تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۲  ، 
کد خبر : ۸۱۸۴۳
آسیب‌شناسی شکاف نسل‌ها

من تو را نمى فهمم!!


غلامرضا مقدم
پدر حرف پسرش را قبول ندارد، مادر مدام در حال دعوا با دختر است، هیچ کس نمى خواهد حرف دیگرى را بپذیرد! چون مدعى است که حرف خودش صحیح است نه بقیه... اما، این وسط معلوم نیست که این دعواها و بگومگوها بر سر چیست؟ و اصلا حق با کیست؟
پدر مى گه: عجب دنیایى شده! کوچکترا دیگه یادشون رفته بزرگ ترى هم دارن. ناسلامتى بزرگ ترى گفتن، کوچیک ترى گفتن! نه این که هر چى بزرگاشون مى گن به سخره بگیرن!
مادر مى گه: تو این دوره زمونه، حجب و حیا دیگه معنى نداره! دخترا جلو روى مادرشو وامیستن و هر چى مى خوان مى گن! جل الخالق!
پسر میگه: آخه! حرفمو به کى بگم؟ کى گوش مى کنه؟! هر وقت اومدم تو خونه یه حرفى بزنم پدرم زد تو ذوقم و گفت: بچه حرف نزن! عقلت به این حرفا قد نمى ده!
دختر مى گه: بابا و مامان فکر مى کنن امروزم مثل دیروزه! پس باید مثل اونا زندگى کنیم...

معمولا این قبیل حرف ها و اختلاف هاى خانوادگى در اغلب خانه ها به چشم مى خورد. اما، این که چرا و به چه علت، معلوم نیست! جامعه شناسان و کارشناسان رفتارهاى اجتماعى بر این باورند که علت اصلى این قبیل اختلافات میان نسل امروز و دیروز جامعه، ناشى از پیامدهاى وسایل ارتباط جمعى و گسترش روزافزون رسانه هاست. تغییر و دگرگونى از ویژگى هاى جوامع بشرى است. نسل ها از پى هم مى آیند. هر نسل تجربیات نسل قبل را با تجربیات خود در آمیخته و به یافته هاى جدید دست مى یابد که تغییراتى را در روش زندگى او پدید مى آورد. تا به حال این تغییرات به کندى و در درازمدت انجام گرفته است، اما امروزه رشد سریع وسایل ارتباط جمعى و سرعت انتقال اطلاعات و استفاده از وسایل ارتباطى نظیر ماهواره، رایانه، اینترنت و حتى رادیو و تلویزیون سبب شده تا روند این تغییرات سرعت بیشترى به خود بگیرد و همین سرعت در تغییرات اجتماعى باعث به وجود آمدن نوعى سازگارى روانى، اجتماعى و اخلاقى بین نسل ها شده است.
مهدوى، جامعه شناس مى گوید: «عمر جوانى به هیچ وجه با معیار سن و سال قابل تعریف و تطبیق نیست، بلکه جوانى دوره اى خاص است که انسان نه مانند دوره کودکى منفعل محض است و نه مانند دوره بزرگسالى از نظر شخصیت و منش، شاکله غیرقابل انعطافى دارد. او دوره اى را طى مى کند که توانایى شکل دادن به شخصیت یا هویت خود را در ابعاد مختلف فردى و اجتماعى دارد.»
خانم روغنچى، مربى امور تربیتى به عنوان یک مادر مى گوید: «متاسفانه رشد و تکثیر بى رویه فرهنگ بد آموزى هاى اجتماعى که متاثر از فرهنگ هاى مختلف دیگر جوامع است، باعث گردیده نسل جوان آن طور که باید و شاید مسیر اصلى خودش را پیدا نکند. در واقع، احساس مى شود برخى از جوانان جامعه بر سر چند راهى زندگى قرار گرفته و در انتخاب خود دچار شک و دودلى شده اند!!»
* خود شما چگونه با این وضعیت کنار آمدید؟
** خوشبختانه، محیط خانه ما از هر لحاظ سالم است. من و همسرم بر سر این قبیل رفتارها که گاهى بچه ها بروز مى دهند، به واکنش مقبول و معقول و مطابق با خواسته هاى مقبول بچه ها تن مى دهیم.
* مى توانید نمونه اى بگویید؟
** نمونه بارز خواسته هایى که بعضى اوقات بچه ها توقع دارند، تهیه پوشاکى است که امروز دم به ساعت «مد» مى شود و این مساله تا حدودى با هنجارهاى اجتماعى و فرهنگ جامعه مغایرت دارد. لذا، من و پدرشان با حرف و نصیحت هاى طولانى و گاهى اوقات چندین روز، فکرشان را به این سمت سوق مى دهیم که خواسته شان نامعقول و بى مورد است. وقتى قبول نمى کنند دلیل و برهان مى آوریم که مثلا مضحکه عام و خاص مى شوید، انگشت نما مى شوید و... تا نهایتا مى پذیرند...
زهیرنژاد، آسیب شناس اجتماعى در این باره مى گوید: «شکاف بین نسل ها پدیده اجتماعى است که تمام جوامع خواهان استفاده از تکنولوژى و صنعت، خواه ناخواه با آن مواجه مى شوند و هر چه بر سرعت پیشرفت هاى مبتنى بر دانش فنى افزوده مى شود، تعارض بین نسل ها نیز عمیق تر خواهد شد.»
تفاوت هاى جوامع سنتى و مدرن به رفتار جوانان در این دو جامعه بازمى گردد. به طورى که در جامعه سنتى، فرد به محض رسیدن به سن بلوغ و حتى قبل از بلوغ، با قبول مسوولیت و حتى تحمیل مسوولیت در امور خانواده و سرانجام تشکیل خانواده وارد دنیاى بزرگسالان مى شد. در این وضعیت نوعى تعادل نسبتا کامل بین اجزا و عناصر اجتماعى وجود داشت. به طورى که عناصر نظام اجتماعى به طور هماهنگ و متناسب، نیازهاى همدیگر را برآورده مى کردند. اما، در جامعه مدرن و صنعتى امروز، مشابهتى بین صفات و رفتار جوان این جامعه و جامعه سنتى مشاهده نمى شود. یعنى نسل جوان امروزى تا زمانى که تحت مراقبت خانواده است عهده دار شدن مسوولیتى را تجربه نمى کند و رفتارش براساس خواسته هایى است که بعضا ناممکن هستند.
پدرى مى گوید: «در خانه پسرى دارم که رفتار و اخلاقش مرا دیوانه کرده است! مدام حرف هاى قلمبه، سلمبه مى زند و خواسته هایى دارد که برآورده کردنش براى من ممکن نیست.»
* مگر چه توقعى دارد؟
** اى کاش خواسته اى داشت که بتوان آن را با پول فراهم کرد! او مى خواهد من تغییر رفتار بدهم و به قول معروف امروزى فکر کنم در حالى که من متعلق به نسل گذشته جامعه هستم و این کار براى من شدنى نیست. من به اخلاق و رفتار و آداب و رسوم قدیمى خو کرده ام و جایگزین کردن عادت هایى دیگر به جاى این رفتار، معقول نیست.
زهرا سلیمى20 ساله مى گوید: «آن چه امروز به عنوان رویا و آرزوهاى جوانى محسوب مى شود، براى سایر اقشار جامعه نامعقول، ناپسند و نابهنجارى به حساب مى آید. در حالى که نوع زندگى با گذشته فرق کرده و هنجارها و رفتارها عوض شده و این مساله را بزرگترها نمى خواهند قبول کنند.»
اختلاف در عقاید، ارزش ها، هنجارها و سبک زندگى میان دو نسل موجب فقدان تفاهم خانوادگى و جدا افتادن فرزندان از والدین مى شود که این امر خود در بروز بزهکارى، قتل هاى خانوادگى، اعتیاد و شیوع بیمارى هاى روحى به خصوص پرخاشگرى و افسردگى میان جوانان بسیار مهم تلقى مى شود...
شکاف نسل ها
اتکاى نسل جدید به فن آورى هاى جدید در تمام زوایاى زندگى اجتماعى باعث به وجود آمدن نوعى تفکر خودمحورى در میان آنان شده، به طورى که خود را آگاه تر از گذشتگان مى دانند و دیگر حاضر به پذیرفتن تجربیات نسل گذشته نیستند.
شکاف بین نسل ها گرچه در تمام روابط اجتماعى قابل رویت است، اما بیشترین نمود آن را میان خانواده ها مى توان دید.
جامعه شناسان در بیان علت ها، دیدگاه هاى متفاوتى دارند. گروهى به وجود جامعه در حال گذار سنتى به صنعتى اشاره دارند و معتقدند جامعه ایران یک جامعه در حال گذار است، بنابراین طبیعى است که نسل دیروز و امروز به دلیل تحولات و دگرگونى هاى سریع نتوانند همدیگر را به خوبى درک کنند و نهایتا ارتباط نزدیک و کاملى با یکدیگر برقرار نمى سازند... برخى دیگر معتقد به تحولات فرهنگى بعد از انقلاب 57 هستند و مقوله شکاف نسل ها را از این دریچه مى نگرند.
مهدوى جامعه شناس و استاد دانشگاه پیرامون شکاف نسل ها مى گوید: «تغییرات اجتماعى که تمام جنبه هاى زندگى ما را فرا گرفته است بر ارتباطات درونى جامعه و نسل ها تاثیر مى گذارد. بنابراین ما چه بخواهیم چه نخواهیم با چنین پدیده اى در جامعه مواجه مى شویم، منتها نکته مهم ارتباط این پدیده با فرهنگ جامعه است. اگر فرهنگ پذیرى یعنى پذیرفتن فرهنگ متفاوت موجود در جامعه به شکل یک سویه انجام شود، شکاف بین نسل امروز و دیروز عمیق مى شود.»
... در هر حال بین عوامل گوناگونى که به ایجاد شکاف بین نسل ها دامن مى زند، ورود تکنولوژى و دانش فنى، تحصیل و رشد آگاهى جوانان امروز، ضعف در انتقال فرهنگ گذشتگان و مواردى این گونه، همه در اختلاف نسل ها و بحران جدایى جوان امروز و دیروز، موثر هستند. بنابراین، جامعه موظف است با توجه به پیشرفت تکنولوژى و وسایل ارتباط جمعى و مخدوش شدن ذهن جوانان با این مسایل، نسبت به جایگزینى مناسب رفتارها اقدام کند، چون بحران شکاف نسل ها جدى است!!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات