الیاس نادران/ نماینده تهران
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از کارآمدی یا ناکارآمدی مجلس منتسب به هیأت رئیسه مجلس و نوع تعاملات درونی آنها، تقسیم کارهای صورت گرفته، رابطه با سازمان اداری مجلس و نحوه اداره نهادهای رسمی داخل _ اعم از کمیسیون ها و صحن علنی _ و تنظیم روابط با فراکسیون های سیاسی و غیرسیاسی است و این مطلبی است که درمورد همه ادوار مجلس _ از اول تا هفتم _ صادق است. اما آنچه این بار این انتخاب را از حساسیت مضاعفی برخوردار کرده است مجموعه شرایط بیرونی و درونی مجلس است که تلاش می کنم به اهم آنها اشاره ای داشته باشم.
1- میتوان مدیریت مجلس را با وضعیت ایده آل مقایسه نمود. قطعاً هیچکس مدعی نیست که همه رفتارها، موضع گیری های هیأت رئیسه مجلس هفتم قابل دفاع است و مجلس به صورت کاملا مطلوب اداره می شود. لیکن واقعیات موجود در مجلس و محدودیت های هیأت رئیسه ایجاب می کند که نگاهی واقع بینانه داشته باشیم. از این منظر همانگونه که مجلس هفتم قابل مقایسه با مجلس قبل از خود نیست، هیأت رئیسه آن نیز به مراتب کارآمدتر از مجلس ششم عمل کرده است.
2- شاید سئوال مقدر این باشد که آیا مجلس نمی تواند بهتر اداره شود. قطعاً می توان در روند اصلاح امور مجلس _ ازجمله هیأت رئیسه آن _ تسریع کرد. گزارش اخیر مرکز پژوهش های مجلس برای اولویت بندی طرح ها و لوایح و دسته بندی آن برای کارآمدتر کردن جنبه قانونگذاری مجلس، تشکیل جلسات مشترک روسای کمیسیون ها برای یافتن سازوکاری در عملیاتی کردن آن حکایت از آن دارد که مجلس می تواند در تدوین قوانین هدایت امور اجرایی را برعهده بگیرد. لازمه تحقق این امر تغییراتی در هیأت رئیسه مجلس است که بتواند بازوی اجرایی قوی برای مدیریت عالی مجلس باشد. از این نظر تغییراتی در ترکیب کارپردازان و منشیان ضروری به نظر می رسد. ریاست و نواب رئیس مناسب ترین و صالح ترین مرجع در تشخیص کارآمدی تک تک اعضا و ارزیابی داخلی از میزان یاری رساندن آنها در اداره مجلس هستند.
3-اما ریاست و نواب رئیس که به ویژه در روزهای اخیر تحت شدیدترین فشارهای سیاسی و انواع اتهامات قرار گرفته اند نیز باید مورد ارزیابی قرار گیرند. تلاش برای اعمال ماده 25 آئین نامه داخلی مجلس و جلسه بررسی عملکرد رئیس و نواب رئیس یکی از این موارد است. رأی صددرصدی اعضای جلسه به رئیس و نایب رئیس اول و بیش از 90درصدی به نایب رئیس دوم حکایت از اقناع اعضاء جلسه از دفاعیات رئیس و نواب رئیس مجلس دارد. بی تردید ضعف هایی در ریاست و نواب رئیس برای مدیریت مجلس وجود دارد ولیکن، درجمع مواضع و رفتار آنها قابل دفاع است . ریاست مجلس هفتم، چهره برجسته ای است که مواضع وی موجب افتخار کشور است و علیرغم نقدی که بصورت موردی در رفتار ایشان می شود اگر در ابتدای مجلس هفتم به حکم تفاهم به جناب آقای دکتر حداد عادل برای ریاست مجلس رأی داده بودیم امروز با اطمینان قلب به مراتب بیشتری به ایشان رأی میدهیم.
4- یکی از سران جبهه دوم خرداد در ابتدای سال جاری یکی از راهبردهای سال 85 این جبهه را اختلاف افکنی در جبهه اصولگرایان اعلام کرده بود. هرچند در یکی از مقالات به این موضوع خواهیم پرداخت ولیکن به دلیل ارتباط موضوع در این مقام ناچار از هشدار به بعضی از عزیزان و سروران اصولگرا هستم که شعارهای زیبای رفتار فراجناحی از سوی آنانی که بسته ترین رفتار حزبی در دوران حکومت خود در مجلس ششم را داشته اند از سر خیرخواهی کارآمدتر کردن مدیریت مجلس نیست، به ویژه شکستن رأی ریاست مجلس منجر به تضعیف موضع مجلس در سطح مدیریت عالی کشور خواهد شد.