محمدکاظم انبارلویی
به این دو گزاره حزبى دقت کنید:
1- “بر اساس مباحثى که در دفتر سیاسى [حزب اعتماد ملی] مطرح شده است، حزب اعتماد ملى از نظر اقتصادى در جایگاه چپ و از نظر سیاسى در جایگاه دموکراتیک قرار دارد که در مجموع مىتوان گفت که اعتمادملى حزبى سوسیال دموکرات است”.
[روزنامه اعتماد ملی، سهشنبه 9 خرداد 85، اظهارات جواد اطاعت، رئیس دفتر سیاسى حزب اعتماد ملی]
2- “اگر بخواهیم تعریف روشنى از کارگزاران ارائه کنیم، مىتوانیم بگوییم کارگزاران یک حزب لیبرال- دموکرات مسلمان است. همچنین کارگزاران در همه عرصهها معتقد و به لیبرالیسم پایبند است”.
[حسین مرعشى عضو شوراى مرکزى حزب کارگزاران سازندگى گفتگو با ایسنا 21/3/85]
کارنامه چپ در ایران چیست؟ تبارشناسى این جماعت کدام است؟ “خاستگاه” سوسیالیسم و لیبرالیسم در بستر به اصطلاح دموکراسى غرب و “خاستگاه” آن به لحاظ مبنایى به اندیشههاى الحادى همان سامان برمىگردد. نخستین روزهاى ورود چنین اندیشههایى به اندکى قبل از نهضت مشروطیت برمىگردد.
برخلاف تعریف عدهاى که اصطلاحا سوسیالیسم را “چپ“ و لیبرالیسم را “راست” معنى کردهاند، اما واقعیت این است که سوسیال دموکراتها و لیبرال دموکراتها هر دو در اردوگاه چپ در ایران تعریف و ساماندهى مىشوند. این دو جماعت همواره در برابر جریان اصیل مرجعیت و روحانیت و طرفداران اسلام ناب محمدى (ص) در طول تاریخ یکصد سال اخیر قرار داشتهاند.
جریان اصیل اسلام و انقلاب معتقد است اسلام به خودى خود یک دین کامل و یک ایده جامع است و نیازى به وامگیرى از سوسیالیزم یا لیبرالیزم به مثابه یک ایدئولوژى ندارد.
کسانى که در یکصدسال اخیر در جریان جنبشهاى اجتماعى و سیاسى شیفته محصولات فکرى دوران مدرنیته بودند بزرگترین ضربهها را به حرکتهاى انقلابى و مردمى زدند و انقلابهاى اجتماعى و سیاسى معاصر همچون انقلاب مشروطه و نهضت ملى را به بیراهه بردند.
امام خمینى (ره) بنیانگذار جمهورى اسلامى از ابتداى نهضت اسلامی، پرچم جمهورى اسلامی، نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را بر دوش کشید و قدم به قدم بیراههها و کژ راههها را نشان داد و خود نیز در نخستین روزهاى انقلاب با جریان نیرومند چپ اعم از لیبرال دموکراتها و سوسیال دموکراتها که دست در دست هم قرار داده بودند، دست و پنجه نرم کرد و براى اولین بار در تاریخ یکصد سال اخیر پشت منحرفان را به خاک مالید و انتقام شکست مشروطه و نهضت ملى را از آنها گرفت.
اما پیروزى امام (ره) به نشانه آن نیست که آثار وجودى و انحرافات فکرى این جماعت به کلى از صحنه بازار اندیشه سیاسى در ایران رخت بر بسته است.
پیران امروز که جوانان دهه 30 و 40 بودند به خوبى به خاطر دارند، کسانى که خود را مارکسیست اسلامى مىنامیدند به چه سرنوشت شومى دچار شدند.
امروز چه شده است که رئیس دفتر سیاسى حزب اعتماد ملى که یک حزب اسلامى است و در راس آن یک روحانى با سابقه و طرفدار امام (ره) است رسما اعلام مىکند، حزب اعتماد ملى یک حزب سوسیال دموکرات است!
آیا او نسبت اسلام و اندیشه سیاسى امام را با سوسیالیسم و سوسیال دموکراسى نمىداند؟! اگر او نمىداند دبیرکل محترم این حزب که خود تجربه مصاف با مارکسیستهاى اسلامى [بخوانید منافقین] را در دهه 40 و 50 دارد، به خوبى مىداند.
امروز چه شده است عضو برجسته حزب کارگزاران که خود را منسوب به یک روحانى عالیقدر و شناخته شده مىداند رسما اعلام مىکند، حزب کارگزاران یک حزب لیبرال دموکرات مسلمان است.
همان طور که یک سوسیالیست نمىتواند یک مسلمان باشد یک لیبرالیست هم نمىتواند یک مسلمان باشد. چرا که طى یکصد سال اخیر خیلىها این تلاش را کردند که اینگونه باشند که آقاى مرعشى و جواد اطاعت مىگویند اما توفیق آن را نیافتند و سر از کفر و نفاق و الحاد درآوردند. با شناختى که از این دو بزرگوار دارم ساحت فکر و اندیشه آنان از سمومات فکرى سوسیالیسم و لیبرالیسم باید مبرا باشد.
سوسیالیسم و لیبرالیسم یک ایدئولوژى و یا با تسامح باید بگوئیم یک نوع دین و عقیده است. چطور یک مسلمان مىتواند هم این باشد هم آن!
یک مسلمان در شبانه روز حداقل 17 بار از خداوند تبارک و تعالى مىخواهد او را به صراط مستقیم و راه راست هدایت کند. این صراط مستقیم چیزى جز اسلام نیست. اسلام هم چیزى کم ندارد که آن را از سوسیالیزم یا لیبرالیزم وام بگیرد. اگر کسى اسلام را ناقص مىداند که باید نقص خود را از اندیشههاى غربى رو به کمال ببرد قطعا به وادى شرک و نفاق و الحاد کشانده مىشود این را بنده نمىگویم این را تجربه تاریخى ملت ایران در یکصد سال اخیر واتاب مىدهد.