عباس پازوکی: یکی از آفاتی که میتواند موجب سردرگرمی و زیان مردم شود، رفتارهای هیجانی و فاقد پشتوانه علمی مدیران است. از همینرو در طول روزهای گذشته برخی کارشناسان و حتی عضو ارشد فراکسیون اکثریت مجلس نسبت به رفتارهای هیجانی رئیس جمهور و دولتش هشدار دادهاند.
پس از انتخابات نیز بسیاری از کارشناسان معتقدند رفتارهای دولت نهم بیش از آنکه بر پایه یافتههای علمی و پژوهشی استوار باشد، ناشی از هیجانات درونی و متأثر از جوزدگی در اجتماعات است. مدیرانی که به صورت اتوبوسی و یکباره از شهرداری تهران به کاخ ریاست جمهوری آمدند، همچنان در هیجان ناشی از این پیروزی به سر میبرند.
این در حالی است که رئیس جمهور احمدینژاد وعده داده بسیاری از امور را متحول کند. اما تحول از دیدگاه دولت نهم به چه معناست؟ آیا طرد همه رفتارهای دولتهای گذشته یعنی تحول؟ آیا چنین دیدگاهی میتواند کشور را به سر منزل مقصود برساند؟ آیا چنین دیدگاهی میتواند در بلند مدت اسباب رضایتمندی مردم را فراهم کند؟
بیشک دولت نهم برای ایجاد تحول مثبت در کشور، باید به تجارب دولتهای پیشین با دیده احترام بنگرد و ضمن بهرهگیری از نظرات کارشناسی، رفتارهای منفی گذشتگان را کنار بگذارد.
یک نمونه از رفتارهای هیجانی دولت احمدینژاد ثابت نگاه داشتن ساعت رسمی کشور است. در طول روزهای گذشته بسیاری از کارشناسان وزارت نیرو، نمایندگان مجلس و محققان نسبت به عواقب زیان بار این مصوبه دولت هشدار دادند. اما مسوولان دولت بدون توجه به درخواستهای علمی بر تثبیت ساعت اصرار میورزند. مهمترین دلایلی که مدیران دولت مطرح کردهاند عبارتند از: "روستائیان کاری به ساعت ندارند و با طلوع و غروب خورشید کار میکنند و مردم با تغییر ساعت در مورد ساعت جدید و قدیم به اشتباه میافتند."
مروری بر استدلالهای دولتمردان نشان میدهد دولت نهم در واقع به فکر توجیه مصوبه خود است و هیچ دلیل منطقی برای این مصوبه ندارد. این ادعا که مردم ساعت جدید و قدیم را اشتباه میکردند یا اینکه تغییر ساعت مربوط به آدمهای بیسواد است یا همان سالهای اولیه تعویض ساعت؛ آیا پس از 15 سال چنین استدلال کردن مایه تأسف نیست؟
نکته دیگر این است که اگر روستائیان کاری به ساعت ندارند و با طلوع و غروب خورشید کار میکنند، چه لزومی داشت ساعت ثابت بماند؟ ساعت تغییر میکرد و شهرنشینهایی که بیش از 75 درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند این قدر دچار مشکل نمیشدند. ضمن اینکه این ادعای یک عضو کابینه در واقع ناشی از آشنایی نداشتن با روستا است. چرا که هنوز هم برخی فکر میکنند مردم روستا نه اهل درس خواندن هستند، نه تلویزیون نگاه میکنند، نه کولر روشن میکنند، نه پولشان را به بانک میریزند و نه ... این استدلال هم مایه تأسف است.
و اما نکته دیگری که در طول روزهای گذشته مسوولان دولت به شدت آن را در بوق و کرنا کردند این بود که با ثابت نگاه داشتن ساعت بار ترافیکی شهر تهران کم میشود در واقع این ادعا نیز چیزی جز توجیه نیست. زیرا اولا آنچه مدیر ترافیک تهران میگوید خلاف آن ثابت میشود یعنی ایشان از افزایش ترافیک صبحگاهی خبر میدهد و حتی بر این باور است که در مجموع یک ساعت به بار ترافیک تهران افزوده شده است.
ثانیاً: بر فرض که تهران مشکل ترافیک دارد اما نباید فراموش کرد که ایران فقط تهران نیست. چرا باید همه ایرانیها فدای رفاه تهرانیها شوند و این خلاف شعار عدالتخواهی رئیس جمهور است. اما توجیهات دولت در حالی مطرح میشود که معاون کار سابق وزارت اقتصاد و دارایی تأکید کرد: "با توجه به اینکه در صرفهجویی هر 1000 مگاوات برق 1000 میلیارد تومان از هزینهها کسر خواهد شد و با عنایت به هزینههای خطوط انتقال نیرو، اگر تغییر ساعت اعمال شود در 2000 مگاوات میتوانیم 2000 میلیارد تومان صرفه جویی داشته باشیم."
باید دید آیا در طول روزهای آینده دولت نهم از تصمیم غیرکارشناسی خود عقب نشینی خواهد کرد یا با لجبازی سیاسی، میخواهد بگوید من میتوانم همه چیز را تغییر دهم. اما بد نیست دولتمردان بدانند مردم اگر یک اشتباه از دولت ببینند راحتتر میگذرند تا اینکه مطمئن شوند، دولتمردانشان علی رغم مهرورزی در کمال بیمهری منافع ملی را صدمه زدهاند.