سعداله زارعی
«طرح مباحث اساسی در جمع کارگزاران نظام» ابتکار بدیعی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای ترسیم آینده کشور و انقلاب به کار گرفته اند. در این جمع مسئولان سابق و فعلی دستگاه های کشور از هر سلیقه سیاسی گردهم می آیند و در فضایی صمیمانه با پشت سر گذاشتن منافع خاص جناحی و گروهی- که گاهی فضا را آنقدر تیره و تار می کند که صمیمی ترین همراهان انقلاب را نیز در فهم درست مسایل دچار مشکل می نماید- مسایل اساسی کشور و انقلاب را درمی یابند.
در دیدار سالانه «کارگزاران نظام»، حضرت آیت الله خامنه ای با موشکافی نسبت به تحولات کشور، خطوط اصلی فعالیت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را ترسیم می نمایند و از این رهگذر همگان با بهره گیری از «کلام جامع» مقتدای خویش درمی یابند که افق پیش روی کجاست و از کدام طریق می توان به آن سوی رفت.
جلسه «کارگزاران نظام» آئینه شفاف انقلاب اسلامی است. در این محضر، جان ها با شکستن حصارهای وهم انگیز و تفرقه آمیز در زلال انقلاب شستشو می شوند.
در جلسه روز دوشنبه گذشته از گرههایی که پی درپی از چهره های افراد شرکت کننده در این مراسم باز و به لبخند شیرین و رضایتبخش تبدیل می شد، به روشنی می شد فهمید که این ابتکار چه ارزشی دارد و چه روح تازه ای را به کالبد انقلاب و نیروهای آن می دمد. در این میان وقتی اشتیاق مخاطبان به سخنان پرنکته رهبر معظم را با انبساط حاصل شده در روح و روان مخاطبان محک می زنیم، می توانیم دریابیم که کلمه کلمه این هدایت ها در جان مخاطب نشسته است.
اما در این هفته «اجتماع کارگزاران نظام در محضر ولی امر مسلمین» معنای تازه ای هم پیدا کرده بود چرا که حاکمیت اصولگرایی در کشور چشم انداز جدیدی ترسیم کرده بود این چشم انداز برای انسانهای منصف فرح بخش بود و دقیقا به همین دلیل دشمنان شناخته شده ایران و انقلاب از نتایج آن مأیوس گردیدند. اما در این بین بعضی از نیروهای سیاسی پیروزی اصولگرایی را در محدوده ای تفسیر می کردند که گویا بخشی از نیروهای انقلاب خارج از آن قرار دارند و آنان را نصیبی از موهبت اصولگرایی نیست!
رهبر معظم انقلاب اسلامی ضمن توصیف حکیمانه ای که از اصولگرایی ارائه فرمودند، نیروهای انقلاب را از تفسیر ضیق نسبت به «اصولگرایی» پرهیز دادند و چتری بر روی پیروزی حرکت اصولگرایی کشیدند که همه نیروهای انقلاب بتوانند در زیر آن قرار بگیرند. در یک کلام از این منظر اصولگرایی و پیروزی آن با خود انقلاب اسلامی هم طراز شد نه با شعبه ای از هواداران آن.
رهبر از «شکر» سخن گفت، شکر نعمت هایی که اینک همه در پرتو انقلاب اسلامی از آن برخوردار شده اند. شکر اینکه مردم ایران در میان امواج تبلیغی دشمنان و دو دهه فشار روانی برای تغییر مسیر ملت، در بیست و هفتمین سال به یک جریان مکتبی و اصولی رای داده اند و از برگ های متراکم آراء خود دولت و مجلسی اصولگرا به وجود آورده اند. بی گمان این برای آن دسته از نیروهای انقلاب که -به غلط- خارج از دایره اصولگرایی خوانده می شوند، نیز شکر دارد. چرا که اگر غیر از این اتفاق افتاده بود، همه باید ناراحت می شدند زیرا در آن صورت از یک طرف این شائبه وجود داشت که گویا مردم «اصول گریز» شده اند و از سوی دیگر دشمنان این کشور برای اجرای مقاصد شوم خود بسیار امیدوار می شدند. شکر همه این نعمت ها البته توفیق می خواهد و اگر دست داد باز شکری دارد و شکری که این حکایت قند مکرر است البته برای ذائقه هایی که بیمار نباشند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در «خطبه غراء» خود از مسئولان خواستند « پایه های یک ایمان روشن بینانه و استوار را در جوانان تقویت کنند» و البته آن را ایمانی دانستند دور از خرافه گری و سست اندیشی. ایمانی به دین، نظام، کشور و مردم خود و فراتر از آن خواستند که: «هویت اسلامی را در دنیای اسلام برجسته و شفاف کنیم» و راه رسیدن به این دو مهم آن که جمال و جلال دینمداران است را «کاوش در منابع دینی و نوآوری در دین» بدانیم. در واقع «آقا» در این جمع از بزرگترین مسئولیتی سخن گفتند که در گذشته کمی مورد غفلت واقع شده بود و البته رهبری با بکار بردن ادبیاتی ظریف بی آنکه دلی بلرزد، اشاره ای مسئولانه به مواردی از این غفلت داشتند.
در این جمع، رهبر معظم انقلاب اسلامی با «درون» بیش از «بیرون» کار داشتند.
از این رو جز به اجمال از بیرون سخن نگفتند. این نشان می داد که عمده مسایل، در درون ما قرار دارد، چه از جنس فرصت باشد و چه از جنس تهدید. خود آقا به ملاحت از تبدیل داخلی تهدید به فرصت هم سخن گفتند، تهدیدی که در درون «جنگ» و «تحریم» از سوی دشمنان به راه افتاد و توسط مردم به «فرصت» تبدیل گردید.
محورهای اصولگرایی که رهبر معظم انقلاب اسلامی تبیین کردند بر همین مدار بود؛ ایمان و هویت انقلابی، عدالت، حفظ استقلال سیاسی، تقویت خودباوری، جهاد علمی، تعریف دقیق آزادی و آزاداندیشی و تعمیم و ترویج آن، اصلاح روش ها و اصلاح طلبی و در نهایت شکوفایی اقتصادی.
خیلی ها که معمولا خبرها را دقیق پی نمی گیرند، توقع داشتند «آقا» به خروج نظامیان آمریکایی از عراق و مسایل هسته ای و... اشاره کنند- که البته ایشان، پیش از این درباره این موضوعات سخن گفته اند- ولی در جمع کارگزاران نظام این مباحث چندان مطرح نشده خیلی ها بعد از این جلسه تازه فهمیدند ما دشواری های زیادی را در عرصه خارجی پشت سر گذاشته ایم مثلاً آمریکا در عراق بماند یا برود شکست خورده است در هر دو حالت ما شاهد خواری آنان هستیم. مباحث هسته ای اینک از مسئله ایران به مسئله اروپا تبدیل شده است. چرا که آمریکایی ها گمان می کردند تبلیغ اینکه ایران درصدد دستیابی به سلاح هسته ای است، غرب و شرق را حول محور آمریکا علیه ایران وارد کارزار می کند ولی از قضا این «سرکنگبین» صفرا افزوده و اختلاف شدیدی را میان غرب سبب شده است. دهها مسئله خارجی دیگر نیز در ساحل انقلاب ایران آرام گرفته است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تیزهوشی و درایت خاص خود مسئولان ایرانی را در نقطه «اعتلای معنوی و مادی ایران» متمرکز کردند این یک مسئله ملی و یک موضوع دینی است. هیچ کس نمی تواند درباره آن اختلاف داشته باشد مگر اینکه آشکارا صف خود را از دین و میهن جدا کند. با این معیار هر کس که در پی اعتلای ایران و اسلام باشد، اصولگرا است و دستاوردهای اصولگرایی از آن او هم هست. وقتی پس از سخنان رهبر معظم انقلاب اولین واکنش های «مثبت» یا «بسیار مثبت» از این و آن شخصیت سیاسی صادر شد و همه بر تقویت دولت تأکید کردند،مشخص شد که «تبیین روشن بینانه» رهبری در جمع کردن نیروها زیر خیمه اصولی انقلاب کاملاً مؤثر بوده است.
ما در همین روزها شاهد بودیم که کسانی در صدد بودند تا از حوادث کوچک، جنجال های بزرگی بسازند و با پیگیری متوالی رخدادهای کوچک، تصویری از یک کشور درگیر بحران را به وجود آورند، این روزها بحث از وجود شکاف ها و نزاع ها مانند نقل و نبات در دهان معدودی از نیروهای انقلاب می چرخید و حال آنکه آن حوادث کوچک در سپهر انقلابی که ابرقدرت ها را دچار بحران کرده و خود مقاوم و بی دغدغه ایستاده است، اساساً به حساب نمی آیند. جلسه کارگزاران نظام و به هم چسبیدن دوش ها، بازوها و زانوانی که از هر کدام خدمتی برمی آید به همه یادآوری کرد که بر سر آنچه به نزاع فرا خوانده می شوند، به روی یکدیگر «اخم» نکنند و نعمت هایی را به یاد آورند که گرداگرد آنان را احاطه کرده است.
وقتی مردم صحنه حضور تنگاتنگ کارگزاران کشور را در حسینیه بزرگ امام خمینی مشاهده کردند و به تکرار لبخندهایی را دیدند که به روی هم گشوده می شدند، آرزو می کردند این عزیزان هیچگاه با «خناسان» مواجه نشوند، خناسانی که امام آنان را «نامحرم» و «نا اهل» می دانست که در صف خودی ها «نفوذ» کرده اند و جز یأس و دشمنی نمی پراکنند.
رهبر معظم انقلاب بخشی از رهنمودهای خود را به تقویت موضع عدالت گرایانه دولت اختصاص دادند و در این رهگذر مشخص کردند که «عدالت محوری» نه شعاری مربوط به «کابینه کنونی» بلکه موضوع محوری انقلاب و موضع نظام است که باید با جدیت دنبال شود و البته تأکید کردند که شکوفایی اقتصادی و عدالت در گرو ثبات سیاست ها و مقررات اقتصادی و عملکرد منسجم و شفاف دولت است. این نکته باریک تر از مویی بود که متولیان دولت به آن نیاز داشتند.
اما بخش انتهایی سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی، تذکر هوشمندانه ای به توطئه ها و راه مقابله با آنها بود ایشان به توطئه دشمن در راه اندازی جنگ تحمیلی و تحریم اقتصادی در ده سال اول اشاره داشتند که: «ملت ما آن را به فرصت تبدیل کرد» و نیز اشاره ای به حرکت منسجم و متداوم دشمن به قصد «براندازی نرم» در دهه دوم انقلاب اشاره کردند و پیروزی «دولت متکی به اصول» در انتخابات سال گذشته را نشانه شکست این دوره دانستند و اما یادآور شدند که: «توطئه های دیگری در راه است، ما باید خود را مجهز کنیم» چگونه؟ با «ایمان، علم ، عقل و اتحاد کلمه».