تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۵  ، 
کد خبر : ۸۱۷۱۹
نهضت آزادی و ملی ـ مذهبی‌ها

نیاز استراتژیک


نهضت آزادى ایران در واکنش به حمله رژیم اسرائیل از زمین، هوا و دریا به مناطق فلسطینى غزه که پیامد آن کشته و زخمى شدن جمع زیادى از شهروندان غیرنظامى فلسطینى بود اطلاعیه‌اى صادر کرد. در این اطلاعیه که از جمله موضع‌گیرى هاى هفته گذشته این تشکل سیاسى است. جنایت دولت غاصب اسرائیل علیه ملت مظلوم فلسطین را به شدت محکوم کرده و اهداف آن را تضعیف دولت فلسطین، مجبور کردن حماس به شکستن آتش‌بس، گسترش خشونت در سرزمین فلسطین و ایجاد اختلال در روند اجراى طرح صلح خاورمیانه و تشکیل دولت مستقل فلسطین در سرزمین‌هاى اشغالى سال 1967 به پایتختى بیت‌المقدس شرقى ارزیابى کرده است.
نهضت آزادى سپس مقاومت در برابر حملات اسرائیل به غیرنظامیان در مناطق فلسطینى را حق مردم فلسطین دانسته اما خویشتن‌دارى هوشمندانه دولت فلسطین در برابر توطئه‌هاى اسرائیل را یک نیاز استراتژیک در شرایط حساس کنونى منطقه خاورمیانه عنوان کرده است اما در این اطلاعیه با توجه به شرکت حماس در انتخابات قانونى و در اختیار گرفتن اداره ملت فلسطین در شرایط بحرانى کنونى راهکارى نیز ارائه شده است: «حماس سیاست‌هایش را در چارچوب سیاست‌هاى کلى و تعهدات دولت فلسطین تنظیم کند تا بتواند موانع و مشکلات پیش روى روند صلح و احقاق حقوق مردم فلسطین را رفع کند.»
ضرورت کار توجیهى
تجمع روز دوشنبه هفته گذشته در میدان هفت تیر موضوع دیگرى بود که رئیس دفتر سیاسى نهضت آزادى در گفت‌وگو با ایلنا در آن خصوص نظر خود را بیان کرد. محمد توسلى با طرح این پرسش که چرا با تجمع برخى نهادها که از حقوق زنان دفاع مى کنند موافقت نمى‌شود، گفت: «اگر وزارت کشور یا سایر مقامات به جاى میدان هفت تیر سالن یا پارکى را مشخص مى‌کردند و براى تجمع زنان مجوز مى‌دادند نه تراکمى در میدان هفت تیر به وجود مى‌آمد و نه برخوردى صورت مى‌گرفت و این نهادها مى‌دانستند مطالبات خود را بیان کنند.» وى تصریح کرد: اگر این انتظارات منطقى و انسانى است باید مورد توجه قرار گیرد و اگر منطقى نباشد باید با کار توجیهى با مطالبات ناحق برخورد کرد.
شریعتى روشنفکر دوران گذار
بیست و نهم خرداد یادآور خاموشى دکتر على شریعتى است. او به عنوان یک نواندیش مذهبى در تاریخ معاصر ایران جایگاه ویژه‌اى در جریان سیاسى، فرهنگى ملى ـ مذهبى دارد. على طهماسبى در سایت خود در مطلبى به موضوع «شریعتى و دوران گذار» پرداخته است. «شریعتى روشنفکر این روزگار بود. روزگارى که جامعه ایران پرشتاب‌تر از همیشه ساختارهاى زندگى‌اش تغییر مى‌کرد بى‌آنکه اندیشه‌اش پیچیدگى متناسب با آن ساختارها را پیدا کند. این بود که مى‌رفت تا تعادل خود را از دست بدهد. در این زمان دیگر بحث پیرامون علمى کردن مضامین دینى نبود. بحث بر سر آن بود که چیزى تازه در راه است که به زودى خواهد رسید. این را همه مى‌دانستند که شتاب دگرگونى‌ها، نظام موجود را در خود غرق خواهد کرد... شریعتى روشنفکر دوران گذار بود.
آن صورت علمى شده از دین هم که نوگرایان پیش از شریعتى تدارک دیده بودند دیگر پاسخگو نبود و در بسیارى موارد نمى‌توانست با شرایط تازه تطبیق کند به ویژه آنکه جامعه در حال گذار ما نمى‌توانست حتى براى یک نسل هم که شده از ثباتى نسبى برخوردار باشد. به گمان من آن بخش از نوشته‌ها و سخن شریعتى که امروز مورد توجه قرار گرفته، چیزهایى هستند که لازمه دوران گذار است و نه چیزهایى که به عنوان سرپناه بتوان لحظه‌اى در آن آرام گرفت. به تعبیر دیگر، در دوران گذار شالوده‌سازى براى ماندن دوام نمى‌آورد، بلکه شالوده‌شکنى است که زنجیرهاى پیچیده شده به اندیشه را باز مى‌کند و حرکت جامعه را براى گذار آسان مى‌کند.
این است که در این مرحله پرشتاب کنونى او اهل ایمان است براى رفتن و نه اهل اعتقاد براى ماندن، عارف است و به مطلوب مى‌اندیشد... دستمایه شریعتى براى طرح ارزش‌هایى که جامعه در حال گذار به آن نیاز دارد، نه وارداتى بود و نه چیزهایى نامانوس با فرهنگ عمومى. همان نام‌هایى که تا پیش از شریعتى معنایى معطوف به گذشته داشت با یک چرخش حیرت‌انگیز ذهن را معطوف به آینده کرد مانند مذهب به معناى راه و نه به معناى قواعدى که باید پیرامونش چرخید یا چیزى که در آن ایستاد. از این منظر، شریعتى روشنفکرى است که سفر کردن را در این هنگامه گذار مى‌آموزد. به گمان من آنچه شریعتى را شایسته چنین مقامى کرده آن است که او توانسته بسیارى از میراث گذشته را که نقش‌هاى گوناگونى از هویت ما را تشکیل مى‌دهد در خود نشان دهد... بازگشت به گذشته به معناى بازگشت به ساختارهاى گذشته نیست، زیرا چنین امرى محال به نظر مى‌رسد، بلکه به معناى بازگشت به بخشى از باورها و اعتقادات گذشته است، البته چنین عقب‌گردى براى نیرویى که تازه به میدان آمده نه تنها بازگشتى محسوب نمى‌شد بلکه یک آغاز بود.
انگار که در سفر نوگرایى و حرکت دوره تمدنى تازه، بخش عظیمى از جامعه ایران در همان دوره قاجارها جا مانده بود و حال باید با جامعه شهرى یک کاسه مى‌شد. در عین حال نیازى نبود که راه طى شده صد ساله، باز هم صد سالى به طول انجامد. بسیارى مضامین که قبلاً پدید آمده بود فقط مى‌بایست تجربه مى‌شد که شد. برخى چیزها نیز باید با معیارهاى امروزى‌تر پدید آید که آمد.
پیش از آمدن شریعتى، مهندس بازرگان به عنوان نواندیش دینى تلاش کرده بود تا با معیارهاى علمى متداول در آن زمان رویکرد عقلانى تازه‌اى به دین داشته باشد. این بار نیز دکتر سروش براى عقلانى کردن دین از معیارهاى علمى و فلسفى این زمان به همان منظور استفاده کرد. راه صد ساله در تغییر ساختارها، بسیار کارها را آسان کرده بود. این بود که شتاب دگرگونى‌هاى ساختارى که پیش از انقلاب همه گیر شده بود، اکنون جاى خود را به شتاب دگرگونى‌هاى فرهنگى و اعتقادى همه گیر داد و درست به همین دلیل است که باز دوباره شریعتى بعد از سروش به یاد آورده مى‌شود اما بیشتر آن بخش از اندیشه هاى شریعتى که به کار سفر در دوران گذار مى‌آید. به تعبیر دیگر، شاید بسیارى از آثار شریعتى که به اسلامیات و اجتماعیات مربوط مى‌شود و سنت‌شکنى به نوعى شالوده‌سازى تازه انجامیده بود، امروز به کار این زمان نمى‌آید. اما آثارى همچون کویر، با مخاطب‌هاى آشنا، گفت‌وگوهاى تنهایى، حسین وارث آدم و برخى آثار دیگر که نوعى عرفان ویژه این زمان را در خود دارد، زنده و کارساز مى‌نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات