تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۸۱۹۱۳

3 جریان اطلاعاتی و ارتباطی


پروفسور حمید مولانا: ایران امروز با سه موضوع اطلاعاتی و ارتباطی روبه روست که سیاستگذاری و برنامه ریزی در هریک از آنها با دیگری مرتبط است و عواقب آن مستقیما بر امنیت و سلامت جامعه و بر ارزش های انقلابی و نظام جمهوری اسلامی ایران تاثیر می گذارد. این سه جریان عبارتند از (1) جنگ روانی و رسانه ای با ایران که دهه ها ادامه داشته و اخیرا نیز شدت پیدا کرده است؛ (2) تهاجم فرهنگی و تبلیغات سلطه گرایانه بازرگانی داخلی توسط شرکت ها، بنگاه های ملی و بین المللی از جمله آگهی های نامناسب در تمام محیط زندگی شهروندان و محیط عمومی مانند بزرگ راه ها، فرودگاه ها، معابر عمومی، خیابان ها و حتی کوچه ها که محیط زیست اطلاعاتی و تصویری شهرهای ما را به هم ریخته و آشفته کرده است که نظیر آن حتی در کشورهای غربی کمتر به نظر می رسد؛ (3) اشتیاق و علاقه مندی بخش دولتی و خصوصی برای توسعه فناوری اطلاعات و دسترسی کامل به فن آوری های دیجیتالی. در مقالات آینده امیدوارم به تفصیل به هریک از این سه موضوع بپردازم ولی به طور مقدمه چند نکته ضروری است که آگاهی و درک ما را از این جریانات هرچه بیشتر شفاف تر سازد.
هرچند «انقلاب ارتباطات» و «انفجار اطلاعات» امروزه غیرقابل انکارند، ماهیت و علل آنها کمتر شناخته شده است و از این رو پیامدهای آنها شگرف تر است. نظم جهانی کنونی نه عادی بلکه فوق العاده است و بحران های پس از جنگ سرد، صرفا ناشی از کج تابی های اقتصادی و سیاسی نیست. در واقع فن آوری اطلاعات، و رشد اقتصادی، تمامی عناصر فرهنگ و جامعه صنعتی سرمایه داری و سوسیالیست را تحت تاثیر خود قرار داده است. نکته اینجاست که شکل بنیادین فرهنگ و جامعه صنعتی طی چهار قرن گذشته اکنون درحال تغییر است. آنچه که ما شاهد آن هستیم، در واقع ممکن است یکی از نقاط عطف تاریخ بشری باشد- جایی که یک صورت بنیانی فرهنگ در جامعه- متعلق به ملل صنعتی و اسلوب های ارتباطی و اطلاعاتی آنها در حال محو شدن است و صورت و قالب متفاوتی در آستانه ظهور است.
در غرب سرمایه داری و حتی سوسیالیست ، بحران حساسی در ارتباطات و فرهنگ برای دستیابی به یک شکل و الگوی جدید به وجود آمده است. یورش سیستم های فن آوری اطلاعاتی و دیجیتالی هم باعث تشدید خواست ها و نیازهای بشری و هم سرکوب آنها می شود. در دنیای کمتر صنعتی یا دنیای سوم و کشورهای اسلامی، میان فرهنگ حساس جمعی، اقتصاد و خط مشی ها با تشکل آرمانی و قدیمی فرهنگ بومی تقابل وجود دارد. با وجود این که عصر جدید «انفورماتیک» یا فن آوری اطلاعاتی به عنوان آخرین موفقیت فن آوری اعلام شده و بر توانایی آن در کاهش اختلاف، فقر و تفرقه تاکید می شود، باید در اجزای این پیشرفت به دقت تأمل کرد.
تلویزیون های بزرگ دیجیتالی را که اخیرا برای مشاهده مسابقات جام جهانی فوتبال خریداری کرده ایم نه تنها نتوانست تیم مورد علاقه ما را پیروز کند بلکه شفافیت صفحه تلویزیون به رنج ها و افسردگی های ما نیز افزود. وقتی که مراسم جام جهانی در این چند هفته تمام شود، برنامه های آگهی تبلیغات بازرگانی و مصرف گرایی، برنامه های ناموزون همچنان در صفحه تلویزیون ها باقی خواهد ماند. تولیدکنندگان و توزیع کنندگان «اطلاعات» جهانی خوشحال خواهند بود که ما پیام های آنها را در صفحات شفاف تر و بهتری مشاهده می کنیم!
فناوری اطلاعات در دهه های اخیر به کلی حریم خصوصی و حاکمیت ملی را تغییر داده است. توسعه های به وجود آمده در فن آوری ارتباطات نظیر ماهواره ها، رایانه ها و تلویزیون ها با شفافیت تصویری بالا، توانایی سیاستگذاران و جامعه دانشگاهی را در فراهم کردن چارچوب های مناسب برای چنین ابداعی فوق العاده افزایش داده است. اکنون بیش از یک قرن از عمر روش های سنتی ارتباطات دوربرد، نظیر تلفن، تلگراف و رادیو که محدوده های حوزه سیاستگذاری سازمان های ملی و بین المللی را تعیین می کرد، می گذرد. موضوعات حریم خصوصی اطلاعات، حقوق اموال معنوی و حاکمیت ملی، محیط زیست فرهنگی در مواجهه با جریان برون مرزی داده ها، دورکاوی ماهواره ای و قابلیت های پخش مستقیم ماهواره ای ابعاد تازه ای به خود گرفته است.
از طرفی مفاهیم جدید فن آوری و اسطوره های مربوط به آن مانند «دهکده جهانی»، «جامعه اطلاعاتی» با مفاهیم و تصورات کلاسیک از رسانه های جمعی که امروزه رسانه های چاپی، رادیو، تلویزیون، سینما و آگهی و تبلیغات بازرگانی را شامل می شود، تفاوت دارد. توسعه های تکنولوژیک، فرآورده های جدیدی می سازد که قابلیت فراوانی برای گسترش در همه جنبه های زندگی روزمره دارند و با خود پیامدهای مهمی برای تجارت بین المللی و بازارهای اقتصادی به ارمغان می آورند. با بررسی تاثیر داخلی فن آوری های ارتباطی نظیر رادیو و تلویزیون در ملل و جوامع به اصطلاح درحال توسعه، معلوم شده است که مفهوم ارتباطات جمعی و رسانه های جمعی- که با آغوش باز از آنها به عنوان عناصر ضروری جوامع «مترقی» استقبال می شد- در واقع در بسیاری از کشورهای جهان سوم نامتناسب بوده است.
اما هنوز برای اقتصادهای جهان سوم و دنیای اسلام چشم پوشی از به کارگیری رسانه های جمعی به عنوان ابزاری برای سازمان دهی مردم به صورت جوامع توده ای نوع غربی، آسان نبوده است. افول رسانه های جمعی عادی در دهه های گذشته به پیدایش آنچه که می توانیم رسانه های طبقه ای- تخصصی بنامیم، منجر گردیده است. این رسانه ها، به استثنای احتمالا تلویزیون، دیگر نمی توانند مدعی ارتباط با جمعیت گسترده ای از مردم باشند و از این نظر، اطلاق عنوان جمعی به آنها از این پس صحیح به نظر نمی رسد. از این رو نیاز به سیاستگذاری جامع در این حیطه ها پیامد توسعه این حوزه جدید فن آوری اطلاعات است، حوزه ای که با ظهور ناگهانی فن آوری های میکروالکترونیک به شکل پردازشگرهای کوچک به همراه ارتباطات پهن باند، فیبر نوری و تجهیزات دیگر رشد کرده است.
جامعه اسلامی، مثل ایران، به دلیل حضور جهانی خود و در عین حال مقاومت یا عدم تسلیم در مقابل فن آوری های اطلاعاتی مدرن، آزمایشگاه خوبی برای سنجش رابطه میان فن آوری و جامعه است. دقیقا به همین جهت است که ما باید فراسوی کلیات سه موضوعی که در آغاز اشاره شد برویم و با هوشمندی و دانش کامل، ماهیت عمیق این مسائل را درک کرده و برای هریک به طور مناسب برنامه ریزی کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات