هنوز گروهی از همکلاسیهای سابق پادشاه در مناصب کلیدی قرار گرفتهاند و از آزادسازی اقتصادی مراکش برای منافع خود بهرهبرداری میکنند و منتقدان سرسخت حکومت اعتقاد دارند که روند اصلاحات یک تله است.»
باور کردن وضعیت پایتختهای دوقلوی مراکش، یکی پایتخت سیاسی و دیگری پایتخت اقتصادی در میان اوضاع سیاسی نامناسب جهان عرب برای بازدیدکنندگان بسیار دشوار است. گلهای ابریشم زیبا در «رباط» پایتخت سیاسی و «کازابلانکا» (دارالبیضاء) مرکز تجاری پرجنبوجوش، تضاد جالبی با به هم ریختگی متداول منطقه دارد.
جو سیاسی هم همینگونه است. آیا کشور دیگری در خاورمیانه میتوان یافت که در آن کمیسیون حقیقت و آشتی در تلویزیون در مورد شکنجه سخن بگوید یا روزنامهها انتقاداتی از رئیس حکومت و جزئیات وضعیت مالی وی چاپ و منتشر کنند و یا زنان (حداقل روی کاغذ) تحت قوانین خانواده متجددانهای زندگی کنند.
یک دیپلمات غربی میگوید که مراکش با سرعت کمی در حال پیشرفت است اما به موقع به پیشرفت مناسب دست خواهد یافت. این بهترین نمونهء اصلاحات است; بهترین نمونه در منطقهای بد.
با این حال برای بسیاری از مراکشیها الیگارشی(باندبازی و گروهسالاری) خشن نظامی در الجزایر و دولت پلیسی در تونس اهمیت چندانی ندارد. حتی سالهای قدرت در دهههای 70 و 80 میلادی یعنی زمانی که سرکوب سیاسی به بدترین شکل در مراکش وجود داشت نیز اهمیت چندانی ندارد. در عوض آن چه اهمیت دارد، انتظار تغییرات دموکراتیک است که در ابتدا «ملکحسندوم» در دههء 90 میلادی قول آن را داد و «ملکمحمدششم» نیز پس از رسیدن به تخت پادشاهی در سال 1999 بر آن تاکید کرد.
با این حال، باوجود تغییرات مهمی که رخ داده، مراکشیها همچنان ناراضی هستند. برخی اعتقاد دارند که کشور با سرعت زیادی در حال حرکت به سوی دموکراسی است و با این روال کشور مستقیمائ در اختیار اسلامگرایان که به دنبال تحمیل اخلاق مرتجعانه هستند، قرار میگیرد.
برخی دیگر اعتقاد دارند که گروهی از همکلاسیهای سابق پادشاه در مناصب کلیدی قرار گرفتهاند و از آزادسازی اقتصادی مراکش برای منافع خود بهرهبرداری میکنند. منتقدان سرسخت حکومت اعتقاد دارند که روند اصلاحات یک تله است; تلهای برای منحرفکردن افکار عمومی از این واقعیت که قدرت همچنان در یک نفر متمرکز است و گروهی از تکنوکراتهای «بله قربان، گو» از این وضعیت سوءاستفاده میکنند.
«ابوبکر جمای» سردبیر هفتهنامهء فرانسویزبان «ژورنال» یکی از مجلات معترض مراکش میگوید: «آنها سر ما کلاه گذاشتند. ملکمحمدششم زمانی که به قدرت رسید سرمایهء سیاسی زیادی داشت ولی آن را به هدر داد.»
در ماه فوریه جمای به پرداخت بزرگترین جریمهای که تاکنون در مراکش برای تهمت زدن برای یک فرد وضع شده است، محکوم شد. وی دولت مراکش را متهم کرد به یک گروه مشاورهء بلژیکی، پول پرداخته است تا در مورد مناقشه صحرایغربی گزارشی به هواداری از دولت مراکش منتشر کند.
«تلکوئل» یک هفتهنامهء فرانسوی زبان دیگر، نیز دو بار به اتهام تهمتزدن با جریمههایی که تطابقی با جرم نداشت، مواجه شد. این هفتهنامه پس از چاپ گزارشهای انتقادی در مورد نظام پادشاهی جریمه شد. سیستم قضایی مراکش مشهور به خوش خدمتی به پادشاه است.
آشکارترین نمونه از این روند قضایی متهمکردن «نادیا یاسین» دختر رهبر گروه «عدالت و نیکوکاری»- یکی از گروههای اسلامی غیرقانونی اعلام شده مراکش- است. وی به علت اینکه در مصاحبه با یک مجله گفته بود «مراکشیها اگر شاه نداشته باشند، نمیمیرند»، به اتهام اهانت به پادشاه به دادگاه فراخوانده شد. یاسین که یک فرد برجسته رسانهای است، از این دادگاه برای انتشار انتقادات خود از رژیم و رد کردن اصلاحات دموکراتیک سطحی و دفاع از شاخهای صوفیگرایانه از اسلام به عنوان نوشدارویی برای خشونت استفاده کرده است. وی تغییر مادهء 19 قانون اساسی را که در آن پادشاه «امیرالمؤمنین» نامیده شده است، خواستار شد.
«احمد بن کمزی» سردبیر «تلکوئل» در مورد دستاوردهای اصلاحات خوشبینتر است و این واکنشهای سیاسی را طبیعی میداند، با این حال وی نگران است. وی گفت: «پادشاه باید بداند که به خاطر خودش باید دموکراتیک شود و وضعیت کنونی پایدار نیست.»
مراکشیها هم ناراحتند. امیدهای زیادی که فقیران به پادشاه جدید داشتند، برآورده نشده است. بهرغم رشد، مراکش همچنان یک پادشاهی مطلقه است که در آن هم فقر هولناک و هم ثروت بیاندازه وجود دارد. تقریبائ هر روز فارغالتحصیلان بیکار مقابل پارلمان تظاهرات میکنند و خواستار شغلهای دولتی هستند. شغلهایی وجود دارد که اگر چه حقوق کمی دارند ولی حداقل امنیت شغلی بالایی دارند. رشد متوسط پنج درصدی طی پنج سال گذشته چندان در ایجاد شغل و یا بهبود وضع اسفناک فقرا تاثیری نداشته است.
در ماه دسامبر چند نفر خودشان را آتش زدند و فریاد میزدند یا شغل اداری یا مرگ. هیچ کدام کشته نشدند اما بسیاری به شدت سوختند. سیستم آموزشی _رو به افول مراکش نتوانسته چندان مردم مراکش را برای همکاری با بخش خصوصی آماده کند.
در سال 2000 قانونی در مورد نظام آموزشی با هدف بهبود اوضاع تصویب شد اما این قانون هیچگاه اجرا نشد. مخالفت از سوی اتحادیهء معلمان و دیگر گروههای مرتبط به شدت زیاد بود. سیاستمداران عمومائ چندان تمایلی ندارند و یا قادر نیستند که اصلاحاتی را که پادشاه رهبری آن را به عهده نگرفته است، اجرا کنند. حتی حزب اسلامگرای عدالت و توسعه ( PJD ) که انتظار میرود در انتخابات پارلمانی پیروز شود، به قوانین «بیع» یعنی پیمان سنتی وفاداری به پادشاهی احترام میگذارد. تاکنون این حزب مواضع جدیدی در متفاوت نشان دادن خود در زمینههای سیاسی ارایه کرده است. نوآورانهترین ایدهء اقتصادی که این گروه ارایه کرده، این است که مراکش برای رونق گردشگری به جای جذب گردشگران جوان که از نظر اخلاقی بیقیدوبند هستند، برای بازنشستگان اروپایی خانه بسازد.
همچنین عدم توجه کافی به مناقشهء صحرایغربی وجود دارد. اصلاحطلبان اعتقاد دارند که دادن استقلال به صحرا در حالی که مراکش دموکراتیکتر باشد به دولت مراکش موضعی قویتر در برابر جداییطلبان صحرا و حامیان بینالمللی آنها میدهد.
در آستانهء پایان یافتن مهلت سازمانمللمتحد برای ادامهء گفتوگوهای صلح متوقف شده، پادشاه از احزاب سیاسی خواست که نظرات خود را برای حل این مناقشه ارایه کنند. البته قابل پیش بینی بود که آنها نیز به نظرات مهم پادشاه مبنی بر اعطای استقلال محدود منطقهای تاکید کردند.
ملک محمد با حفظ تمامی اهرمهای قدرت در اختیار خویش، تضعیف بدنهء سیاسی که توسط پدرش بنا شده بود تداوم بخشیده است. پادشاه و نه دولت، وزارتخانههای دفاع، خارجه و کشور و همین طور کمیسیونها و اختیارات پیشنهاد دیگری را در اختیار دارد. وی مهمترین کشاورز، بانکدار و سرمایهدار کشور است. بسیاری از ایدههای نوآورانه طی چند سال گذشته، تحقیقات کمیسیون برابری و آشتی در مورد نقض حقوقبشر در دوران ملک حسن، یک طرح جاهطلبانه توسعهء انسانی برای حذف فقر، انتشار گزارشی در مورد پنجاهمین سالگرد استقلال مراکش که در آن انتقادات مستقل بیسابقهای از سیاستهای دولت انجام شده بود، همگی طرحهای سلطنتی است.
در تعداد زیادی از ساختمانهای عمومی، کافهها و مغازهها، همچنان تصاویر ملک حسن در قابهای طلایی تصاویر ملک محمد را تحت شعاع قرار داده است. در دههء 90 مراکشیها به شدت منتظر بودند که ملک محمد به مانند کاری که «خوان کارلوس» پادشاه اسپانیا در دیگر سوی تنگه «جبلالطارق» دو دههء پیش انجام داده بود، تغییرات دموکراتیک را انجام دهند اما مراکش هیچ طرح کلی برای تغییر ندارد.
پادشاه معروف به این است که آدم خوش بیانی نیست. مصاحبههای کمی انجام داده است و در سخنرانیهای سلطنتی چندان راحت نیست. به نظر میرسد اینکه ملک محمد، خوان کارلوس دیگر شود انتظار بیش از حدی باشد ولی مراکشیها میخواهند حداقل دورنمای روشنی از دولت آینده خود داشته باشند.