غلامعلى دهقان سخنگوى حزب اعتدال و توسعه: 1- هنوز اولین بهار یکمین سال پیروزى انقلاب اسلامى به پایان نرسیده که گروهک فرقان دو تن از صاحبان اندیشه انقلاب را ترور کرد. نخستین آنها استاد مرتضى مطهرى بود و دومین آنان حجتالاسلام هاشمى رفسنجانى که این بار تیر فرقانیان کارگر نیفتاد و هاشمى از آن مهلکه با جراحتى شدید جان به سلامت برد.
2- نهضت انقلابى مردم ایران به تابستان خونین 1360 رسید. معرکهاى که منافقان از مدتها قبل سناریوى آن را تهیه کرده بودند. آتش تهیه این معرکه، جنگ روانى بود که منافقین از چند ماه قبل به راه انداخته و سه شخصیت انقلابى از سوى آنان تخریب مىشدند؛ همان سه نفرى که مردم انقلابى در تاییدشان مىگفتند: «درود بر سه یاور خمینى ـ هاشمى و دو سید حسینى.» سرانجام در شب هفتم تیر سال 1360 منافقین 72 تن از فرزندان مظلوم انقلاب را به شهادت رساندند. روز قبل از این فاجعه آن سید حسینى دیگر ـ آیتالله خامنهاى ـ ترور و در بیمارستان در حالت اغما بود که با فضل الهى و دعاى خیر مردم، ایشان به سلامت از این فاجعه بیرون آمد تا بعدها هدایت سکان کشتى انقلاب را در اقیانوس متلاطم سیاست برعهده گیرد. در این هروله هول و هراس، آن که مانده بود، هاشمى رفسنجانى بود.
3- صدام در 31 شهریور 1359 به شانزده لشکر خود فرمان جنگى را صادر کرد که هشت سال طول کشید. سرانجام جنگ بدون آنکه منفعتى براى متجاوز داشته باشد، به پایان رسید و عصر دیگرى در تاریخ ایران آغاز شد. نوبت عمران و سازندگى و بازسازى خرابىهاى جنگ فرا رسیده بود. مرحلهاى حساس در تاریخ کشور که اهمیت آن کمتر از مقطع قبلى نبود. هاشمى رفسنجانى مدیریت مجلس سوم را در نیمه عمر آن مجلس ترک و پا به عرصه مدیریت قوه دیگرى از قواى سهگانه گذاشت. او مسئولیت قوه مجریه را پذیرفت، در حالى که کشور با کوهى از مشکلات باقیمانده از جنگ روبهرو بود. اما هاشمى رفسنجانى مرد میدانهاى سخت و اهل آزمونهاى دشوار انقلاب بود. وى آمده بود تا کشور، زیرساختهاى اقتصادى خود را محکم و در عرصههاى گوناگون اقتصادى به خودکفایى برسد. سالیانى بعد، کشور از ورود محصولات پتروشیمى بىنیاز و تولید این محصولات به چند میلیون تن در سال رسید، واردات فولاد متوقف و کشور در آستانه تولید مازاد فولاد واقع شد، خاموشىهاى چند ساعت در شبانهروز ایام پایانى جنگ خاتمه و با افتتاح دهها کارگاه و کارخانه اقتصاد کشور جانى دیگر گرفت.
4- هشت سال دولت هاشمى در سال 76 به پایان رسید و با حضور مردم در دوم خرداد همان سال حماسهاى دیگر رقم خورد. دو خرداد 76 به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب حماسه حضور و مشارکت گسترده مردم انقلابى آن هم سالها پس از پیروزى انقلاب در تعیین سرنوشت خود بود. روزهاى منتهى به دو خرداد. روزهاى رواج و گسترش شایعه تقلب در نتیجه انتخابات بود. هاشمى رفسنجانى هفتهاى مانده به دو خرداد در خطبههاى نماز جمعه به صحنه آمد و اعلام کرد که رئیسجمهور آینده همان است که مردم انتخاب کنند. در آستانه انتخابات مجلس ششم بار دیگر هاشمى عزم آن کرد که به مجلس بیاید، چه اینکه تفکر افراطىگرى گفتمان غالب کشور شده و هاشمى تصمیم داشت مجلس ششم، مجلس اعتدال باشد. اما در همهمه جار و جنجال و غوغا و در فضاى تخریب و ترور شخصیت و مچگیرىهاى سیاسى و آگراندیسمان (بزرگنمایى) نقطه ضعف رقیب، نداى اعتدال کمتر به گوشها رسید. اما گذشت زمان اثبات کرد، افراطىگرى را هم تاریخ مصرفى است! رادیکالیسم چپ در این انتخابات به هاشمى جفاها کرد.
5- موسم انتخابات نهم ریاست جمهورى از راه رسید و سرانجام هاشمى رفسنجانى بر تردیدهاى خود فائق شد و در عرصه انتخابات نهم حضور پیدا کرد. هاشمى مىتوانست به خاطره دو دوره ریاست جمهورى قبلى (76 - 68) و ریاست مجمع تشخیص مصلحت فعلى بسنده کند و در انتخابات نهم حضور پیدا نکند، اما او که خطر نوع دیگرى از رادیکالیسم را براى جامعه احساس مىکرد، ریسک خطر را به جان خرید و پا به میدان رقابت نهم گذاشت. رادیکالیسم راست در این عرصه جانشین رادیکالیسم چپ شد و بىمهرىهاى انتخابات مجلس ششم تکرار شد. رادیکالیسم، رادیکالیسم است از هر نوعى که باشد!
6- تا برگزارى چهارمین دوره انتخابات مجلس خبرگان فرصت زیادى باقى نمانده است. اما باز هم سخن از آمدن یا نیامدن هاشمى رفسنجانى در این عرصه است. برخى مىگویند وى نیاید بهتر است، چون در دو انتخابات مهم گذشته با تخریب هاى ناروا روبهرو شده و بیم تکرار حوادث گذشته مىرود و بعضى هم از ضرورت حضور او در مجلس خبرگان آتى دفاع مىکنند و وى را مدافع آرمان جمهورى اسلامى و دیگر آرمانهاى انقلاب در مجلس خبرگان آینده مىدانند. هاشمى مىآید یا نمىآید؟ این پرسشى است که آینده جواب آن را خواهد داد. اما هاشمى نشان داده است منافع نظام و مصالح انقلاب را بر هر مسئله دیگرى ترجیح مىدهد ولو اینکه از آ بروى خود هزینه کند.