مهدی قنواتی
در هفتهای که گذشت خبری مسرتبخش در فضای کشور طنینانداز شد و اعلام گشت زحمات چندین ساله ایران در راه دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای، سرانجامی نیک یافته و چرخه تولید سوخت هستهای در داخل کشور کامل شده است.
در راه تحصیل این موفقیت بزرگ راهکارها و راهبردهای متنوعی در حوزههای مختلفی نظیر سیاست داخلی و خارجی و حوزه تکنولوژی به کار گرفته شد. از جمله در حوزه سیاست داخلی (و حتی خارجی) راهکار تکیه بر «حافظه تاریخی» به کار گرفته شد. مسئولان ایرانی بارها در سخنان خود به مقایسه تلاش برای دستیابی به انرژی هستهای صلحآمیز با جنبش ملی شدن صنعت نفت پرداختند و در این راستا ذکر دو نکته لازم است:
نخست اینکه؛ تاریخ ایران انباشته از حوادث ریز و درشت در گذشتههای دور و نزدیک و در باب مسایل متنوعی است. اما به دلیل ضعف «حافظه تاریخ» ایرانیان کمتر دیده شده که به تجربیات گذشته چنگ زده شود و از آنها برای تدبیر امور جاری مملکت بهره برند در ایران هر نسلی که میآید خود تجربه میکند و وقتی که می رود گویی تجربیاتش را هم با خود میبرد و همین مسیر از سوی نسلهای بعد طی میشود و در گستره تاریخ ایران شاهد بر این معنی و دلیل بر این دعوی بسیار است.
اما نسل کنونی ایران در «آزمون هستهای» خلاف مسیر همیشگی حرکت کرد و از تجربه نسلهای پیشین بهره برد. جای شکر بسیار دارد که از میان تجربیات دوگانه سازش و مبارزه با نسل کنونی تجربه مبارزه را برای احقاق حق خود برگزید و در استفاده از «حافظه تاریخ» خود به بیراهه نرفت و به نوعی توانست از تجربه مشترک ایرانیان برای رسیدن به موضعی نسبتا واحد بهره مناسب را برد.
نکته دیگر اینکه؛ در تجربه تاریخی ملی شدن صنعت نفت دو مفهوم وجود داشت: «منافع» و «بهانه» منافع کشور ایران به عنوان صاحب اصلی نفت در آن بود که خود زمامدار ماده حیاتبخش جهان یعنی، نفت باشد. از سوی دیگر منافع ابرقدرت وقت، انگلیس، هم این بود که نیاز خود را با کمترین دشواری و هزینه و با آرامش خاطر تامین کند.
از اینرو میبایست برای تامین نفع خود، نفع صاحب نفت را نادیده میگرفت. ولی در این راه مانعی وجود داشت، رشد آگاهیهای عمومی در ایران و جهان و نیز عدم امکان سلطه مستقیم بر ایران موجب شد تا انگلیس و برخی همراهان ایرانیاش به «بهانه» تراشی روی آورند و بکوشند با عنوان کردن «ناتوان» بودن ایران در اداره امور نفت سیاست اقناعی را برای تامین منافع خود به کار برند.
در «آزمون هستهای» هم به نوعی دیگر «منافع» و «بهانه» را دیدهایم و میبینیم. نفع ما در این است که به فناوری روز مجهز شویم تا با قطع وابستگی به شعار همیشگیمان یعنی، استقلال خواهی عمل کنیم. اعلام برنامههای هستهای و ساخت نیروگاه از سوی کشورهای مختلف دلیل کافی بر لزوم استفاده کشورها در آینده برای تامین نیازهایشان است و عدم جدیت در این راه از سوی نسل کنونی نیازمندی نسلهای آتی را در پی خواهد داشت.
منافع غربیان هم در آن است که بکوشند سلطه تکنولوژیک خود را حداقل برکشورهایی که تحت سلطه سیاسی و اقتصادی آنها نیستند بگسترانند اما آنها به صراحت نمیتوانند با افکار عمومی خود این هدف را در میان نهند. لذا «بهانه» میتراشند و جو میسازند و برای همراهی افکار عمومی با اهدافشان بر مخرب بودن فعالیتهای هستهای ایران تاکید مینمایند و با این بهانهها کوشیدهاند مانع پیشرفت ما شوند که بحمدالله این بار نیز بهانههای آنها مانع تحقق منافع ما نخواهد شد. اما باید بدانیم که از این پس نیز چرخه منافع و بهانه علیه ما فعال خواهند بود.