تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۲  ، 
کد خبر : ۸۱۷۸۱

استاندارهای یک نامه


امیر سیدین/ روزنامه‌نگار
برخلاف بسیاری که در تحلیل چرایی نامه‌نگاری اخیر محمود احمدی‌نژاد به رئیس جمهور ایالات متحده، به کار رمزگشایی از اهداف و نیات پشت پرده رئیس جمهور و تیم مشاوران و همفکران وی مشغولند، بر این باورم که تحلیل نگارش این نامه، نشانی بسیار سر راست‌تری دارد. نگاهی گذرا به رفتارهای محمود احمدی‌نژاد، از زمان تصدی منصب ریاست جمهوری مبین علاقه شخصی وی به انجام اقداماتی است که پیش‌بینی این رفتارها، برای تحلیلگران سیاسی، دشوار و حتی محال باشد.
اقداماتی مثل سخنان وی درباره هولوکاست، حکم اخیر وی برای ورود بانوان به ورزشگاه‌ها و حتی نوع پوشش غیر متعارف وی در محافل دیپلماتیک را می‌توان و باید از همین زاویه مورد تحلیل واکاوی قرار داد. نامه اخیر محمود احمدی‌نژاد به جورج بوش از این قاعده مستثنی نیست. شیوه اعلام خبر نیز می‌تواند به عنوان نکته‌ای در تایید همین مدعا، مورد استناد قرار گیرد. اینکه محمود احمدی‌نژاد – به شیوه‌ای دقیقا منطبق با شیوه اعلام خبر دستیابی ایران به تکنولوژی غنی‌سازی آزمایشگاهی اورانیوم - یک روز قبل از انتشار خبر رسمی نامه‌نگاری اخیر، در جمع ارباب جراید «شخصا» اعلام می‌کند که «خبر مهمی دارد» که «بعدا» اعلام خواهد کرد و نزدیکان وی نیز از هرگونه اطلاع رسانی در خصوص چند و چون خبر مذکور به این بهانه که شنیدن آن از دهان رئیس جمهور، «حلاوت» دیگری دارد، اجتناب می‌کنند، نشانه علاقه شدید احمدی‌نژاد به قرار گرفتن در کانون توجه رسانه‌ها، بدون هرگونه پیش فرض است.
از قضا تمام مواردی که محمود احمدی‌نژاد را در «هدلاین» خبرها قرار داده‌اند، مواردی بوده که قبل از پرداختن احمدی‌نژاد به آنها، در کانون توجه افکار عمومی و اصحاب رسانه‌ها، نبوده‌اند و پرداختن احمدی‌نژاد به این موارد، آنها را به نحو «پیش بینی ناپذیری» در کانون توجه قرار داده است. از این زاویه، معتقدم هرگونه تلاش برای استدراک مقدمات ذهنی و سیاسی نگارش این نامه، تلاشی به خطا است و تنها عاملی که در تحلیل علت این نامه‌نگاری باید مورد توجه قرار گیرد، همین علاقه رئیس جمهور به اتصاف به صفت «پیش‌بینی ناپذیری» است. نگاهی گذرا به محتوا، متن و سبک نگارش این نامه نیز مستندی جز در جهت تایید این انگاره به دست نمی‌دهد.
تشابه جدی ادبیات این نامه با متن سخنرانی‌های محمود احمدی‌نژاد و همچنین با آنچه که پیش از ریاست جمهوری وی در نشریه جام- ارگان جامعه اسلامی مهندسین- به قلم او منتشر می‌شد، گویای این نکته است که احمدی‌نژاد بیش از هر شخص دیگری- از دامنه همفکران، مشاوران و یا مقامات سیاسی دیگر- در نگارش این نامه، نقش داشته است و شخصا معتقدم اگر ارسال این نامه، حاصل تصمیم یک خرد جمعی، در حکومت بود موارد مطروحه ادبیات و سبک نگارش آن، بسیار متفاوت‌تر از نامه‌ای می‌شد که انتشار یافت. به بیان دیگر، اتفاق نظر صاحبنظران بر سر این نکته که نامه مذکور واجد شرایط لازم برای شکستن یک تابوی 27 ساله نبود را باید تاییدی بر همین مدعا دانست. اما علیرغم تاکید بر این موضوع که آنچه منجر به نامه‌نگاری اخیر محمود احمدی‌نژاد خطاب به جورج دبیلوبوش شد بی‌نیاز از تحلیل‌های پیچیده و واکاوی های «پشت پرده» است و دلایل ساده‌تری از قبیل میل رئیس جمهور به «خرق عادت» عامل اصلی این اقدام بوده است، این نکته که تاثیر این نامه بر دیپلماسی رفتار دیپلماتیک حکومت و حتی فراتر از آن در سیاست داخلی جمهوری اسلامی تاثیری شگرف و بی‌نظیر در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود، بدیهی به نظر می رسد.
تابوی مذاکره مستقیم بین دولتمردان جمهوری اسلامی و حاکمان بر کاخ سفید، با اقدام محمود احمدی‌نژاد در نامه‌نگاری خطاب به رئیس جمهور آمریکا، در بدترین زمان و شکل ممکن شکسته شد و از قضا این نامه‌نگاری در شرایطی صورت گرفته که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، تندروترین دول تاریخ سیاسی خود را تجربه می‌کنند. شکسته شدن این «تابو» الزاماتی را در پی خواهد داشت که بدون هیچ شک و تردیدی، محمود احمدی‌نژاد و تیم همفکران وی، هیچ‌گاه در پی آنها نبوده‌اند. اما این الزامات خود را تحمیل خواهد کرد. ساده‌ترین الزامات فرصتی است که نامه مذکور، در اختیار صلح طلبان فعال در ساخت سیاسی دو کشور قرار می‌دهد تا با استناد به برقراری دیالوگ در عالی‌ترین سطوح حکومتی، در جهت برقراری ارتباطات دوسویه، میان خود گام بردارند و به ویژه صلح طلبان ایرانی می‌توانند این ارتباطات را برای کاهش تهدیدات معطوف به منافع ملی کشور فعال کنند. گذشته از این مساله این موضوع باید توسط حکومتگران ایرانی پذیرفته شود که نامه‌نگاری خطاب به رئیس جمهور کشوری با سابقه 27 ساله تخاصم با جمهوری اسلامی، از سوی رئیس جمهوری، نوع رفتارهای دیپلماتیک دو جانبه را وارد فاز جدیدی خواهد کرد که این فاز جدید، استانداردهای تازه‌ای را بر ادبیات دیپلماتیک کشور، تحمیل می‌کند. به بیان ساده نمی‌توان در نامه‌ای رسمی، رئیس جمهور کشوری را مورد خطاب قرار داد و در محافل غیر رسمی‌تر، مثل سخنرانی‌های داخلی، از محاکمه وی در دادگاه سخن گفت. این نامه الزاماتی خواهد داشت که به هر حال باید از سوی سیاستمداران مورد عنایت قرار گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات