فهمى هویدى
برخى کشورهاى عربى از ظهور ایران در صحنه و تلاش براى نشان دادن حضور خود و پر کردن خلاء موجود در قضیه فلسطین نگران شده اند، ولى من مى گویم که آن ها باید خود براى پرکردن خلأ موجود حرکت کنند.
اگر کسى بپرسد که اکنون چه کسى به قضیه فلسطین توجه دارد، با شنیدن این نکته که کسى توجهى به قضیه فلسطین ندارد، غافلگیر مى شود، زیرا بر کسى پوشیده نیست که در خارج از فلسطین تقریباً همه دست از این قضیه کشیده اند و در داخل نیز کشمکش هاى فراوانى میان ریاست تشکیلات خودگردان و رهبرى فتح از یک سو و کابینه فلسطین به ریاست حماس جریان دارد.
زمانى که فلسطین قضیه اصلى جهان عرب شمرده مى شد امت عرب از نیازها و لوازم امنیت ملى خود آگاهى کافى داشت. همان امنیتى که «اسراییل» به شدت آن را هدف قرار داده بود و از زمان تاسیس تهدید آشکارى براى این امنیت به شمار مى آمد. تقدیر در آن بود که در آن زمان در فضاى بین المللى شرایط مناسبى وجود داشت و با حضور شوروى سابق در عرصه تحولات جهانى، جهان به صورت دو قطبى اداره مىشد.
اما این تعادل دوام چندانى نداشت و به دو سبب از بین رفت؛ اول امضاى معاهده کمپ دیوید میان مصر و رژیم صهیونیستى در سال 1978 م که این امر صفوف جهان عرب را دچار شکاف و رخنه کرد و از یک سو جهان عرب تضعیف و از سوى دیگر دروازه ها به روى امریکا گشوده شد و این کشور تاثیراتى منفى بر جهان عرب به ویژه مصر گذاشت. علت دوم هم به فروپاشى شوروى و از بین رفتن قطب دوم جهان باز مى گردد و این امر به واشنگتن امکان داد تا در عرصه بین المللى یکه تاز شود و تصمیم گیرى ها را در این عرصه قبضه کند.
با گذشت زمان جهان عرب شعارى را که سادات در گذشته تکرار مى کرد و مى گفت که 99 درصد برگه هاى برنده در دست ایالات متحده امریکا است، به گردن گرفت و در پى آن همه خود را از قضیه فلسطین کنار کشیدند و کلیدهایش را به دست واشنگتن سپردند.
از زمان امضاى توافق اسلو تا آغاز سال جارى که13سال به طول انجامید، جهان عرب شاهد نمایش شمار زیادى از طرح هاى امریکا و طرح هاى سازش سیاسى بود که تازه ترین آن ها طرح نقشه راه است. در این میان جهان عرب تنها نقش تماشاگر را ایفا مىکند.
همه اینها تقریباً به پایان رسیده است، زیرا «اسراییل» از یک سو طرف فلسطینى را از دور خارج کرده و مدعى شده است که طرف فلسطینى وجود ندارد و تصمیم گرفته که ساخت دیوار را تا آخر ادامه دهد و مرزها را آن گونه که خود مى پسندد، ترسیم و تعیین کند و در این راه همه خواسته هاى فلسطینیان را نادیده گرفته است.
جنبش حماس و پیروزى اش در انتخابات مجلس قانونگذارى و تشکیل کابینه توسط این جنبش بهانه دیگرى است که رژیم صهیونیستى از آن براى موضع گیرى هاى جدید خود سوء استفاده مى کند و تصمیم گرفته اند که کابینه حماس را تحریم کنند. در عمل نیز این طرف هاى (خارجى) که در طول سه دهه گذشته پرونده فلسطین را در دست داشتند، آن را کنار گذاشته اند و این قضیه اکنون بدون «صاحب» شده است.
برکسى پوشیده نیست که برخى از کشورهاى عربى از ظهور ایران در صحنه و تلاش این کشور براى نشان دادن حضور خود و پر کردن خلا، موجود در قضیه فلسطین نگران شده اند. در همین راستا ایران کنفرانس بین المللى حمایت از قضیه فلسطین را برگزار کرد و تصمیم گرفته صد میلیون دلار براى کمک به ملت فلسطین جهت مقابله با محاصره اى که رژیم صهیونیستى و غرب علیه این ملت اعمال مى کند، اختصاص دهد. من مى گویم آن دسته از کشورهاى عربى که این حضور ایران را بر نمى تابند خود باید در جهت پر کردن خلاء موجود حرکت کنند و البته رقابت بر سر کمک به ملت فلسطین هیچ اشکالى ندارد، زیرا منطقى نیست کارى انجام دهیم که از نزول رحمت بر مردم جلوگیرى شود و همزمان از تلاش ها و فرصت هاى نزول رحمت به ملت از هر سویى جلوگیرى کنیم.
از سوى دیگر، تفاهم وهماهنگى با ایرانى ها و دیگران براى اعطاى کمک به مردم فلسطین خواه از طریق اتحادیه عرب باشد و خواه از راه سازمان کنفرانس اسلامى، باید زمینه حمایت مناسب را از ملت فلسطین فراهم کند و فرصت ایفاى نقش واقعى از سوى کشورهاى عربى واسلامى در قضیه فلسطین که اکنون دیگران از آن کنار رفته اند، به دست آید تا به این وسیله از تاثیر فشارهاى امریکایى و اروپایى حداقل در ابعاد مالى و اقتصادى کاسته شود.
نکته تاسف بار دیگر این است که فلسطینیان به مناقشات و کشمکش هاى داخلى میان ریاست تشکیلات خودگردان و کابینه فلسطین مشغول شدهاند.
این کشمکشها از سوى نهاد ریاست تشکیلات خودگردان و هنگامى آغاز شد که این نهاد با کابینه بر سر اختیارات هر یک به مناقشه برخاست. ما مى دانیم که این نهاد خواهان اختیارات بدون تحمل مسوولیت واقعى آن است و حال آن که طرف دیگر مسوولیت ها را بر دوش دارد بدون آن که اختیارات لازم براى انجام وظایفش به آن اعطا شود.
هر چند این کشمکش ها ما را بسیار متاسف و اندوهگین مى سازد، اما آنچه بیشتر مد نظر ماست تاثیر بدى است که این امر بر قضیه فلسطین مى گذارد، زیرا چنین مناقشه اى اگر ادامه یابد به پاداشى رایگان وگرانبها تبدیل مى شود که فلسطینیان به «اسراییلى هایى» که هدف راهبردى خود را به وضوح روشن کرده اند اعطا مى کنند. «اسراییلى هایى» که از هیچ فرصتى براى تحقق این هدف خود فروگذار نیستند و حال آن که فلسطینى ها و همه عرب ها همچنان به دنبال یافتن هدفى هستند که گرد آن جمع شوند. متاسفانه شواهد موجود حاکى از آن است که آن ها هنوز هدف خود را نیافتهاند.