*چه زمانی برای اولین بار نام «انرژی هستهای» به گوش شما خورد؟
**در دبیرستان وقتی انواع انرژیها را تدریس میکردند، بحت انرژی اتمی، تئوری اینشتین، بمب اتمی که آمریکا بر سر ژاپنیها انداخت و.. بود. از سال 1350 بحث انرژی اتمی و بحث استفاده از تکنولوژی هستهای مطرح بود.
*1350، دبستان میرفتید؟
**من آن زمان 10 سالم بود. نه ببخشید 15 سالم بود.
*کجا تحصیل میکردید؟
**میان کوه خوزستان. در امیدیه یک منطقهء شرکت نفتی بود. منطقهای هست که در آنجا روزی حدود یک میلیون بشکه نفت تولید میشود.
*شرایط اجتماعی و فرهنگی آن زمان خوزستان با توجه به حضور گستردهء آمریکاییها و انگلیسیها چگونه بود؟
**ریشههای فرهنگی اسلام شیعه به دلیل اینکه خوزستان محل ورود شیعه به ایران است، در آنجا بسیار قدرتمند است. افراد شرکتهای خارجی هم آنجا بودند. یک فرهنگ کاملائ اسلامی ولی خب حکومت یک حکومت شاهنشاهی بود و بیشتر از این شرکتهای خارجی حمایت میکرد.
*در کدام دانشگاه درس خواندید؟
**لیسانس ریاضی را از دانشگاه جندی شاپور اهواز گرفتم. بعد از آن فوق لیسانس مدیریت صنعتی بازرگانی را از دانشگاه علامه طباطبایی تهران گرفتم.
*در زمانی که در دانشگاه جندی شاپور درس میخواندید اساتید برجستهای در آنجا مشغول بودند؟ کسی را به خاطر دارید؟
**بله. دکتر کرم زاده را داشتیم که از اساتید معروف جهان هستند و هنوز هم در دانشگاه اهواز تدریس میکنند. آقای دکتر موری هم بودند که امروز آمریکا هستند و...
*به نظر شما، چرا بخش بزرگی از اساتید برجستهء دانشگاههای معتبر ایران مثل همین دانشگاه جندی شاپور اهواز از ایران مهاجرت کردند؟
**بحث جذب نخبگان در کشور مطرح است. بحث این است که معمولائ افراد دانشمند به محیط آرامی علاقه دارند که در آن محیط کار علمی خود را انجام دهند. در سیستم مدیریتی کشور ما همه چیز دولتی است و سازمانهای غیردولتی که باید روی تحقیقات کار کنند در ایران کم هستند.
*در روزهای اول انقلاب با استادان خود در دانشگاه جندی شاپور برخوردی داشتید؟
**من همیشه برای استادان خود احترام قایل بودم. مخصوصا وقتی قبل از انقلاب اعتصاب کردیم و سر کلاس نمیرفتیم دکتر کرم زاده میگفت که به سر کلاسهای خود بروید. پرسیدم مگر شما طرفدار شاه هستید؟ گفت، نه. شما بروید علم یاد بگیرید. هر حکومتی سر کار بیاید به علم شما نیاز دارد. تکلیف علم را از سیاست جدا کنید. علمتان را یاد بگیرد و بعد در خیابانها علیه حکومت شعار بدهید.
*ولی اگر میخواستید علم یاد بگیرید چه وقت میآمدید خیابان تا شعار بدهید؟
** میگفتند تظاهرات و کار سیاسی خود را بیرون از دانشگاه انجام بدهید. این حرف حکیمانهای است. دانشجوهای ما باید در دانشگاهها کار علمی کنند. در بیرون دانشگاه حزب تشکیل دهند و تظاهرات کنند.
*در ماههای آغاز پس از انقلاب شعاری بود که میگفتند «یا روسری یا توسری» طرح این شعار به چه شکل بود؟
**افراد تندرو و نادان این شعار را میدادند یا دست اجانب بود برای ایجاد تفرقه. ما باید شعار میدادیم که «به خاطر رعایت اسلام و احترام به خواست خدا حجاب بگذارید» با زور که نمیشود حجاب گذاشت.
*خب اگر معدود زنانی میگفتند ما نمیخواهیم از روسری استفاده کنیم، چه میگفتید؟
**حرف ما با این گروه از افراد این است که به خاطر احترام به اسلام و خدا حجاب بگذارید نه به خاطر فشارها و برخوردهای بد این افراد تندرو. در قرآن و در اسلام بحث حجاب توصیه شده است و خدا با حجابها را دوست دارد و آنها هم خدا را دوست دارند.
*خب اگر انتخاب به خود افراد واگذار شود، چه؟
**ما چون به تفکر شیعه معتقدیم، علمای ما و قانون مملکت برای حجاب یک حداقلی را توصیه و تاکید کرده اند. انتخاب افراد باید در چارچوب قانون شرع باشد. یعنی برای احترام به قانون افراد حداقل حجاب را رعایت کنند نه به عنوان تحمیل زور. برای قانون مملکت. شما هر کشوری میروید باید قانون آن کشور را رعایت کنید.
*این حداقل حجاب برای زنان چیست؟
** ما چون مسلمانیم باید ببینیم در قرآن چقدر گفته است حجاب داشته باشیم. هر چه در قرآن گفته را رعایت کنند هیچ کس هم حق ندارد بیشتر از آن، از آنها توقع داشته باشد.
*چقدر گفته شده در آنجا؟
**برای خانمها هدف پوشش باوقار و باشخصیت است. شما ممکن است برخی از خانمها را ببینید که موهای سرشان هم بیرون است ولی در آنها شخصیت و وقار احساس میکنید. خانم خودش میفهمد که چقدر وقار خود را به بیننده منتقل کند. پوشش باید طوری باشد که برجستگیهای بدن آنها را بگیرد و در مخاطب اثر منفی نگذارد.
*برای آقایان چطور؟
**برای آقایان هم به همین ترتیب. زمانی به آستین کوتاه گیر میدادند. آستین کوتاه در اسلام خلاف نیست. در اسلام به موی افراد گیر نمیدهند، اینکه بلند باشد یا روغن به سرشان بزنند.