تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۴  ، 
کد خبر : ۸۱۹۲۲

مناسبات ایران با آمریکا


محمدکاظم انبارلویی
مى‌گویند در هیئت حاکمه آمریکا دو گرایش وجود دارد یک گرایش جنگ‌طلبى و جنگ‌افروزى است که طرفداران این تز در پنتاگون و دفتر معاون اول رئیس جمهور آمریکا یعنى دیک‌چنى جمع هستند و گرایش دیگر به اصطلاح صلح‌طلبان هستند که مایل به جنگ نیستند و مایل به تغییر نظام جمهورى اسلامى هم نمى‌باشند و مى‌خواهند در چارچوب مسائل دیپلماتیک مسائل را حل کنند.
مناسبات ایران و آمریکا بعد از انقلاب فراز و فرودهاى بسیارى را به خود دیده است. پاسخ به این سئوال که روابط و مناسبات ما با غرب به سمت جنگ میل مى‌کند یا صلح و یا نه جنگ و نه صلح همواره طى 27 سال گذشته از مهمترین سئوالات بوده است.
مفهوم جهانى‌شدن از زمان بوش پدر مطرح شد و تاکنون هم کلیه سیاست‌هاى جهانى آمریکا حول همین محور سیر و سلوک دارد.
شکى نیست آمریکا در صدد کنترل منابع انرژى جهان، کنترل گردش پول جهان، یکسان‌سازى فرهنگى و تسلط بر رسانه‌هاى جمعى دنیا است.
این رویکرد باعث شده است آمریکا به منطقه عظیمى از جهان یعنى از شمال دریاى سرخ تا جنوب روسیه نگاه ویژه داشته باشد.
پنجاه درصد انرژى جهان، تنگه‌هاى مهم جهان، مرکز ثقل جهان اسلام که مهمترین مزاحم براى یکسان‌سازى فرهنگى است در این منطقه قرار دارد، منطقه یاد شده محل تلاقى 7 تمدن بزرگ جهان است.
به همین دلیل ایران کانون توجه مثلث شرارت در جهان، یعنى آمریکا و انگلیس و اسرائیل است چرا که ایران در مرکز چنین منطقه‌اى قرار دارد و مخالف سلطه آمریکا بر مقدرات این منطقه است.
از نگاه آمریکایى‌ها سه ایران وجود دارد که هر سه تهدیدى براى منافع آمریکاست. ایران منطقه‌ای، ایران اسلامی، ایران در چارچوب مرزهاى جغرافیایى خود.
آمریکا از طریق محاصره نظامى و محاصره دیپلماتیک ایران مدام در حال کاهش نقش ایران در منطقه است. خصومت و بى‌مهرى آمریکایى‌ها را دیپلمات‌هاى ایرانى در هر نشست جهانى و منطقه‌اى حس مى‌کنند. آمریکا از طریق تبلیغ و ترویج لیبرالیسم و سکولاریسم و لائیسم و نیز حتى تبلیغ اسلام آمریکایى مى‌خواهد جلوى بسط و نفوذ ایران اسلامى را در جهان اسلام سد کند که البته هر کارى در این مورد کرده نتیجه نداده و منجر به بسط قدرت بیشتر اسلام در جهان شده است. آمریکا مى‌خواهد پرچم اسلام را در جهان از ایران بگیرد و به دست مشتى تروریسم بدهد و از همان زاویه شروع به سرکوب بیرحمانه گروه‌هاى اصیل اسلامى کند.
آمریکا مى‌خواهد با بازى کودکانه ساختار دوگانه قدرت، تست آشوب‌ها در ایران، مسئله شیعه و سنی، ترک و کرد و بلوچ همبستگى ملى و وحدت اقوام و اقشار ملت را هدف قرار دهد و ایران را در چارچوب مرزهاى جغرافیایى حبس کند. همه این توطئه‌ها در 27 سال گذشته نه تنها جواب نداد بلکه منجر به یک دولت نیرومند با پشتوانه میلیونى مردم و نیز تحکیم وحدت و همبستگى ملت شد.
ایران امروز قدرتمندترین روزهاى اقتدار خود را طى مى‌کند. ملت ایران اکنون نیرومندترین دولت خود را پشتیبانى مى‌کنند و در اوج همبستگى و اتحاد ملى است.
برگردیم به سئوال مطرح‌شده در مطلع این مقال.
بر اساس آخرین برآوردهاى عقلانى و کارشناسى گزینه نظامى آمریکا در برابر ایران امرى غیرممکن است. این احتمال نه از باب اینکه قدرت صلح‌طلبان در هیئت‌ حاکمه آمریکا بر جنگ‌طلبان مى‌چربد، بلکه از این بابت که این امرى غیرممکن است. آمریکا در خشن‌ترین و عریانترین حضومت علیه ایران چه لحظات پایانى رژیم شاه و چه در واکنش نسبت به تسخیر لانه جاسوسى چنین جراتى براى حمله به ایران پیدا نکرد و تا آخر هم پیدا نخواهد کرد. ابتدایى‌ترین هزینه و فایده کردن براى این رویکرد حتى فکر حمله را منتفى مى‌کند.
آمریکا با ایران هم صلح نخواهد کرد. چون از ابتداى پیروزى انقلاب پرچم خصومت را برافراشت و على‌رغم تعهدات خود در بیانیه الجزایر حاضر نشد رابطه‌اى مبتنى بر احترام متقابل و احترام به قوانین و مقررات جهانى را در قبال تهران پیشه کند. آمریکا ترجیح مى‌دهد در شرایط نه جنگ و نه صلح باقى بماند.
بازى دیپلماتیک که از سه سال پیش آمریکا آغاز کرد و حتى اروپا را هم در این ارتباط بازى داد، کار روى پرونده هسته‌اى ایران بود. آمریکا پرونده هسته‌اى ایران را وارد دستور کار جنگ دیپلماتیک دو کشور کرد و مجبور کرد اروپا و کشورهاى منطقه همچنان پرونده ایران را روى میز دیپلماسى خود حفظ کنند.
جمهورى اسلامى ایران با درک عمیق از این بازى کودکانه در هر مرحله توانست با تکیه بر استقلال، عزت و کرامت ملت با هوشمندى به پیش برود و بى‌اعتناء به تهدیدها و گاهى تطمیع‌ها مسیر عقلانى خود را بى‌هیچ دغدغه‌اى طى کند.با دستیابى ایران به چرخه سوخت ملت ما به قدرتى دست یافته‌است که براى همیشه پیشرفت و امنیت کشور تضمین خواهد شد. اگر این فهم از دستیابى به چرخه سوخت واهى بود آمریکایى‌ها اینقدر اصرار بر منع آن نمى‌کردند. آنان که حمله آمریکا را تابعى از متغیر موضع‌گیرى‌هاى دیپلماتیک و یا پیشرفت‌هاى ایران مى‌دانند در اشتباه هستند. آنها باید بدانند چنین حمله‌اى صورت نخواهد گرفت و اگر هم صورت بگیرد ربطى به متغیر موضع‌گیرى‌هاى جمهورى اسلامى ندارد.
عراق در 31 شهریور 1359 به ایران حمله کرد، این حمله تابع واکنش به هیچ‌یک از مواضع دیپلماتیک ایران نبود جز فرصت‌طلبی، زیاده خواهی، قدرت‌طلبى و بالاخره تجاوز طلبى صدام و باند جنایتکار حزب بعث. به همین دلیل سازمان ملل بر اساس فهم مفهوم تجاوز در حقوق بین‌الملل، صدام را متجاوز و آغاز کننده حمله و ایران را قربانى تجاوز شناخت. امروز کافى است به سرنوشت متجاوزین و جنگ‌افروزان نگاهى افکنده شود تمامى کسانى که آتش بیار این معرکه هستند در آتش این جنگ سوختند جنگ تحمیلى عراق علیه ایران یک تجربه تاریخى و یک عبرت الهى است.تجربه جنگ تحمیلى مى‌گوید ممکن است کشورى جنگ‌ را آغاز کند اما اتمام و نتایج آن هرگز دست متجاوز نیست.تجربه جنگ تحمیلى همچنین نشان ‌مى‌دهد ایران در دفاع از آرمان‌ها و نیز جان و مال و ناموس ملت خود کوتاه نمى‌آید و حاضر است درس خوبى به متجاوزان بدهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات