تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۱۸۹۵

پشت به خورشید


حسین شریعتمداری
لاپلاس، ریاضی دان بلندآوازه فرانسوی می گفت؛ اگر شخصی پشت به خورشید در یک کویر حرکت کند، سایه خود را همواره پیش روی خواهد داشت و نباید تصور کند با دویدن تندتر و سرعت گرفتن بیشتر می تواند از سایه خویش سبقت بگیرد، چرا که طبیعت اینگونه حرکت -یعنی پشت به خورشید دویدن- پیش روی داشتن سایه خویش است و چاره آن است که جهت حرکت خود را تغییر دهد.
این روزها، سخن از ائتلاف دو حزب کارگزاران و مشارکت در میان است و از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، خبرگان و در آینده ای دورتر، انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، به عنوان هدف های پیش روی این ائتلاف یاد می‌شود.
ادامه فعالیت احزاب سیاسی -حتی اگر بعد از شکست ها و ناکامی های سخت و پی در پی باشد- حق طبیعی آنهاست و ائتلاف برای رسیدن آسان تر به قله ها و کرسی های قدرت نیز روالی پذیرفته شده است. اما ضروری تر آن که، پیش از شروع دوباره، راه طی شده مورد ارزیابی قرار گیرد و با شناسایی دقیق گام های به غلط پیموده و گام های ضروری ناپیموده، از اولی اجتناب و بر دومی تأکید شود. ولی در افق پیش روی این دو گروه نشانه ای از عبرت و تلاش یا تصمیم برای خروج از غفلت دیده نمی‌شود.
آقای مرعشی، از اعضای اصلی حزب کارگزاران که به تازگی در جایگاه سخنگوی این حزب قرار گرفته، طی مصاحبه ای با خبرگزاری مهر از تلاش کارگزاران برای ائتلاف با تمامی گروهها و احزاب همفکر خبر داده است و در مصاحبه جداگانه ای با خبرگزاری ایسنا، بر درستی راه طی شده تاکید ورزیده است و از هم اکنون می توان حدس زد که اگر قرار است آش همان آش باشد به یقین «کاسه» نیز همان «کاسه» خواهد بود و این بار دو حزب کارگزاران و مشارکت، جز خروج از گردونه اقبال ملت، نصیبی نخواهند داشت، چرا که به قول لاپلاس، همچنان پشت به خورشید می‌دوند!
آقای مرعشی در توضیح «ائتلاف بزرگ» مورد نظر حزب کارگزاران به خبرنگار ایسنا گفته است؛ «حزب کارگزاران سازندگی تاکنون جداگانه با حزب اعتماد ملی، مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب اسلامی کار و حزب اعتدال و توسعه رایزنی کرده است، پس از این رایزنی ها منتظریم همه گروهها با هم وارد صحنه شوند و چنانچه اختلافاتی هم وجود داشته باشد در رفع آن تمام تلاش خود را به کار خواهیم گرفت.»
صرفنظر از وزن و قد و قواره متفاوت احزاب و گروه های یادشده باید پرسید این ائتلاف با چه منظور و برای رسیدن به کدام مقصود صورت می پذیرد؟ آنچه در نگاه اول به نظر می رسد، نقطه مشترک دو حزب کارگزاران و مشارکت و برخی دیگر از گروههای همسو با آنان، مخالفت با جریان به حاکمیت رسیده اصولگرایان است. مخالفت با یک جریان سیاسی و طیف به حاکمیت رسیده می تواند محور ائتلاف باشد و احزاب و گروههای مختلف را گردهم آورد، اما در این میان نکته ظریفی هست که به عمد یا به غفلت از نگاه آنان دور مانده است.
سخنگوی حزب کارگزاران در مصاحبه با ایسنا می گوید: «شعارهای دولت نهم همان شعارهای اوایل انقلاب است که ما -کارگزاران- نیز این شعارها را با اخلاص و در حضور جمع کثیری از نیروهای انقلاب مورد استفاده قرار داده بودیم».
خب! اگر شعارهای دولت نهم همان شعارهای اول انقلاب است و حزب کارگزاران نیز به قول سخنگوی خود خالصانه به دنبال آن بوده و هست، چرا به جای کمک به دولت نهم و همکاری و همراهی با آن، در پی ائتلاف علیه آن هستید؟! ممکن است استدلال کنید که دولت نهم در تحقق این شعارها ناتوان است. بر فرض قبول این فرضیه! -که از اساس باطل است- چرا توان خود را برای همکاری با این دولت که همه روزه بر اقبال مردمی آن افزوده می شود به کار نمی‌گیرید؟!
ممکن است گفته شود -که گفته اند- دولت آقای احمدی نژاد، نیروهای حزب ما -کارگزاران- را به کار نمی گیرد. که ضمن تردید در کلیت این ادعا باید گفت: اولاً؛ مگر تنها راه خدمت و همکاری با دولت، حضور در کابینه و سایر پست ها و مسئولیت های کلیدی است؟ ثانیاً؛ رئیس جمهوری که تا چند ماه قبل او را مرتجع، فاشیست، عقب مانده، بی صلاحیت، عامل اختناق و... می نامیدید و شعارهای زشت و سخیف حزب شما علیه او در و دیوار شهرها را پر کرده بود، چگونه می تواند به شما اعتماد کند و اگر از حق خود بگذرد، با چه توجیه و توضیح، حقی را که مردم به امانت در اختیار او نهاده اند نادیده بگیرد؟ و...
بنابراین، اگر در ادعای خود صادق هستید و بر این باورید که شما نیز همین شعارهای دولت نهم را خالصانه دنبال می کرده اید! ابتدا «تن سیاسی» خود را به قول خواجه شیراز به آب توبه شستشو کنید و آنگاه به خرابات درآیید.
اما، شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که حزب کارگزاران و خواهرخوانده اش حزب مشارکت، از گذشته عبرت نگرفته و درسی که در مکتب انقلاب به کار آید، نیاموخته‌اند.
سخنگوی محترم حزب کارگزاران در مصاحبه با ایسنا، ابتدا تأکید می ورزد شعارهای دولت نهم همان شعارهای اوایل انقلاب است که حزب کارگزاران نیز خالصانه آن را دنبال می کرده است ولی بلافاصله، آنچه در درون حزب می گذرد را بر زبان آورده و در بیانی کاملاً متضاد می گوید: «دولت آقای احمدی نژاد، دولتی است با گرایش های کاملاً متفاوت از دولت های پیشین»! که باید گفت، وقتی از یک سو معتقدید گرایش های دولت احمدی نژاد در نقطه مقابل دولت های کارگزاران و اصلاحات قرار دارد و از سوی دیگر بر این باورید که شعارهای این دولت، شعارهای انقلاب است، به صراحت اعتراف کرده اید که دولت های کارگزاران و اصلاحات در نقطه مقابل شعارها و گرایش های انقلاب قرار داشته اند. آیا غیر از این است؟! و آیا نتیجه دیگر این اعتراف آن نیست که مقصود نهایی از ائتلاف حزب کارگزاران و مشارکت مقابله با راه امام راحل(ره) و بینش و منش انقلاب است؟!
اگر چنین است -که شواهد و قرائن موجود و سوابق و عملکرد گذشته این دو حزب احتمال آن را قوت می بخشد- به آقای هاشمی و یا آقای خاتمی آویزان نشوید. احزاب کارگزاران و مشارکت نشان داده اند که زینت این دو بزرگوار نبوده و نیستند... و البته این دو بزرگوار هم باید گیره هایی را که محل آویز احزاب کارگزاران و مشارکت است از اطراف خود دور کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات