولت قابل قبول است و آن نیز جز با اعتراف و عذرخواهی رسمی نسبت به جنایات دوران استعمار تحقق نخواهد یافت.
سخنان شدیداللحن اما قابل انتظار بوتفلیقه رئیس جمهوری الجزایر نشان داد که روح قانون 23 فوریه همچنان بر فضای روابط دو کشور سایه افکنده است، هر چند که این بار نه به صورت یک متن حقوقی بلکه قانونی شفاهی و ذهنی اما بار دیگر احیا شده و روابط دو کشور را با چالش مواجه کرده است.
اگر کمی به گذشته برگردیم، ناکامی سفر «فیلیپ دوست بلازی» وزیر امور خارجه فرانسه به الجزایر که روزهای 9 و 10 فوریه امسال با هدف تعیین زمانی برای امضای پیمان دوستی میان دو کشور صورت گرفت از مهمترین تحولات موثر در این روند تلقی می‌شود که اختلافات عمیق میان دو کشور را بار دیگر به صحنه آورد.
مقامات الجزایری بویژه «محمد بجاوی» وزیر امور خارجه الجزایر در این سفر صریحا به مقام فرانسوی اعلام کردند که شرایط برای امضای این پیمان به دلیل حمایت مسوولان و حتی بخشی از افکار عمومی فرانسه از جنایات زمان استعمار آماده نیست. چند روز بعد عبدالعزیز بوتفلیقه رئیس جمهوری الجزایر تصریح کرد که فرانسویان در دوران استعمار دست به «قتل عام هویت ملی،فرهنگی و زبانی» الجزایر زدند.
این سخنان به سرعت با واکنش برخی فعالان سیاسی فرانسه و در راس آنها دوست بلازی وزیر خارجه این کشور مواجه شد که ضمن رد سخنان بوتفلیقه بار دیگر از «خدمات استعمار» دفاع کردند.
با این اظهارات، ناظران سیاسی گفتند که بند اختلافی قانون 23 فوریه 2005 مجلس ملی فرانسه بار دیگر احیا شده است.
تحول مهم دیگر سفر درمانی «عبدالعزیز بوتفلیقه» رئیس جمهوری الجزایر به فرانسه بود.
بوتفلیقه براساس برنامه قبلی و طبق توصیه تیم پزشکی برای انجام آزمایش‌های مقرر پزشکی به بیمارستان وال دوگراس رفت جایی که ماه نوامبر گذشته در آن عمل جراحی معده انجام داده بود، اما شاید گمان نمی‌کرد که سخنان چند روز پیش وی، فرانسویان را چنان به خشم آورده است که حتی به گفته خود بوتفلیقه «رسم مهمان نوازی» را نیز به جا نخواهند آورد.
حضور بوتفلیقه در پاریس در حالی که هنوز چند روز از اظهاراتش مبنی بر اینکه فرانسویان در دوران استعمار دست به «قتل عام» هویت ملی، زبان و فرهنگ الجزایر زده‌اند با واکنش برخی رهبران فرانسه مواجه شد.
برخی مسوولان فرانسوی از خدمات پزشکی و علمی استعمار یاد کردند امری که مقامات الجزایری آن را خارج کردن پزشکی از ابعاد انسانی و استفاده ابزاری با مقاصد سیاسی از آن نامیدند.
فیلیپ دوست بلازی وزیر امور خارجه، نیکلا سارکوزی وزیر کشور و ژان ماری لوپن رهبر حزب افراطی دست راستی این کشور نیز سخنان مشابهی مطرح و ضمن رد سخنان بوتفلیقه بار دیگر از «خدمات استعمار» دفاع کردند و حتی کسی چون لوپن صریحا نسبت به سفر بوتفلیقه به پاریس اعتراض کرد.
دوست بلازی نیز در رد سخنان بوتفلیقه گفته بود که فرانسوی‌ها در دوران اشغال به انجام آموزش، خدمات پزشکی و مهندسی در الجزایر اقدام کردند.
این امر واکنش طرف الجزایری را در برداشت. «عبدالعزیز بلخادم» وزیر ملی و نماینده شخصی رئیس جمهوری الجزایر در سخنان به شدت از مواضع اخیر دولتمردان فرانسه در خصوص دوران استعمار انتقاد کرد و آنها را متهم کرد که از مسائل پزشکی رئیس جمهوری الجزایر سوء استفاده سیاسی می‌کنند. وی گفت: سیاستمداران فرانسه بهتر بود، به خاطر تاریخ خود و جنایاتی که کرده‌اند خجالت می‌کشیدند نه اینکه مدعی خدمات استعماری شوند.
بلخادم با اشاره به این سخنان پرسید، چه کسی از فرانسوی‌ها خواسته بود که در سال 1380 (سال اشتغال) به الجزایر بیایند؟
بوتفلیقه رئیس جمهوری الجزایر نیز پس از انجام آزمایش‌ها بی‌درنگ فرانسه را ترک کرد. وی پس از آنکه به کشورش بازگشت در نامه‌ای به ژاک شیراک با زبان دیپلماسی از نحوه واکنش برخی مسوولان فرانسوی نسبت به مراجعه‌اش به بیمارستان پاریس انتقاد کرد. وی در این نامه به جای تشکر از ملت و دولت فرانسه که معمولا در تعارفات دیپلماتیک مطرح می‌شود، تنها از شخص شیراک و «از آن دسته از فرانسویان که هنوز فرهنگ مهمان‌نوازی ملت فرانسه را حفظ کرده‌اند» تشکر کرد.
بوتفلیقه همچنین از شیراک خواست مراتب قدردانی خود را از تیم پزشکی مجرب بیمارستان «وال دوگراس» به آنان ابلاغ کند.
در چنین شرایطی تیرگی روابط دو کشور به حدی رسید که طرف فرانسوی احساس کرد باید راه خروجی برای آن بیاید، این راه خروج نامه تشکر دوست بلازی به بوتفلیقه به بهانه تشکر از حسن استقبال طرف الجزایری از وی در سفر اخیر به الجزیره بود.
نامه فیلیپ دوست بلازی پس از همه این ماجراها در حالی که چندین روز از بازگشتش از سفر به الجزایر می‌گذشت در نزد ناظران یک عذرخواهی تلقی شد که البته گفته می‌شود، تحت فشار شخص شیراک انجام شده است.
گفته می‌شود که شیراک بشدت از سیاست و عملکرد دولتمردان خود در این خصوص عصبانی است، سیاستی که سبب احیای مسائل گذشته میان الجزایر و فرانسه شد و پاریس را نه تنها از امضای پیمان دوستی با الجزایر که می‌توانست برای حزبش یک برگ برنده برای انتخابات آینده فرانسه باشد محروم کرد، بلکه آن را به صورت نماد یک شکست برای دولت شیراک درآورد.
به نظر می‌رسد، سخنان بوتفلیقه در حالی که این روزها به مناسب سالگرد 8 ماه مه 1945 میلادی، نشست‌های مختلفی در شهرهای الجزایر و فرانسه برگزار می‌شود و در آن مورخان و سیاستمداران الجزایری و فرانسوی ابعاد جنایات دوران استعمار را تشریح می‌کنند بر وخامت اوضاع میان دو کشور بیفزاید. این وخامت بویژه به دلیل مشکلات داخلی دولت فرانسه ابعاد پیچیده‌تری می‌یابد.
در چنین شرایطی دولت شیراک که به دلیل مشکلات داخلی و نیز رقابت‌های حزبی در واپسین سال زمامداری خود به شدت علاقه‌مند به امضای پیمان دوستی با الجزایر است با مقاومت سرسختانه و بی‌سابقه الجزایری‌ها مواجه شده است که معقتدند، این پیمان که عملاً چیزی را به الجزایر نمی‌دهد، حداقل باید پیش شرط عذرخواهی را در برداشته باشد.
به اعتقاد ناظران سیاسی، الجزایر این قدرت چانه‌زنی بی‌سابقه را طی سال‌های اخیر و به مدد برنامه‌های اصلاحات سیاسی و اقتصادی بوتفلیقه از یک سو و افزایش قدرت اقتصادی ناشی از بالا رفتن قیمت جهانی نفت از سوی دیگر کسب کرده است و اکنون درصدد برخی تسویه حساب‌های تاریخی و ذهنی با استعمارگر قدیم است که قتل بیش از هشت میلیون الجزایری را در کارنامه دارد که 5/1 میلیون نفر آن مربوط به دوران جنگ استقلال طلبانه الجزایر است.
نارضایتی الجزایری‌ها از سیاست منطقه‌ای فرانسه بویژه در مساله صحرای باختری و آنچه که حمایت آشکار فرانسویان از مغرب می‌خوانند نیز سبب شده است که در چنین شرایطی فشار خود به فرانسه را افزایش دهند.
الجزایر با حمایت از طرح جیمز بیکر نماینده وقت دبیر کل سازمان ملل مبنی بر «حق تعیین سرنوشت مردم صحرای باختری» و برگزاری همه‌پرسی عملا در کنار جبهه پولیساریو قرار گرفته است، اما مغرب، صحرای باختری را بخشی از خاک خود می‌داند و هرگونه دخالت خارجی در این مساله را مردود می‌شمارد.
به هر حال برقراری روابط راهبردی اقتصادی و سیاسی با آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه، چین و بسیاری از کشورهای دیگر و جذب میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری خارجی از محورهای قدرت جدید سیاست خارجی الجزایر به شمار می‌رود که این کشور را قادر کرده است تا بازی قوی‌تری را در صحنه منطقه‌ای و حتی جهانی ایفا کند.
برخی منتقدان، دولت الجزایر را متهم می‌کنند که با ایجاد روابط راهبردی سیاسی، اقتصادی و دفاعی با آمریکا به استعمارگر قدیم و شریک تجاری سالیان دراز خود پشت می‌کند، اما بوتفلیقه چندی پیش تاکید کرد که روابط الجزیره با واشنگتن از حساب پاریس نیست و الجزایر همچنان علاقه‌مند گسترش روابط با فرانسه است.
ناظران سیاسی معقتدند که با وجود پیوند تاریخی در بعد اقتصادی، فرهنگی و انسانی میان دو ملت الجزایر و فرانسه و زندگی بیش از سه میلیون الجزایری در فرانسه، گسترش روابط اقتصادی و سرمایه‌گذاری میان دو کشور نیازمند رفع تنش‌هایی است که به نظر می‌رسد در سایه اصرار دو طرف بر مواضع خود حداقل در آینده نزدیک افق روشنی ندارد.
در حالی که الجزایری‌ها از وضعیت به وجود آمده چندان ناراضی به نظر نمی‌رسند، فرانسوی‌ها هم که به مدت بیش از 20 سال و تا سال 2004 به عنوان نخستین شریک تجاری الجزایر بودند، اکنون بازار تجاری و سرمایه‌گذاری بشدت رقابتی شده این کشور را برای همیشه در حال از دست رفتن می‌بینند، بشدت ناخرسند هستند.
به هر حال تحولات آینده نشان خواهد داد که فرانسویان میان اصرار بر «خدمت مثبت» خود در زمان استعمار و «منابع ثروت» بازار الجزایر کدام را انتخاب خواهند کرد؟
آیا الجزایری‌ها همچنان بر موضع خود باقی خواهند ماند؟ آیا فرانسه وادار به تسلیم خواهد شد؟ آیا یک روز ملی دیگری در تقویم سیاسی الجزایر ثبت خواهد شد؟
اگر پاسخ مثبت باشد، تاریخ روزی را که طی آن یک مقام رسمی فرانسه به جنایات استعماری دولت خود اعتراف و نسبت به آن از ملت الجزایر عذرخواهی کند در صدر روزهای مهم خود ثبت خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات