حامد رشیدی
مطالعه و شناخت مجموعهاى از افراد وابسته به یک مجموعه بیانگر و انعکاس دهنده ماهیت آن به شمار مىآید. به عبارت دیگر در قالب روابط میان افراد وابسته به یک سازمان، جریان یا مجموعه مىتوان کلیت آن را در قالبى واقعبینانه ترسیم کرد.
هنگامى که در تاریخ روابط بینالملل مطالعه مىکنیم بانکات و مسائلى برخورد مىکنیم که در روندى خودکار موجب شناخت بیشتر ما از ماهیت و کلیت برخى جریانها مىشود. ایالات متحده آمریکا یکى از این موارد است. کاخ سفید در طول تاریخ نه چندان طولانى مدت خود سمبلى از تزویر، شکنجه و اشغال بوده است. از قبل از جنگ جهانى اول تا هم اکنون که باتلاق عراق و افغانستان بوش پسر را در خود مىبلعد این رویکرد در سطح کلان سیاستگذارى واشنگتن به چشم مىخورد. فارغ از بررسى عملکرد سیاستمداران شکست خوردهاى مانند “آیزنهاور”، “جانسون”، “جان. اف.کندی”، “کارتو”، “ریگان”، “بیل کلینتون” و “بوش پسر” سعى داریم نیمنگاهى به مهرههاى کاخ سفید در تقابلات میلیتاریستى و اشنگتن با نظام بین الملل بیاندازیم: سربازان آمریکایی.
در جریان جنگ اخیر آمریکا و اشغال عراق حقایق تلخ از این سربازان کشف شد: بسیارى از این افراد از میان افراد روانى موجود در ایالات متحده به خدمت ارتش درآمدهاند.
در حقیقت بوش براى مقابله با نظام بینالملل از افرادى استفاده مىکند که درک آنها نسبت به شخصیتشان و نیز شخصیت مردمى که در برابر آنها قرار مىگیرند بسیار پایین و شاید در حد صفر است. مسلما بسیارى از این افراد به علت مشکلات روانى بدترین و غیرقابل گذشتترین جنایات را مرتکب مىشوند. آن چه در ابوغریب گذشت حاصل چنین مسئلهاى بود. “بوش و رامسفلد” نیز در برابر اقدامات چنین افرادى با لبخندى موذیانه و اعطاى نشان افتخار پاسخگو هستند.
بسیارى از جنگها و مناقشات کاخ سفید در سطح کلان بینالملل به دلیل فشارهاى روانى وارده بر سربازان آمریکایى با شکست مواجه شده است. اغلب این نیروها پس از مدتى اعمال وحشیگرى و جنایت نسبت به دروغهاى کاخ سفید آگاه شده و تمایلى براى ماندن در خاک کشورهاى دیگر نداشتهاند.
مقامات آمریکایى قبل از آغاز هر جنگى فضایى تبلیغاتى و کذب را در راستاى جذب سربازن و نیروهاى وابسته ایجاد مىکنند تا در قالب آن بتوانند تعدادى از افراد را جلب نمایند. پس از گذشت زمان این قالب شکسته مىشود و سربازان خود را در پناهگاهى بدون سقف مشاهده مىکنند. در ین صورت بىمیلى نسبت به سیاستهاى واشنگتن و تمایل شدید به رفتن از خاک دیگر کشورها در میان این سربازها موج مىزند. البته همانند آن چه در عراق مشاهده مىکنیم بسیارى از این نیروها نیز به دلیل همین تناقضات و درگیرىهاى ذهنى با مشکلاتى از قبیل افسردگى مواجه خواهند شد.
فساد و بروز اعمال منافى عفت از سوى سربازان وابسته به کاخ سفید در سرتاسر دنیا وجود داشته است.
تظاهرات اخیر شهروندان کره جنوبى درخصوص تعرض نیروهاى آمریکایى به دختران و زنان کرهاى نمونه بارز این مسئله به شمار مىرود.
در جنگ ویتنام، حضور در سومالی، حضور در ژاپن، اشغال عراق و اشغال افغانستان به کرات شاهد بروز رفتارهاى غیر اخلاقى در میان سربازهاى آمریکایى بودهایم. البته علت اصلى این امر نبود اخلاق در سطح جامعه آمریکاست.
این سربازان در بسیارى موارد حد و مرزى نشناخته و با شهروندان سایر کشورهاى جهان همانند برده رفتار مىکنند.
البته این موضوع ریشه در تزریق تفکر غالببینى از سوى تئوریسینهاى آمریکایى بر پیکره نیروى نظامى این کشور دارد. درحقیقت بسیارى از سربازان آمریکایى خود را نسبت به سایر شهروندان دیگر نقاط جهان برتر مىبینند و بنابراین به خود اجازه مىدهند هر رفتارى را در قبال آنها انجام دهند. هرچند گذشت زمان و نزدیکتر شدن فاصله میان رویا و واقعیت موجب آگاهى برخى سربازان آمریکایى نسبت به دروغگویىها و القاهاى کاذب تئوریسینهاى جنگ مىشود ولى در کل بسیارى از سربازان آمریکایى به صورتى مسخ شده تا مدتى در خدمت محض سیاستهاى کاخ سفید باقى خواهند ماند.
اما نکتهاى دیگر که در این راستا باید مورد توجه قرار گیرد تماس مستقیم سربازن آمریکایى با سلاحهاى میکروبى و شیمیایى است.
در جریان جنگ خلیج فارس در زمان ریاست جمهورى “بوش پدر”شاهد بودیم که بسیارى از سربازان آمریکایى شرکت کننده پس از گذشت حدود 15 سال به بیمارى سندروم خلیج فارس مبتلا شدند. رنج شدید ناشى از این بیمارى سربازان آمریکایى شرکت کننده در آن جنگ را هم اکنون زمینگیر ساخته است و هیچ منبع سیاسى و نظامى پاسخگوى اعتراض این افراد نیست.
بسیارى از شرکتکنندگان در جنگ ویتنام نیز هم اکنون به دلیل طمع آمریکا در آن زمان عوارض شدیدى را تحمل مىکنند و در مقابل، دولت نسبت به آنها توجهى ندارد.
اکنون فاجعه بزرگترى در راه است: سندروم عراق با ویژگىهاى کشنده خود در آستانه ورود به بدن تک تک سربازهاى آمریکایى است. در برابر این افراد بوش و رامسفلد سعى دارند و عروسکهاى گردان خود را در خاک عراق و افغانستان به این سو و آن سو بکشانند. تماس مستقیم و غیر مستقیم این افراد با انواع سلاحهاى این افراد با انواع سلاحهاى آلوده به مواد شیمیایى و میکروبى در آیندهاى نه چندان دور موجب از دست رفتن کامل سلامتى نسبى این افراد خواهد شد.
در آن صورت بوش پسر، دونالد رامسفلد، دیک چنی، رایس و دیگر عاملان ایجاد جنگ عراق دیگر در سکان سیاستگذارى کاخ سفید حضور ندارند و با سکوت خود پاسخ وفادارى این سربازن سادهلوح را خواهند داد!
در نهایت این که عبرت پذیرى سربازان آمریکایى از صفحههاى تاریخ بسیار پایین است. در حالى که هنوز چهره مفهوم و درعین حال خشمگین سربازهاى شرکتکننده در جنگهاى قبلى کاخ سفید در سرتا سر آمریکا به چشم مىخورد هنوز برخى از سربازان شرکت کننده در جنگ افغانستان و عراق نمىخواهند این آینده تاریک ولى واقعى را در برابر دیدگان خود ترسیم نمایند.
شاید در چنین شرایطى بهتر باشد این سربازان چشمهاى خود را بسته و به یاد بیاورند که چگونه اجساد نیروهاى آمریکایى در ویتنام مدتها روى زمین ماند ... چگونه نیروهاى وابسته به فیدل کاسترو در خلیج خوکها از روى اجساد نیروهاى آمریکایى و هواداران باتیستا عبور مىکردند ... و یا چگونه عواقب ومواد شیمیایى در آیندهاى نزدیک عوارض خود را در چهرههاى آنها نشان خواهد داد ...