قاسم غفوری
پس از تشکیل دولت توسط حماس، رژیم صهیونیستی که حیات خود را پایان یافته میدید بر کارشکنیها و جنایات خود برای مقابله با سیاستهای حماس افزود. در این راستا مشاهده میگردد که صهیونیستها در سه بعد تلاش دارند تا سیاستهای خصمانه خود را به مرحله اجرا درآورند.
1) از سیاستهای رژیم صهیونیستی اعمال فشارهای مستقیم بر دولت حماس میباشد. در این چارچوب آنها دو اصل را در پیش گرفتهاند. اولا اقداماتی که از جانب خود صهیونیستها اعمال میگردد، نظیر: مخالفت با طرح پذیرش حماس به عنوان دولت مشروع و قانونی، درگیر نمودن حماس به مقابله نظامی و فشارهای سیاسی به جای رسیدگی به امور رفاهی و سیاستهای تدوین شده، بازداشت رهبران حماس که در این میان تعدادی نیز ترور گردیدهاند، اختلاف افکنی میان شاخههای نظامی و سیاسی حماس به عنوان نیروهای مصالحهگر و آزادی خواه (طرحی که در مورد فتح اجرا و موجب جدایی جوانان آنها و تشکیل گردانهای الاقصی گردید)، بخشهایی را از این سیاست تشکیل میدهد.
ثانیا بهرهگیری از هم پیمانان خارجی بویژه غرب که با اعمال نفوذ در سازمانهای بینالمللی، آنها را نیز در چارچوب سیاستهای رژیم صهیونیستی قرار میدهند. در این زمینه مشاهده میگردد که تاکنون به رغم تمام تلاشهای صورت گرفته، غرب حاضر به پذیرش حماس نبوده و آن را گروهی نامشروع و تروریستی میداند. در همین حال آنها پذیرش حماس را مشروط به قبول آتشبس، پایان انتفاضه، پذیرش رژیم صهیونیستی نمودهاند، تا گامی مهم در تحقق خواستههای تلآویو بردارند. هم پیمانان غربی رژیم صهیونیستی ضمن افزایش فشارهای سیاسی، استفاده از حربه اقتصادی را نیز در اولویت سیاست کاری خود قرار داده و کمکهای خود و مجامع جهانی به ملت فلسطین را قطع و حتی از کمک سایر کشورها بویژه ممالک اسلامی جلوگیری میکنند.
2) یکی از بخشهای اصلی توطئههای رژیم صهیونیستی، اختلاف افکنی میان گروههای حاضر در صحنه فلسطین است.
از یک سو آنها با حمایت از ابومازن، تشویق غرب برای اعطاء کمکهای مالی به تشکیلات خودگردان، تاکید بر لزوم هم سویی حماس با فتح، اعلام پذیرش ابومازن به عنوان تنها مسئول قابل پذیرش برای مذاکره، سعی در اختلاف افکنی در ارکان دولت را دارند. به عبارتی دیگر آنها تلاش دارند تا تشکیلات خودگردان را رودر روی یکدیگر قرار داده و حتی در صورت امکان از اختیارات ابومازن برای خلع دولت جدید بهرهبرداری نمایند.
از سوی دیگر رژیم صهیونیستی با مصالحهگر نشان دادن حماس و فتح در برابر جهاد اسلامی، بر آن است تا از عملکرد حماس در استمرار مقاومت کاسته، و جهاد اسلامی را به عنوان نیرویی مردمی در برابر حماس قرار دهد. آنها برای تحقق این سناریو به ترور رهبران جهاد اسلامی و اعلام نقش انحصاری این گروه در عملیاتهای ضد صهیونیستی مبادرت ورزیدهاند.
3) نکته اساسی در مواضع تلآویو، از بین بردن وجهه حماس در برابر افکار عمومی فلسطین و به عبارتی ایجاد موجی از نارضایتی مردمی از دولت جدید فلسطین میباشد. در این زمینه صهیونیستها اقدامات بسیاری را در دستور کار قرار دادهاند که در حال اجرا میباشد. از جمله: تصویب قانون عدم به کارگیری فلسطینیان و اعراب از سوی کارفرمایان یهودی در اراضی اشغالی و منطقه 1948، کوچ اجباری فلسطینیان از قدس و کرانه باختری و نقاط مرزی به غزه در شرایطی که هیچ امکاناتی برای آنها فراهم نیست، جلوگیری از رسیدن سوخت، مواد غذایی و دارویی به مناطق فلسطینینشین و بستن خطوط مرزی برای نظارت بر ورود و خروج کالا به این مناطق، بهرهگیری از هم پیمانان غربی برای جلوگیری از اجرایی شدن کمکهای خارجی که فشار مضاعفی را بر ملت فلسطین وارد میسازد، باز داشتهای مکرر و حملات نظامی که به شهادت و زخمی شدن دهها تن(در هر روز) منجر میگردد، ارائه گزارشات و آمار از وضعیت زندانیان در بند رژیم صهیونیستی برای تضعیف روحیه مردم فلسطین و....
بر این اساس میتوان گفت که رژیم صهیونیستی تلاش دارد تا در مرحله نخست دولت حماس را با ایجاد چالشهای درونی از صحنه خارج و حتیالمقدور آن را به روند صلح بکشاند. در این میان نیز سیاست تفرقهافکنی میان گروههای حاضر در صحنه فلسطین از یکسو و بدبینی و شکست مقبولیت حماس در میان افکار عمومی در اولویت قرار گرفته است. هر چند که مشاهده میگردد، ملت فلسطین با برپایی تظاهراتهای گسترده ضمن تاکید بر استمرار مقاومت افزایش فشارهای رژیم صهیونیستی و غرب را در حمایتشان از دولت حماس بیاثر دانسته و حمایت قاطع خود را از آن ابراز داشتهاند.
در همین حال رهبران حماس با دعوت از سایر گروهها برای مشارکت در دولت و حل اختلافات برای پایان دادن به چالشهای کنونی تلاش میکند، هر چند که کارشکنیهای دشمنان حماس برای جلوگیری از تحقق این مهم افزایش یافته است. با تمام این تفاسیر در شرایط کنونی تنها راه برونرفت از بحرانها و نابسامانیهای ایجاد شده، حفظ سلاح وحدت میان ملت و دولت فلسطین میباشد که با تحمل دشواریها و یاری رساندن به حماس در نهایت، به اجرایی شدن آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف منجر خواهد شد.