تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۳۳  ، 
کد خبر : ۸۱۹۲۶

گرگى به نام بوش


گروه دیپلماتیک، مهدى مروتی:
جمهورى‌خواهان در طول شش سال اخیر نشان داده‌اند که به هیچ‌عنوان با کلید واژه “دیپلماسی” آشنایى ندارند. با ورود “کاندولیزارایس” به عنوان وزیر امورخارجه در دور دوم ریاست جمهورى بوش این کمبود آشنایى با ادبیات دیپلماتیک بیشتر در میان تصمیم‌گیران سیاست خارجى آمریکا نمود پیدا کرد.
در هفته گذشته “نیویورک” میزبان ضیافتى دیپلماتیک به میزبانى ر ایس بود. مهمانان این ضیافت مقامات کشورهاى عضو شوراى امنیت سازمان ملل متحد و موضوع بحث میان آنها “پرونده هسته‌‌اى ایران” بود. نشست آغاز شد و چهره‌هایى خندان در مقابل یکدیگر با تظاهرى مصنوعى سعى در به کارگیرى واژگان و تحلیل‌هاى مخصوص به خود را داشتند. پس از گذشت ساعتى از آن شام دیپلماتیک ناگهان “رایس” که نتوانسته‌ بود خود را در قالب دیپلماسى نگاه دارد با توهین مستقیم به “سرگى لاوروف” وزیر امورخارجه روسیه وى را مجبور به واکنشى متقابل ساخت. در نهایت این ضیافت شام بدون هیچ نتیجه‌اى پایان یافت.
البته نمى‌توان ادعا کرد که این جلسه هیچگونه دستاوردى را براى کشورهاى شرکت کننده در بر نداشته است: دستاورد اصلى این ضیافت شام زنده شدن اختلاف میان کاخ کرملین و کاخ سفید در آغاز هزاره سوم بود.
در هفته گذشته “ولادیمیر پوتین” رئیس جمهور روسیه، جرج بوش را به یک گرگ طمع‌کار تشبیه کرد وى این واژه را در حالى به کار برد که مسکو نسبت به حضور “دیک چنی” معاون رئیس جمهور آمریکا در جمع کشورهاى سابق عضو مشتر‌ک‌المنافع و سخنان تند وى علیه کاخ کرملین بسیار معترضن بود. از سویى دیگر اخیرا “جرج بوش” به عنوان اصلى‌ترین ناقض حقوق انسانها در آمریکا و جهان از روند دموکراسى در روسیه اظهار نگرانى کرده است ...
چالش میان مسکو و واشنگتن در حال ورود به مرحله تازه‌اى است.
این چالش خود را در قالب نزاع لفظى میان رایس و لاوروف نشان داد. وزراى امور خارجه آمریکا و روسیه در نزاع لفظى اخیر نمایندگان دو کاخ بودند: یکى کاخ سفید و دیگرى کاخ کرملین.
پس از فروپاشى کمونیسم و بر سر کار آمدن “یلتسین” در روسیه “بیل کلینتون” رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا که سعى کرد چالش زیادى میان واشنگتن و مسکو ایجاد نکند. بحرانى بودن خودکار فضاى موجود در روسیه پس از فرو ریختن بلوک شرق علت اصى اتخاذ چنین رویکردى از سوى کلینتون بود. تمایل شدید یلتسین به متمرکز شدن در داخل مرزهاى جغرافیایى روسیه نیز این روند را تقویت مى‌کرد.
پس از سرکار آمدن “ولادیمیر پوتین” در روسیه و بوش پسر در آمریکا اختلاف میان کاخ سفید و کاخ کرملین وارد مرحله‌اى تازه شده است. پوتین و بوش با گذشت زمان به عنوان دو دشمن در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند. حمایت صریح ایالات متحده آمریکا از وقوع انقلاب نارنجى در اوکراین و انقلاب مخملین در گرجستان و صرف هزینه‌هایى هنگفت در این راستا نشان دهنده اوج مخالفت کاخ سفید با کاخ کرملین است.
حتى در این میان بسیارى از دیدارها و گفتگوها حالتى کاملا صورى داشته و در فراسوى نگاه مقامات دو کشور مى‌توان بى‌اعتمادى و کینه نسبت به یکدیگر را مشاهده کرد. در این میان “پوتین” بعضا ضمن همگام شدن با آمریکا درجریاناتى مانند مخالفت با فعالیت‌هاى صلح‌‌آمیز هسته‌اى ایران نتوانسته‌ است نقش خود را در این تضاد پررنگ سازد. در طول هفته‌هاى اخیر مخالفت‌ میان دو کاخ بسیار شدید شده است. همین امر مقامات روسى را نسبت به اتخاذ موصفى واقع‌بینانه‌تر در سطح نظام بین‌الملل ملزم مى‌سازد البته در اظهارات پوتین مبنى بر طمعکار بودن گرگى به نام “جرج بوش” هیچ شک و شبهه‌اى وجود ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات