تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۲  ، 
کد خبر : ۸۱۷۶۷

پرو: ایستگاه آخر پوپولیسم


کریستیان اشمیت هویر
ترجمه: محمدعلى فیروزآبادى

شکست «اولانتا هومالا» در انتخابات ریاست جمهورى پرو نشان داد که پوپولیسم چپ در آمریکاى جنوبى و چهره شاخص آن یعنى «هوگو چاوس» به پایان راه خود نزدیک مى شوند. همین که «آلن گارسیا» عادت دارد شخصاً در خانه اش براى میهمانان قهوه بریزد، به خودى خود جذابیت این میزبان را پررنگ تر مى کند و هر کس که او را در حال سخنرانى در برابر هزاران شنونده از خودبى خود شده (با آن نوآورى هاى سخنورانه اش) دیده باشد، شادى بى حد و حصر توده مردم به خاطر این به اصطلاح بازیگر سیاسى و با استعداد را براى همیشه در خاطر خود خواهد داشت. اما هر کس در پرو زندگى کرده باشد و در سال 1985 این سیاستمدار آن زمان 35 ساله کاریزماتیک را به عنوان جوان ترین رئیس جمهور آمریکاى لاتین انتخاب کرده باشد، دوران پنج ساله دولت وى را نیز نمى تواند فراموش کند. پرو در آن دوران به شدت در منجلاب هرج و مرج و فساد فرو رفت و ده ها هزار نفر به خاطر دوئل بى رحمانه میان انقلابى نماهاى مائوئیست «راه درخشان» و واحدهاى نظامى تروریست، جان خود را از دست دادند.
تعداد بیشترى از مردم - به ویژه فقیرترین قشر - هم همان اندک پس انداز خود را به خاطر نرخ تورم 7600 درصدى از دست دادند و هنگامى که دولت پرو در خطر ورشکستگى قرار گرفت، موقعیت کشورهاى همسایه هم به خطر افتاد. گارسیا پس از شکست در انتخابات 1990براى فرار از مجازات (به دلیل جمع آورى ثروت غیرقانونى) به کلمبیا و سپس به فرانسه رفت. در آن زمان قربانیان سیاست هاى وى بر این عقیده بودند که او هرگز به پرو باز نخواهد گشت. اما دوباره آمد. هفت سال پیش بود که گارسیا به پرو بازگشت و بالاخره در یکشنبه اى از بهار 2006 بار دیگر به بالاترین مقام اجرایى این کشور رسید. از قرار معلوم اکثریت جمعیت 28 میلیونى پرو، آگاهانه یا ناآگاهانه گذشته گارسیا را به فراموشى سپرده اند. این سوسیال دموکرات که البته هر روز خود را به رنگى درمى آورد توانست با کسب 7/54 درصد آرا، پیروز انتخابات دور دوم باشد و «اولانتا هومالا» را شکست دهد. هومالا یعنى همان پوپولیست چپ گرا که برنده دور اول انتخابات بود طبق آخرین آمار اعلام شده نزدیک به 3/45درصد آرا را نصیب خود کرد.
راى دهندگان جوان پرویى بیش از هر چیز مقهور به اصطلاح قدرت تلقین گارسیا شدند زیرا آنها چیزى از اولین دوران ریاست جمهورى وى به یاد نمى آورند. مردمان فقیر حاشیه شهرهایى چون لیما هم در واقع به خاطر تمرکز فعالیت هاى تبلیغاتى وى در میان کلبه هاى گلى و زباله دان هاى حاشیه آن شهرها، به گارسیا راى دادند. از طرفى نباید فراموش کرد که حزب متبوع گارسیا یعنى «آپریستا» که در سال 1930 پایه گذارى شده است، تنها حزب کارآمد و با تجربه پرو به شمار مى‌آید.
طبقه پرقدرت بورژوا به همراه روشنفکران و بلندپایگان کلیسا و کاخ نشینان شهرهاى ساحلى پرو همگى خاطره اولین دوره ریاست جمهورى گارسیا را به فراموشى سپردند زیرا از کاندیداى 43ساله پوپولیست چپ گرا یعنى هومالا وحشت داشتند. البته چیزى نمانده بود تا گارسیا نیز یک بار دیگر طعم شکست را بچشد. اما طبقه حاکم ثروتمند پرو به ناگاه هومالا را در کسوت رهبر چپ گرایى دیدند که رویاى از میان برداشتن دموکراسى اى را مى بیند که بیش از همه آنها از آن سود برده اند. اولانتا هومالا یعنى همان سرهنگ سابق ارتش پرو که پرورش یافته خانواده اى نژادپرست و در عین حال ناسیونالیست چپ گرا است، در دور اول انتخابات موفق شد تا از 18 کاندیداى دیگر پیشى بگیرد. یکى دیگر از نامزدهاى مطرح دور اول ،خانم «اوردس فلورس» بود که در واقع به ناگاه سر برآورد و خود را به عنوان برگزیده قشر ثروتمند مطرح کرد اما موفقیت هومالا باعث شد تا او در جایگاه سوم قرار گیرد و از شرکت در دور دوم انتخابات محروم شود. هومالاى دورگه به مانند «مورالس» سرخپوست خواهان مشارکت بیشتر سرخپوست تبارها در تصمیم گیرى هاى سیاسى و ملى شدن منابع زیرزمینى و جلوگیرى از ممانعت آمریکا براى کشت کوکائین بود و همچون مورالس مى خواست به جمع «محور خوبان» به رهبرى چاوس رئیس جمهور ونزوئلا بپیوندد.
چاوس آشکارا در رقابت هاى انتخاباتى پرو دخالت مى کرد و همه امکانات خود را براى پیروزى هومالا به کار گرفته بود و زمانى که کمى امیدهایش براى این پیروزى کاهش یافت سعى کرد با دعا و نیایش براى او کارى کند و در عین حال زشت ترین تعابیر مانند «دزد بى شرم» را بر علیه گارسیا به کار گرفت. چاوس اعلام کرده بود در صورتى که گارسیا به وسیله «نیرنگ هاى شیطانى» در این انتخابات پیروز شود، سفیر ونزوئلا در پرو را از کار برکنار خواهد کرد. البته در این مورد شخص رئیس جمهور فعلى پرو «آلخاندرو تولدو» بر چاوس پیشدستى کرد و بدین صورت آشکارا به کمک گارسیا آمد. پس از این مسئله چاوس هم پیکان حملات لفظى خود را به سوى تولدو نشانه رفت و از وى به عنوان «پادوى بوش» یادکرد و همین رفتار چاوس باعث آن شد که امتیاز گارسیا در نظرسنجى ها افزایش پیدا کند.
بدین ترتیب مى توان گفت که شکست هومالا به نوعى مایه رسوایى و شرمسارى چاوس نیز هست. اولین پیامد این شکست به فراموشى سپردن اجبارى ایده تشکیل کارتل منطقه اى گاز متشکل از ونزوئلا، پرو و بولیوى توسط چاوس مى تواند باشد و بدین ترتیب پوپولیسم چپ در آمریکاى لاتین که سیاستمداران و تحلیلگران اروپایى تا همین چندى پیش، همه چیز را در جهت تقویت آن مى دیدند، ضربه اى دیگر را تجربه کرد.
به تازگى آن اتوکرات راست گرا یعنى «آلوارو اوریبه» - جدى ترین دشمن چاوس و بزرگترین متحد بوش در آند- نیز با کسب اکثریت قاطع 2/62 درصدى آرا بار دیگر به عنوان رئیس جمهور بولیوى انتخاب شد و این در حالى بود که کاندیداى جناح چپ یعنى «کارلوس گاویریا» تنها 22 درصد آرا را به خود اختصاص داده بود. صعود دوباره اوریبه به راس قدرت یعنى انتخاب مجدد رئیس جمهورى اى که زمانى به خاطر نزدیکى به یکى از سردمداران تولید مواد مخدر در کلمبیا به شهرت رسیده بود، حداقل این وجه مثبت را دارد که امنیت شهرهاى بزرگ کلمبیا تضمین مى شود. اما در ایالاتى که چریک هاى چپ گرا و شبه نظامیان راست گرا همچنان مشغول آدمکشى هستند، فقر و بى عدالتى پایانى ندارد و آدم ربایى و تجاوز جزء امور روزمره شده است. با وجود آنکه آمریکا کمکى سه میلیاردى را براى مبارزه با قاچاق مواد مخدر و از میان برداشتن شورشیان چپ گرا در اختیار دولت بولیوى گذاشته است، اما به نوشته روزنامه نیویورک تایمز: «کلمبیا از مافیا شکست خورده است.»
در حال حاضر حتى براى کاندیداهاى چپ گراى کشورهایى مثل مکزیک، نیکاراگوئه، برزیل و اکوادور نیز که هنوز شانس انتخاب شدن دارند، نصیحت ها و پشتیبانى هاى چاوس مى تواند تاثیراتى به شدت منفى داشته باشد. در کشور مکزیک کاندیداى راست از کاریزماى لازم برخوردار نیست اما مى توان حدس زد که با ادامه فحاشى هاى چاوس بر علیه وى، او نیز شانس بیشترى براى انتخاب شدن پیدا کند. چاوس حتى در حال حاضر نیز دست از فحاشى برنداشته و از رئیس جمهور فعلى مکزیک با عباراتى چون «پرنده وراج که باید منقارش را بست» و «سگ دست آموز امپریالیسم آمریکا» یاد مى کند. در نیکاراگوئه یعنى کشورى که آن چپ گراى قدیمى و رهبر سابق ساندینیست ها «دانیل اورتگا» خود را براى رقابت هاى انتخاباتى نوامبر آینده آماده مى کند همین وضعیت برقرار است. چاوس در این مورد نیز نه تنها از صحبت هاى همیشگى اش دست برنداشته است، بلکه به برخى ساندینیست ها هم که مناطقى از نیکاراگوئه را تحت مدیریت خود دارند، پیشنهاد عرضه نفت ارزان قیمت کرده است. البته دولت فعلى نیکاراگوئه که در واقع از کاندیداى رقیب اورتگا حمایت مى کند، ضمن اعلام عدم دخالت در انتخابات اعلام کرده است: «مردم نیکاراگوئه هر کاندیدایى را که بخواهند به عنوان رئیس جمهور انتخاب خواهند کرد.»
و بدین صورت چاوس در به اصطلاح مشروعیت طلبى بى حد و حصر خود، دشمنانش را با تهدید و عبارات سخیف و دوستانش را با وعده نفت و گاز به اصطلاح نوازش مى دهد. چاوس با منابع نفت و گاز خود در تلاش براى اتحاد و تجهیز کشورهاى منطقه آند بر علیه منافع هژمونیک ایالات متحده است و در این راه تا به امروز از عضویت در دو اتحادیه بزرگ و منطقه اى انصراف داده است. یکى از این اتحادیه ها «اتحادیه کشورهاى آند» است که مرکز آن در لیما قرار دارد. چاوس به این دلیل از اتحادیه بیرون آمد چون پرو و کلمبیا به صورت مستقل با آمریکا قراردادهاى تجارت آزاد منعقد کردند. اتحادیه دیگر «مرکوسور» است که دو عضو اصلى آن یعنى «اروگوئه» و «پاراگوئه» قراردادهاى اقتصادى مهمى با ایالات متحده دارند.
البته نفرت چاوس از آمریکا قابل درک است، زیرا دولت این کشور چهار سال پیش قصد داشت با کمک سیا کودتایى بر علیه چاوس به راه اندازد. ظاهراً چاوس به نوعى مى خواهد به اصطلاح پا جاى پاى فیدل کاسترو بگذارد اما آنچه دو دولت را از هم متمایز مى کند، نوع راه هایى است که رهبران آنها براى نیل به مقصود و رهایى از فقر انتخاب مى کنند. در نهایت کسانى که از اختلاف و تفرقه در میان رهبران آمریکاى جنوبى بالاترین بهره ها را مى برند همان مافیاى مواد مخدر هستند؛ مافیایى که درون چپ هاى کاراکاس تا راست هاى کلمبیا و از مکزیکوسیتى تا سن پائولو نفوذ دارد و به نوعى دست پرورده فقر حاکم بر اى جوامع است. فقر حاکم بر جوامع آمریکاى جنوبى که در حال حاضر نه رشد اقتصادى و نه شعارهاى نولیبرالى برخى دولت ها قادر به از بین بردن آن نیست. تا زمانى که ثروت این کشورها در انحصار اقلیتى مرفه باشد، همچنان سیطره خود را بر آمریکاى جنوبى حفظ خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات