سید على هاشمی
امروزه یکى از مسائلى که اذهان روان شناسان ، کارشناسان پزشکى قانونى و کل جامعه را به خود معطوف کرده مسئله کودک آزارى از سوى والدین در محیط خانه است ، مسئله اى که اگر چه جدید نیست اما اینک به صورت جدى در آمده است.
با ظهور قرن بیستم و ورود بشر به عصر دانایى و تحولات ناشى از آن انتظار مى رفت که نقطه پایانى براى بسیارى از نا هنجارى هاى اخلاقى رخ دهد ولى متاسفانه چنین نشد و در جنگ جهانى و ده ها جنگ دیگر بسیارى از امید ها نا امید شد از جمله این ناهنجارى ها پدیده کودک آزارى است که در مقایسه با سایر ناهنجارى ها تامل بر انگیز تر است زیرا قربانیان آن بى دفاع ترین افراد یعنى کودکان مظلوم، پاک و بى گناه هستند به این معنا که درست در زمانى که به حمایت و پشتیبانى اطرافیانشان نیازمندند مورد غیر انسانى ترین و خشن ترین آزار ها و شکنجه ها از سوى آنها قرار مى گیرند.
پیشینه تاریخی
یافتن اولین شواهد در زمینه کودک آزارى کارى دشوار است ولى مى توان دوره قرون وسطى را که شامل سده هاى پنجم تا پانزدهم بوده و قریب هزار سال طول کشیده است را دوره بارز کودک آزارى دانست.علت آن را مى توان عقیده “شرارت ذاتى “ در وجود انسان از سوى برخى فرق مسیحى مانند “اگوستنیان” دانست.
آنها معتقد بودند بخاطر گناه ذاتى (اولیه) حضرت آدم (ع) انسان ذاتا شرور به دنیا مى آید و تنها از طریق خشونت است که مى توان بر این شرارت ذاتى غلبه نمود . بنا بر این عقیده کودکان را در خانه، کلیسا و ... مورد انواع آزار و شکنجه قرار مى دادند .
ریشه ها و زمینه هاى کودک آزاری
تحلیل ها و بررسى هاى روان شناختى موید این مطلب است که در تکوین پدیده کودک آزارى یک یا برخى از عوامل زیر دخیل اند :1-فشارها و عذابهاى زندگى روزانه 2- فشار هاى مادى و اقتصادى 3-نا کامى هاى زندگى مشترک 4-آرزوهاى ناکام والدین 5- تربیت نادرست دوران کودکى 6- شکست هاى تحصیلى کودکان 7- پدیده بیکارى 8- استانداردهاى بالاى والدین 9- غلبه تربیت رسانه اى بر تربیت خانوادگى 10- خانواده شلوغ و کثیر الاولاد 11- عذاب هاى دوران کودکى والدین 12- فرزند نا خواسته 13- وجود فرزند خوانده (فرزند همسر)
تعاریف
درباره کودک آزارى تعاریف متعددى شده است. این تنوع و تعاریف متضاد سبب شده تا مقایسه میزان بدرفتارى در بین کشورهاى مختلف غیرممکن گردد. به همین منظور سازمان بهداشت جهانى درصدد است تا در این زمینه تعریفى که حاصل وفاق جمعى است، ارائه دهد.
بد رفتارى با کودکان معمولا در چهار حوزه مورد بررسى قرار مى گیرد؛ کودک آزارى جسمى (physical child abuse)، کودک آزارى عاطفى (emotional child abuse)، کودک آزارى جنسى (sexual child abuse) و غفلت .(neglect)
در تعریف گورملى و برودزینسکى (1989) از کودک آزاری، علاوه بر چهار حوزه فوق، کودک آزارى رفتارى تلقى مى شود که در دامنه سنى زیر 18 سال اتفاق مى افتد و این اصل با تعریف پیمان جهانى حقوق کودک نیز همخوانى دارد. به هر حال حوزه هاى دیگرى وجود دارند که به آنها نیز اشاره مى شود. اغلب بین انواع کودک آزارى یک نوع رابطه و همبستگى وجود دارد.
1- کودک آزارى جسمی: به طور کلى کودک آزارى جسمى آسیبى است که مواردى چون ضربه زدن، داغ کردن، آسیب رساندن به سر، شکستگی، آسیبهاى درونی، زخمى کردن یا هر شیوه دیگر از آسیب جسمانى را شامل مى شود. تحقیقاتى که در فاصله سال هاى 90 تا 92 انجام گرفته بیانگر این مطلب است که مرگ هاى ناشى از کودک آزارى جسمى 87 درصد در بین کودکان زیر پنج سال و 65 درصد در بین کودکان زیر یک سال بوده است. (تاور، 1996)
2- کودک آزارى عاطفی: بدرفتارى عاطفى آسیبى اساسى و قابل توجه است که کارکردهاى روانشناختی، رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تاثیر قرار مى دهد و طرد، محرومیت عاطفی، برخورد خشونت آمیز خانواده (بى ثباتى خانوادگی)، انتقاد، تحقیر و انتظارات نامناسب از کودک، کودک آزارى عاطفى تلقى مى شود. بدرفتارى عاطفى معمولا با بدرفتارى جسمى و کلامى همراه است (کینگستون و پنهیل، 1995.)
3- کودک آزارى جنسی: آلبرز (1994) کودک آزارى جنسى را این گونه تعریف کرده است: تماس یا تعامل بین کودک و فرد بزرگسال، هنگامى که از کودک براى تحریک جنسى شخص مرتکب (Perpetrator) یا فرد دیگرى استفاده شود.
کودک آزارى جنسى دامنه وسیعى را در بر مىگیرد که مواردى مثل وادار ساختن کودک به روسپى گرى یا استفاده از کودک در حوزه هرزه نگارى (Pornography) را نیز شامل مى شود (واکر، بونر و کافمن، 1988.)
4- غفلت: عبارت است از حذف یا نادیده گرفتن کودک که ممکن است با آزار بدنى همراه باشد. غفلت به منزله الگوى پایدارى است که بیانگر رابطه متقابل و اندک والدین و مراقبان با کودک، حذف و عدم تامین نیازهاى اولیه جسمى کودک مثل تغذیه، بهداشت، پوشاک، نظافت، تربیت، مراقبت هاى پزشکی، و ابراز عشق و علاقه مى باشد.
5- بهره کشى اقتصادى :(Economic abuse) کنترل بیش از حد در استفاده و بهره بردارى از پول در حوزه بهره کشى اقتصادى قرار دارد. والد یا مراقبان براى کسب درآمد فشار زیادى به کودک یا حتى همسر خود تحمیل مى کنند. در حالى که در مورد نحوه خرج کردن آن هیچ گونه اختیارى به آنها نمى دهند. عدم مشارکت کودک یا همسر در نحوه و چگونگى خرج پول نیر بهره کشى مالى تلقى مى شود.
6- بدرفتارى آموزشى :(Educational Abuse) فشار و آسیب هاى احتمالى که از طریق نظام آموزشی، معلمان، شیوه هاى تدریس، محتواى کتابها و ... در کودکان ایجاد مى شود، در حوزه بدرفتارى آموزشى قرار مى گیرد. تاکید بر نمرهگرایی، نادیده گرفتن تفاوت هاى فردی، ایجاد رقابت هاى شدید، تاکید بر یادگیرى از راه حفظ کردن، ایجاد فشارهاى روانى برکودکان به علت انتظارات بیش از حد از آنان و ... در این گروه جاى مى گیرد. بدرفتارى آموزشى مى تواند با سایر بدرفتارى هاى از جمله بدرفتارى جسمى همراه باشد.
نگاهى به آمار
بر آورد دقیقى از کودک آزارى در دست نیست ولى با توجه به قرائن موجود و بررسى هاى انجام شده باید گفت کودک آزارى شیوع گسترده اى دارد. در ذیل به آمار کودک آزارى در چند کشور اشاره مى کنیم : مرکز ملى سوء رفتار با کودک آمریکا در سال 1996 اعلام کرد موارد گزارش شده از کودکانى که در سال 1990 و 1994 مورد سوء رفتار قرار گرفتهاند به ترتیب 206 و 209 میلیون مورد بوده است که 40% از رقم فوق(معادل یک میلیون نفر ) ثابت شده است .
در انگلستان نیز کودک آزارى رشد داشته است و از 11300 مورد به 23500 مورد افزایش یافته است و هر سال 150تا 200 کودک در اثر کودک آزارى مى میرند. در کشور ما آمار دقیقى از میزان کودک آزارى وجود ندارد . در پژوهشى که در سال 1377 در شهر اصفهان انجام شده و از 400 پدر و مادر که به صورت نمونه گیرى منظم اتفاقى انتخاب شده بودند پرسش به عمل آمده است .
پژوهش ها نشان داد که 83% از افراد موردبرررسى یکى از اشکال کودک آزارى خفیف یا متوسط(زدن بر پشت دست کودک یا بازوى او ) را اعمال کرده اند . بد رفتارى شدید نسبت به کودک (سیلى زدن ) 38/5% و خیلى شدید (سوزاندن با سیگار و.. )18% بوده است .بد رفتارى عاطفى با کودک(تحقیر و سر کوفت زدن ) 75% غفلت جسمى (به حال خود رها کردن براى لباس پوشیدن و غذا خوردن ) 63% غفلت عاطفى (بى حوصلگى براى بازى با کودکان ) 79% و غفلت آموزشی(فراهم نمودن امکانات آموزشی) 10/5% است .
مطالعه اى در بین 2240 نوجوان دبیرستانى تهرانى انجام شد. این گروه شامل 1175 دختر و 1065 پسر در گروه سنى 14 تا 18 سال بود. از این تعداد، 1362 نفر (حدود 60 درصد) به1600 مورد کودک آزارى اشاره کردند (بعضى به دفعات مورد آزار قرار گرفته بودند.) تعداد 106 نفر (5/4 درصد از مجموع و 6/6 درصد از آزاردیدگان) گزارش کردند که در معرض آزار جنسى قرار گرفته اند و 32 درصد از دانش آموزان حداقل به یک مورد بى توجهى و غفلت اشاره کرده اند. از کسانى که مورد آزار قرار گرفته بودند، 61 درصد از آزار جنسی، 33 درصد از آزار عاطفى و 6/6 درصد از آزار جسمانى خبر دادند. عادى ترین انواع آزار جسمی، سیلى خوردن (48 درصد) کتک خوردن با چوب یا وسایل دیگر (17 درصد) لگد زدن (15 درصد) پرت کردن (10 درصد) و گازگرفتن (4 درصد) بود. در 69 درصد از موارد، کودک آزار یا عضو خانواده بود (22 درصد) یا خویشاوند نزدیک (31 درصد) یا آشناى خانوادگى (16 درصد.) این بررسى همبستگى قابل ملاحظه و مستقیمى را بین کودک آزارى و شدت افسردگى کودکان آزار دیده نشان مى دهد. نتایج این بررسى با اطلاعات به دست آمده از سایر کشورها مطابقت دارد.
رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان گفته است که : در ارتباط با آمار کودک آزارى در کشور به دلیل نبود سیستم گزارش دهى در زمینه کودک آزاى آمار کلى در این زمینه وجود ندارد؛ اما در سال گذشته165 مورد کودک آزارى به انجمن حمایت از حقوق کودکان گزارش شده است که 43/8 درصد از کودکان مورد آزار قرار گرفته پسر و 56/2 درصد دختر بودهاند.
بیشترین آزار کودکان با 37/5 درصد توسط پدران صورت گرفته است و مادران با 18/8 درصد رتبه دوم را داشته اند.
سایر کودک آزاران را به ترتیب پدر و مادر به طور مشترک با 13/8 درصد، نامادری6/10 درصد، مدیر و معلم 6/3 درصد، ناپدری4 درصد و ناپدرى و نامادرى با هم 3/7، موسسات نگهدارى کننده از کودکان 2/5 درصد و مادر و ناپدرى 1/9 درصد اعلام شده اند.
رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان مىگوید: آمار مربوط به کودک آزارى سال گذشته نشان مىدهد که بیشترین کودک آزارى با 70/6 درصد جسمى بوده است که از این میان کتک زدن با کمربند، دست، کابل و سوزاندن بیشترین روش کودک آزارى جسمى کودکان بوده است.
این کارشناس اجتماعى اظهار مى دارد : سایر کودک آزارىها به شکل 4/4 درصد فرار از خانه، 5 درصد از موارد اخراج از خانه، 4/4 حبس در خانه و حمام، ممانعت از ملاقات با مادر مطلقه 3/1 درصد، مسامحه و بى توجهى به نیازهاى اساسى کودک 2/5 درصد، سوء استفاده از کودکان در تکدى گرى و ممانعت از تحصیل 3/8 درصد بوده است.
وى با تاکید بر این که آمارهاى فوق نشان مىدهد، بیشترین آزار کودکان در خانه و توسط پدر صورت مىگیرد، افزود : قوانین ما به نفع کودکان نیست و مالکیت پدر بر کودک وجود دارد در حالى که کودک شى نیست بلکه یک موجود کامل است.
وى تصریح کرد: هر چه میزان سواد والدین بالاتر باشد به دلیل این که والدین بهتر مىتوانند رفتارهاى خود را کنترل کنند کودک آزارى کمتر صورت مىگیرد. این کارشناس امور اجتماعى خاطر نشان کرد : یکى از مشکلات در مسئله کودک آزارى این است که کودک نمىتواند به مراجع قضایى یا نیروى انتظامى مراجعه و شکایت کند حتى اگر هم امکان مطرح کردن موضوع از سوى کودک ممکن شود حرف وى مورد استناد دادگاه قرار نمىگیرد و این در حالى است که کودکان به درستى مىتوانند مسائل خود را مطرح کنند.
ارشد ادامه داد: چون اغلب پدر و مادر عامل کودک آزارى هستند معمولا از خود یا همسرشان شکایت نمىکنند و باید تدبیرى اندیشیده شود که قوانین بیش از این از کودک حمایت کند.
سبب شناسی
توجه به سبب شناسى کودک آزارى یکى از مهمترین عواملى است که مشاور یا درمانگر باید به آن توجه نماید؛ زیرا در خلال توجه به این مطلب است که مى تواند مداخله مناسب را طرح ریزی، بررسى و هدایت نماید. تلاش هایى که به منظور تبیین علل کودک آزارى صورت گرفته، الگوهاى مختلفى را موجب شده است که در اینجا به مهمترین آنها اشاره مى شود.
(1) الگوى روانپزشکى :(Psychiatric model) این مدل، علل کودک آزارى را در ویژگى شخصیتى والدین و کودکان و به نوعى در آسیب شناسى روانى آنها دنبال مى کند. به طور کلى الگوى روانپزشکی، افراد کودک آزار (بدرفتار) را از لحاظ آسیب شناسى روانى به طور معنادار، افرادى پریشان مى داند که با پریشانى خود باعث بدرفتارى و بهره کشى از کودکان مى شوند. در این باره دو نوع آسیب شناسى مهم مطرح شده است، یکى اختلالات روان پریش (Psychotic) و دیگرى اختلالات جامعه ستیز .(psychopathic) همچنین به این موضوع اشاره شده است که بدرفتارى در افراد الکلى و سوء مصرفکنندگان مواد شایع است. نتایج اولیه در مورد موضوع کودک آزارى چنین نشان مى دهد که 14 درصد از مادران و 7 درصد از پدران در گزارشهاى خود به این نکته اشاره کرده اند که در دوران کودکى مورد بدرفتارى قرار گرفته اند.
در بسیارى از خانواده ها با یکى از کودکان بیشتر از بقیه بدرفتارى مى شود. کودکان نارس و کودکانى که در هنگام تولد کم وزن هستند و نیز آنهایى که به طور کلى دچار نارسایى هاى رشدى هستند بیشتر در معرض خطر قرار دارند. براى مثال مى توان به کودکان عقب مانده ذهنى و کودکان بیش فعال اشاره کرد. نتایج یک گزارش در ایالات
متحده نشان مى دهد که بیش از 50 درصد کودکانى که مورد آزار جسمى قرار گرفته اند، کودکان نارس و کم وزن بوده اند.
توجه بیش از حد به عوامل روان شناختى باعث شده که انتقاداتى به الگوى روانپزشکى وارد آید. روبین اظهار مى دارد که روان شناختى کردن یک پدیده اجتماعى توجه را از حوزه ساختارى و موقعیتى مشکل دور مى سازد. بر اساس این اعتقاد، اصطلاح کودک آزارى توجه را بیشتر به سوى درماندگى روانى فرد آزار دهنده سوق مى دهد و با توصیف فرد آزار دهنده به عنوان “عاملى علی” بیش از آنکه به نما و منظر اصلى مشکل (که بیشتر ماهیتى جامعه شناختى دارد) توجه شود، بر موضوع فرد آزارگر متمرکز مى گردد.
(2) الگوى جامعه شناختى :(Sociological model) الگوى جامعه شناختى کودک آزاری، بر عوامل اجتماعى تاکید بیشترى دارد. برخى از متغیرهاى جامعه شناختى که در کودک آزارى دخالت دارند و فشار روانى بسیارى را ایجاد مى کنند عبارتند از مشکلات شغلی، اختلالات خانوادگی، بیمارى و گریه کودک و موقعیت هاى مشابه. با وجود این بعضى خانواده ها علىرغم اینکه با فشار روانى بسیار زیادى مواجه هستند، با کودکان خود بد رفتارى نمى کنند. به هر حال، تعدادى از مطالعات، کودک آزارى را در خانواده هاى طبقات پایین اجتماعی-اقتصادى گزارش کرده اند البته خانواده هاى کم درآمد ذاتا بدرفتار نیستند، بلکه شرایط فشار آور بیشترى را در زندگى تجربه مى کنند. در یک مطالعه ملى در آمریکا (1993) کودکان خانواده هاى با درآمد سالیانه پایین تر از 15000 دلار با کودکان خانواده هاى با درآمد سالانه بالاتر از 30000 دلار مقایسه شدند. یافته ها نشان داد که کودکان گروه اول 22 بار بیشتر از کودکان گروه دوم در معرض احتمال بدرفتارى قرار دارند. در این مطالعه به عوامل دیگرى نیز اشاره شده که عبارت اند از: تک والدى بودن خانواده و پایگاه اقتصادی-اجتماعى والد، سوء مصرف مواد توسط والدین و بعد زیاد خانوار.
یکى دیگر از عوامل تعیین کننده در بدرفتارى با کودکان، پذیرش تنبیه به عنوان یک روش کلیدى در تربیت کودک است. تا چند سال پیش تنبیه بدنى جزء جدایى ناپذیر نظام آموزشى کشورها بود و هنوز هم به نوعى همین طور است. مادامى که تنبیه بدنى به عنوان یک روش تربیتى پذیرفته شود، شاهد خشونت و کودک آزارى خواهیم بود.
(3) الگوى تعاملى :(Interactional model) در الگوى تعاملى علاوه بر متغیرهاى روان شناختى و جامعه شناختى به تعامل این متغیرها با یکدیگر و نیز بافت موقعیت اجتماعى بدرفتارى توجه مى شود. در این الگو، کودک آزارى نتیجه تعامل ویژگى هاى کودک، محیط اجتماعى و ویژگى هاى فرد آزارگر است. عوامل موثر در کودک آزارى در همه موارد یکسان و مشابه نیست و به مجموعه اى از عوامل بستگى دارد.
پنج عامل اساسى موثر در کودک آزارى عبارت اند از:
1- خصوصیات فرد بدرفتار (آزارگر) 2- خصوصیات دیگر اعضاى خانواده3- خصوصیات کودک4- بافت اجتماعى 5- بافت موقعیتی
بر اساس الگوى تعاملی، اگر فردى در ارزیابىها سطح بالایى از برخى ویژگى هاى شخصیتى مرتبط با کودک آزارى و آسیب شناسى روانى را نشان مى دهد و اگر این فرد با همسرى زندگى مى کند که مشکلات مشابهى دارد و در عین حال کودکى دارد که خود یک مشکل تربیتى به حساب مى آید و در بافت اجتماعى و موقعیتى نیز عواملى از بدرفتارى بالقوه مانند فقر، بیکارى و انزوا مشاهده مى شود، به احتمال زیاد مى توان پیش بینى کرد که کودک آزارى به طور شدیدى اتفاق خواهد افتاد.
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانى خشونت خانگى به هرگونه رفتارغیر طبیعى اطلاق مى شود که منجر به آزار رساندن به خود و دیگران از جمله آزار جنسى ، جسمى و روانى مى شود و کودک آزارى شایعترین نوع این خشونت است . بر اساس نظر سنجى هایى که از سوى یونیسف در 35 کشور اروپایى و آسیاى مرکزى صورت گرفته ، در این کشورها از هر 10 کودک 6 نفربا رفتارهاى خشونت آمیز در خانواده خود مواجه هستند .
نسرین ستوده دبیر کمیته حقوقى انجمن دفاع از کودک در زمینه تعریف جرم کودک آزارى معتقد است:” کودک آزارى فقط این نیست که کودکى را بزنند و یا آنقدر او را شکنجه کنند تا بمیرد. بلکه هرگونه سهل انگارى در تربیت کودکان که منجر به هرگونه آسیب روحی، روانى و جسمى براى او شود، مطابق قانون حمایت از حقوق کودک، کودکآزارى و جرم محسوب مى شود.
کودک آزارى حتى در بعد سهل انگارى دست کم سه ماه حبس داشته و در عین حال آگاه بودن از کودک آزارى و اطلاع ندادن آن به مراجع ذىصلاح نیز مجازات حبس به دنبال دارد.”
این حقوقدان خاطر نشان مى کند:” زن و شوهر ممکن است براى حفظ کیان خانواده شان از ظلمى که یکى از والدین به کودک وارد کرده چشم پوشى کنند؛ لیکن این وظیفه دولت و مردم است که از تضییع حقوق یک کودک مظلوم جلوگیرى کنند و این نباید به معنى ورود به عرصه خصوصى خانوادهها تلقى شود.”
اما باید دانست که بسیارى از کودک آزاریها از جانب والدین کودکان به صورت ناخواسته و غیرعمدى مى باشد و براى کاهش این مسئله باید ابتدا به والدین و سرپرستان کودک آگاهى لازم را داد و در عین حال، فراهم کردن جا و مکان براى نگهدارى از این کودکان نیز باید مد نظر قرار گیرد.
بچه هاى طلاق ؛ قربانیان کودک آزاری
دکتر سید حسن علم الهدایى اظهار مى دارد : 66 درصد کودک آزارى ها در کشور ما از سوى مردان اعمال مى شود و دختران بیش از پسران در معرض این کودک آزارى ها قرار دارند. همچنین 25 درصد کودک آزارى ها در خانواده هاى طلاق اتفاق مى افتد و این در حالى است که آمارها نشان مى دهد بر اساس یک گرایش نادرست فکرى و تربیتى در ایران بیش از 50 درصد والدین در خانوادههاى ایرانى معتقدند که تنبیه به عنوان یک ابزار تربیتى براى کودک لازم است و 40 درصد والدین ایرانى نیز به تنبیه بدنى گرایش دارند .
وى مى گوید : کودک آزارى جسمى و بدنى اولین نوع کودک آزارى است که بیشتر در خانواده هاى نیازمند و در معرض از هم پاشیدگى اتفاق مى افتد ، کودک آزارى عاطفى نوع دوم کودک آزارى شامل تحقیر، سرزنش و خدشه دار کردن شخصیت کودک مى شود که علاوه بر خانواده هاى مشکل دار در خانواده هاى نسبتا مرفه جامعه نیز دیده مى شود . تحقیقات نشان داده است بیشتر کودک آزارىها توسط پدران انجام مىشود. آمارها نشان مىدهد که “پدران” در صدر افراد آزاررسان به کودک قرار دارند و براین اساس در سال گذشته بیش از ?? درصد کودک آزارىهاى گزارش شده توسط پدر صورت گرفته است.
تاثیر فشار اقتصادى بر کودک آزاری
علم الهدایى کار پیش از موعد کودکان در مزرعه و کارگاههاى زیر زمینى و خیابانها را پیش از15 سالگى و نیزکودک ربایى که به منظور انتقام گرفتن از والدین و یا باج خواهى مالى صورت مى گیرد را از مصادیق عمده کودک آزارى در تمام کشورهاى جهان عنوان مى کند و اظهار مى دارد : موارد کودک آزارى هاى جسمى از این قبیل که منجر به مرگ مى شود اکثرا در خانواده هاى از هم پاشیده و به دلیل اعتیاد و یا زندانى بودن یکى از والدین اتفاق مى افتد که در این زمینه نیز پدر کودک به دلیل جرم اعتیاد به زندان افتاده ومادر با داشتن چند فرزند به عنوان یک زن سرپرست خانوار بار تامین مخارج خانواده را به دوش مى کشیده است .
معاون امور اجتماعى بهزیستى با بیان اینکه متاسفانه على رغم تاکید فراوانى که در دین مبین اسلام نسبت به تکریم کودک و محبت به او شده اما به دلیل جهل و ناآگاهى والدین نسبت به حقوق کودک ، رشد شخصیت او و در یک کلام فقر فرهنگى و غفلت خانواده نسبت به اخلاق دینى و آموزه هاى تربیتى اسلامى ، آزار و اذیت کودکان همواره ادامه دارد مى گوید : در کشور ما 70 درصد کودک آزارى ها در درون خانواده اتفاق مى افتد که این کودک آزارى ها به صورت جسمى ، جنسى و روانى از سوى ناپدرى ، نامادرى و بعضا به وسیله پدر و مادر واقعى کودکان اتفاق مى افتد .
وى با بیان اینکه تنها در یک ماه 15 مورد کودک آزارى شدید منجر به انتقال به بیمارستان گزارش شده ، اظهار مى کند : این تعداد تنها مواردى هستند که برملا شده وچه بسیار کودک آزارى هایى که پنهان باقى مى ماند .