*آثار موجود در هر پنج فرهنگسرا (ملل، اندیشه، اشراق، کودک و سلامت) تصاویرى از اماکن زیارتى و مقدس هستند، راجع به این سفرها صحبت کنید.
**این نمایشگاه عکس، حاصل دو سفر معنوى به شهرهاى مختلف کشور عربستان از جمله مکه مکرمه و مدینه منوره بود. مى توانستم سیره پیامبر و حضور ایشان را در آن مکان ها احساس کنم. سعى کردم عکس هایم در هر نمایشگاه متفاوت باشد. به جز یکى دو مورد که شاخص بود و عمداً به صورت مشترک در همه نمایشگاه ها روى دیوار رفته است. ابعاد این عکس ها 40*30 و تعداد آن ها در هر فرهنگسرا صدوپنجاه قطعه رنگى بوده که از بین هزاران فریم عکس انتخاب شدهاند.
* براى گرفتن عکس، در عربستان با چه مشکلاتى مواجه شدید؟
** من تلاش زیادى کردم تا راه را براى جوانان خوب و متعهد کشورم باز کنم. مطلبى را صادقانه مى گویم. وقتى در کشور عزیز خودمان با هجمه فرهنگى غرب، ماهواره ها، دى وى دى ها و انواع وسایل تهاجم فرهنگى مواجه هستیم، عکسبردارى از حضور مردم خوب کشور در اماکن مقدس و پاسدارى از ارزش هاى اسلامى کشورمان، برایم بسیار مشکل است. گاهى مى گویند باید وابسته به جایى باشید! گاهى نامه و دستور ادارى مى خواهند تا بتوانیم حضور مردم را منعکس کنیم. دیگر از عملکرد کشورهاى بیگانه چه توقعى مى توان داشت. عده اى در عربستان، عکسبردارى را حرام مى دانند. فریاد مى زنند: حرام، حرام.
حتى دو مرتبه دوربین مرا به قصد شکستن گرفتند و با فریاد «عفواً، عفواً» توانستم دوربین را پس بگیرم.
بازدید کننده اى در یکى از نمایشگاه هایم مى پرسید: «چرا از مسجد الحرام عکس نمى گیرید؟!» باید بگویم از بردن دوربین به داخل مسجدالحرام، ممانعت مى شود. خدا مى داند چه مسیرهایى طى کردم. اطراف کوچه و پس کوچه هاى مکه و اماکن تجارى، اطراف هتل هاى چند طبقه مى رفتم تا بتوانم یک عکس از مسجدالحرام بگیرم. عاقبت به مدد الهى توانستم عکس دلخواهم را بگیرم.
* خاطره خاصى دارید که بخواهید تعریف کنید؟
**در حیاط مشرف به حرم مطهر حضرت رسول خدا (ص) قدم مى زدم. پدر و مادر امریکایى با فرزند سیاه پوست خود در حال عبور بودند. از چهره فرزندشان خیلى خوشم آمد. از مرد خواستم که اجازه بدهد از فرزندش عکسى بگیرم.
او معرفىنامه یا کارت خواست. کارتى همراه داشتم که به انگلیسى نوشته شده بود. به او دادم. با خوشرویى قبول کرد و از فرزندش عکس گرفتم. ارادت مردم از ملل مختلف در مدینه منوره مى تواند پاسخ خوبى به آن هایى باشد که فکر مى کنند گردى روى خورشید پاشیده اند و روى آن را پوشانده اند.
براى یک عکس غروب مدینه و نماز مغرب، یک هفته درگیر و معطل بودم تا این که به مدد خداوند لحظه دلخواهم رسید و عکس گرفتم.
* عکسها به مدینه و مکه مربوط است. اما عنوان «پیامبر رحمت در جهان خشونت» را بر آن گذاشته اید. چه ارتباطى بین موضوع نمایشگاه و عنوان آن وجود دارد؟
**من سعى کردم ارادت تمام ملت ها و مردم جهان را به پیام آور الهى به تصویر بکشم. عده اى جاهل تلاش مى کنند با کشیدن و انعکاس کاریکاتورهاى غیراخلاقى، شأن پیامبر اسلام (ص) را در نظر مردم کم کنند. من در این نمایشگاه ها ارادت مردم را از تمام نقاط جهان به پیامبر(ص) نشان داده ام. جهانى که خشونت، پیشه سردمداران آن است و در پوشش دفاع از حقوق بشر، حتى مردم خود را با وجود سالخوردگى به جرم ضدجنگ بودن، دادگاهى مى کنند. آن ها خود را صلح طلب و ضدتروریست و مدافع حقوق بشر مى دانند، و امتى را که در تأسى از پیامبر رحمت (ص) هستند (در قرآن کریم حضرت محمد (ص) مکرراً به عنوان پیامبر رحمت در عالمیان مطرح شده است)، خشونت طلب معرفى مى کنند. کجا و کى پیام آور الهى از خشونتى که در اسراییل صورت مى گیرد و خانه هاى مردم را بر سرشان خراب مى کنند، دفاع کرده است؟!
عمل این جاهلان که از سوى سران اروپایى حمایت مى شوند، باعث تقویت ارادت مردم دنیا به پیامبر خدا مى شود. اینان نمى توانند به طبل حقوق بشر بکوبند. چون خود ناقض حقوق بشر در امریکا هستند. زندان هاى ابوغریب و گوانتانامو و دیگر نقاط جهان شاهد این ادعا هستند. معمار حقوق بشر، پیامبر رحمت (ص) است. روزى از کسى که خاکستر برسر ایشان مى ریخت، خبرى نشد. حضرت، سراغ آن مرد را گرفتند و متوجه شدند که او بیمار است. به ملاقات آن مرد رفتند.
اما برخى از سران امریکا و غرب، ترور، کشتار و خراب کردن خانه هاى مردم فلسطین بر سرشان را مایه فخر و مباهات خود مى دانند. حضرت محمد (ص) مدافع مردم بودند، با مهربانى و ملاطفت ایشان بود که مردم اسلام آوردند. مدعیان دروغین حقوق بشر به مردم خود رحم نمى کنند، چه رسد به مردم کشورهاى دیگر...
*به عقیده شما عکس خوب چه ویژگىهایى دارد؟
**در پشت عکس خوب، خالق یکتا دیده مى شود. آن چه از جنس انسان، طبیعت، حیوان، آسمان و زمین، دریا و اعماق زمین و حتى کرات باشد و نشانگر یک خالق تواناست. این تصاویر، پیام دارند و اگر هنر روز هم در آن به کار گرفته شود، نور على نور خواهد بود. اگر در عکسى، هنر به کارگرفته نشود، ممکن است پیام داشته باشد. و اگر تنها به بعد زیباشناختى آن توجه شود و پیام نداشته باشد، ماندگار نخواهد بود، عکاس با دید خود آن چه را که حقیقت است، عکسبردارى مى کند. عمق، کادر، وضوح رنگ و دیگر موارد هم در القاى پیام و هم در بعد زیباشناختى کمککننده هستند.
* بازدید از نمایشگاه براى شما راضىکننده بود؟
** با مراجعه به دفاتر انتقادات و پیشنهادات و نظراتى که مردم خوب کشورم نوشته بودند، متوجه شدم که نتیجه خوبى داشته و باید بگویم عالى بوده است. مردم کشور ما، عاشق آثار هنرى هستند. به ویژه که ارزش هاى اخلاقى و اسلامى در آن ها لحاظ شده باشد. به همین دلیل هم بدون این که مسوولان و متولیان فرهنگ و هنر، یک ریال کمک کنند، بنا به خواست مردم تا به حال 22 نمایشگاه عکس برگزار کرده ام. خداوند توفیق بدهد با یارى همین مردم جلو خواهیم رفت.
* فکر مىکنید چه عواملى باعث مى شود که مردم از نمایشگاه آثار هنرى استقبال کنند؟
**ابتدا موضوع نمایشگاه هنرى، پیام دهى آن به مخاطب و در مرحله بعدى محل برگزارى، نحوه چیدمان کیفى آثار، نورپردازى و اطلاع رسانى درباره زمان و محل برگزارى نمایشگاه از عواملى هستند که در استقبال و حضور چشمگیر بازدیدکنندگان تأثیر بسیارى دارند.
* براى نزدیک کردن هنرمند به مخاطب، چه راهکارهایى را مؤثرتر مىدانید؟
** هنرمند باید از دروغ گفتن و ارایه تصاویر و مطالب غیرصادقانه پرهیز کند. او باید در عین صداقت، منصف باشد. هنرش و پیام آن را براى خوش آمد دیگران تغییر ندهد خود را در خدمت مردم قرار بدهد. هنر هر هنرمندى در مرحله نخست، وطن دوستى است و هنرمند کسى است که مردم وطنش، خریدار آثار او باشند، نه افرادى که با اهداف خاص و کشش هاى دنیایى، هنرمند را به خلق آثار بى هویت ترغیب مى کنند و او را هر لحظه از کشور و مردم وطنش دور مىکنند.
من در انجام کارهایم، چه عکسبردارى و چه فیلمبردارى سعى کرده ام مگس صفت نباشم که هر جا بدى و زشتى حضور دارد، آن جا تمرکز کنم. کشور ما زیبایى ها و محاسن بسیارى دارد. جوانانى دارد که ایران را در انرژى صلح آمیز هسته اى، در ردیف کشورهاى پیشرفته قرار دادند. جوانانى که در المپیادهاى علمى، ورزشى و فرهنگى، رتبه نخست جهانى را کسب کرده اند. قهرمان ها و جانبازان هشت سال دفاع مقدس را دارد که مایه فخر مملکت ما هستند. به یکى از هنرمندان که خیلى مدعى بود و از همه فیلم هاى دفاع مقدس انتقاد مى کرد، گفتم: به زعم حضرت عالى همه بد کار مى کنند. بیا این دوربین تصویربردارى حرفه اى. تو خوب بساز.
او رفت و دیگر ندیدمش. البته که رشادت رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را هیچ فیلمسازى نمى تواند به تصویر بکشد. بانوانى را که به عنوان مادر، پشتیبان جبهه بودند، چه کسى مى تواند حق این مادران را به جا بیاورد و دین خود را به آن ها ادا کند. زنى را مى شناسم که پس از شهادت همسرش مى گفت: من لیاقت ادامه زندگى با یک آدم ملکوتى را نداشتم. او لایق خود را که خداوند بود، پیدا کرد.
*آثارتان شما را راضى مى کنند؟ به عقیده خودتان به چه میزان، حرفهاى کار مى کنید؟
**زمانى که خودم را حرفه اى بدانم، زمان افول من خواهد بود. دیگر پیشرفت و تعالى در کارم نخواهم داشت. ولى کارهایى که تا به حال انجام داده ام سعى کرده ام به معیارهاى حرفه اى نزدیک باشد. فعالیت فیلمسازى مستند در کشور لبنان از برون مرزى سیماى جمهورى اسلامى و شبکه اول واحد مرکزى خبر پخش شد. از آن جا که اعتقاد به ارزشیابى دارم. آثارم در ارزیابى شبکه و نظرخواهى مردمى، بالاترین نمره را کسب کرد. به ویژه برنامه اى که سه ماه قبل از سال تحویل درباره سفره تحویل سال در جبهه تهیه کردم. این برنامه با استقبال مردمى روبه رو شد. این برنامه، رزمنده ها را در زمان سال نو، سر سفره هفت سین نشان مى داد و خانواده آن ها را به آرامش دعوت مىکرد.
* گویاترین هنر از بین هفت هنر کدام است؟
**گویاترین هنر، تصویر و سینماست. وقتى که هنرمند اول، خالق هستى، انسان را آفرید، به او حرکت داد. این حرکت باعث شد با تفکر و اندیشه و استفاده از طبیعت و آن چه او را احاطه کرده به تعالى برسد و تفکرات خود را به دیگران انتقال دهد. تصویر و سینما در قالب حرکتى خود، گویاترین هنر به حساب مى آید. ممکن است فردى با دیدن یک عکس، خاطرات چندین ساله خود را مرور کند و به یاد بیاورد. ولى تصویر در سینما به خاطر تحرک و صدا طبیعى تر جلوه مى کند. پویایى، تصویر رو به جلوست و سکوتى در آن مشاهده نمى شود. ایستایى ندارد. اثرگذارى آن بر مخاطب بیشتر است. بیننده با همذات پندارى گاهى بخشى از زندگى خود را همسان با آن قهرمان مىبیند.
* در سالهاى اخیر، سینماى ایران تا حدودى به سمت سوژه هاى کلیشه اى و یا اگر اغراق نباشد، به سمت موضوعات شبیه به فیلمفارسى کشیده شد. آبشخور این نقیصه کجاست؟
**فکر مى کنم یکى از عواملى که باعث پسرفت هنرمندان و خارج شدن آن ها از گردونه مى شود و یا عده اى را به استفاده از سوژه هاى تکرارى، عشقى و توخالى وا مى دارد، این است که همدیگر را قبول ندارند. اگر همکاران، همدیگر را قبول داشته باشند و زیرپاى دیگرى را خالى نکنند، مافیاى سینما از بین خواهد رفت. افرادى که خارج از چارچوب واقعى فیلمساز مى شوند، خود به خود از این دور خارج خواهند شد.
ما مىتوانیم با تشکیل کمیته اى حرفه اى، مرکز بسیار بزرگ تر و بهتر از هالیوود را در کشورمان بسازیم. مى توانیم، چون ثابت کرده ایم که اگر بخواهیم مى توانیم. متولیان فرهنگى باید با هم در این باره تصمیم بگیرند. همدل بودن آن ها مى تواند جامعه را از مشکلات نجات بدهد. باید از افرادى که پتانسیل و تفکر قوى دارند، استفاده شود. باید از افرادى که عمرى را در جهت اعتلاى فرهنگ و هنر کشور، گام برداشته اند، حمایت شود. باید به افرادى که براى خوشامد خارجى ها و دشمنان ملت ما فیلم مى سازند، مجوز ساخت فیلم ندهند. آنان با حلقه هاى فیلم، با آبروى نظام و مردم بازى مىکنند.
این فیلمها باعث مى شود تا خانمى که سال ها از کشورمان دور بوده با دیدن یک فیلم ایرانى در خارج به شدت معترض شود. این خانم مى گفت: فیلمسازها آبروى کشور را با ساخت این طور فیلم ها مى برند و وضع اجتماعى و اقتصادى کشورمان را بدتر از آن که هست، به تصویر مىکشند.
دشمنان هم از این موقعیت، استفاده تبلیغاتى مى کنند. پیشنهادم به دولت و مجلس شوراى اسلامى این است که از تأثیرات سینما و تلویزیون غافل نباشند و فیلم هایى را که تأثیرات مثبت دارند، مورد حمایت قرار بدهند.
*در ارتباط با نمایشگاه عکس «پیامبر رحمت در جهان خشونت» اگر صحبتى باقى مانده بفرمایید.
**در خصوص اولین نمایشگاه عکس «پیامبر رحمت در جهان خشونت»، اطلاع رسانى درستى انجام نگرفت. این کار، کمى با عجله و سریع انجام شد. این نمایشگاه قبل از آن زمانى که من فکر مى کردم، برپا شد. باورم نمى شد این نمایشگاه، به این زودى برگزار شود. سال 84 با آقاى محمدنژاد مدیر نگارخانه اندیشه فرهنگسراى مدرسه مذاکره کردیم. نظرم بر روز بعثت پیامبر اکرم (ص) بود ولى مدیر فرهنگسرا تصمیم گرفتند که عکس ها در پنج مکان و با رهنمودهاى مسوولان سازمان فرهنگى و هنرى شهردارى تهران واحد شمال به معرض دید گذاشته شود.
از زحماتى که در دایر کردن نمایشگاه و چاپ کارت دعوت کشیدند، تشکر مى کنم. از همه عزیزان رسانه ها و مطبوعات هم براى انعکاس خبر و اطلاع رسانى آن قدردانى مىکنم.